Post #1172
23
Someone, Somewhere نمیدونم چرا هرکی رو میبرم کافه آفتاب کمر میبندن که آبروی منو اونجا ببرن. اون از آرتی و آترینا اینم از کیانا.
همهش بلندبلند میگفت گشنمه و غر میزد. بعد داشت میگفت اینجا دیگه کجاست منو آوردی و همون موقع ویتر از کنارمون رد شد-