TGViewer
Someone, Somewhere Someone, Somewhere @colourlessastroid · 107 subscribers
Post #1798 27
Someone, Somewhere یه کتابفروشی توی تبریز پیدا کرده بودم که کتابایی که چاپ‌شون ممنوع شده بود میاورد. باهاش هماهنگ کرده بودم نام تمام مردگان یحیاست رو برام بیاره. قیافه‌ی آقای کتابفروش که من شیش ماهه نیومدم ولی قبلا هرهفته یا هردوهفته یه بار میومدم:
بچه‌ها دیشب با ارتی رفتم و کتابفروشی تبدیل به لباس‌فروشی شده بود. این‌قدر ناراحتم که می‌خوام فقط گریه فقط شیون فقط غم.
More from @colourlessastroid
  1. Oct 6, 2026تولدی دیگر/ میان تاریکی در آسمان ملول ستاره‌ای می‌سوخت ستاره‌ای می‌رفت ستاره‌ای می‌مرد #Bo…
  2. Oct 5, 2026نیلوفر توی گروه روتین یه تنه داره جلو می‌ره.
  3. Oct 5, 2026هیچ‌کس برام یوکی نمی‌شه چون اولین گربه‌ای بود که این‌قدر باهم دوست شدیم.
  4. Oct 5, 2026دلم نصف‌شبی این‌قدر براش تنگ شده که می‌خوام فقط گریه کنم.
  5. Oct 5, 2026من جدی جدی خوشحالم که توی فیلد مربوط به حیوانات کار نمی‌کنم چون قلبم هرروز این‌قدر ریش‌ریش…
  6. Oct 5, 2026یه ریویوی کوتاه از کتاب فروشگاه فرصت دوباره.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →