ما میان پیچشِ نفسهایمان
و شمردن هرشمارِ هوسهایمان
روی حس سردِ میلهی قفسهایمان
در جریان پریشان و لرزانِ این دنیا
چه ارزان میرویم
ما در کران به کرانِ این بیکران
در کاروانِ گریزان و حیرانِ این زمان
در جاودانگی خود، پر زوال
میدویم و میرویم
من و تو در میان ما، ما شدیم
و ما در میان من و تو، هم شدیم
پس بیا که رویا و خواب را درهم کنیم
و این خامیِ خواب را برهم کنیم
Post #1759
28
Forwarded from Poems From A Non-Poet
- 🕊 3