📌 یادداشت سوم: برای درمان روان، باید اول آن را کامل بشناسیم؟
حتی اگه بپذیریم مطالعهی روان محدودیتهای خاص خودش رو داره و هیچوقت به قطعیت علم قلب نمیرسه، این نتیجه ازش گرفته نمیشه که پس درمان مؤثر ممکن نیست. همهی این استدلالها یک پیشفرض مشترک دارن: باید اول روان رو کاملاً شناخته باشیم تا بتونیم درمان مؤثر ارائه بدیم.
اما یک سؤال مهم اینجاست: وقتی از درمان صحبت میکنیم، دقیقاً منظور چیه؟ درمان لزوماً به معنای شناخت کامل یک پدیده و کنترل تمام سازوکارهای اون نیست. در بسیاری از علوم، هدف اولیهی مداخله اینه که عملکرد فرد بهبود پیدا کنه، رنج کاهش پیدا کنه یا توانایی سازگاری افزایش پیدا کنه؛ حتی اگر هنوز دربارهی تمام سازوکارهای زیربنایی اون پدیده شناخت کاملی نداشته باشیم.
با همین سطح از شناخت، افراد زیادی تا به حال از روشهای درمانی سود بردن؛ و روشهای درمانی زیادی، بهخصوص درمانهای شواهدمحور و جامع، بعد از تست و جمعآوری شواهد، به فهم بهتر روان هم کمک کردن. این یک فرآیند دوطرفهست، دقیقاً مثل بقیهی علوم. ما پیش از شناخت کامل قوانین پیچیدهی بدن، پزشکی رو توسعه دادیم؛ و همین مداخلات بعدها به شناخت عمیقتر بدن کمک کردن. مغز رو هم کامل نمیشناسیم و حتی نمیدونیم چقدر خواهیم شناخت. امروزه حقایق عجیبی دربارهی قلب و روده پیدا شده که از اثر اونها روی مغز صحبت میکنن؛ چه کسی سالها قبل فکرش رو میکرد؟
همهی اینها به علم کمک کردن. ولی کسی صبر نکرده تا بعد از شناخت کامل مغز، براش دارو تجویز کنه یا جراحیش کنه. علم پزشکی هم بسیاری از مداخلات مؤثرش رو قبل از رسیدن به فهم کامل سازوکارها توسعه داده و بعد همین مداخلات به شناخت عمیقتر بدن کمک کردن. روش علم همینه.
و نکتهی آخر: روانشناسی (به ویژه روانشناسی شناختی و محاسباتی) امروزه متفاوتتر از سالهای قبله. انواع مدلسازیهای محاسباتی داره به روانشناسی و روانپزشکی کمک میکنه تا یک بیماری یا روش درمانی رو، قبل از تست روی انسان، داخل یک مدل بررسی کنن. رد کردن کل روانشناسی بهعنوان یک حوزهی بیاعتبار، نادیدهگرفتن تمام تلاشهاییه که در این سالها شده تا به جایی برسیم که یک بیماری و داروهای مؤثر بر اون رو اونقدر شناخته باشیم که بخوایم مدلشون کنیم. بهتره منصف و مطلع از علم روز باشیم تا بتونیم صحبتهای مؤثرتری داشته باشیم.
❓راستی نظر شما چیه؟
آیا برای مداخله روی یک پدیده، باید اول ماهیتش رو کاملاً بفهمیم؟ یا میشه با شناخت محدود اما شواهد کافی، بهتدریج هم مداخله کرد و هم شناخت رو کاملتر کرد؟
مرز بین پیشرفت تدریجی علم و مداخلهی غیرمسئولانه کجاست؟ این سوالیه که ارزش فکر کردن داره.
سپیده اکبری
@CogniPath
Post #269
687
- ❤ 5