TGViewer
Channel Public Channel
چنلِ کُدی :»

چنلِ کُدی :»

@codeinevoice

خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot
https://t.me/NashenasBot?start=C4a1tva6
@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Subscribers
447
Photos
179
Videos
6
Links
181

Showing posts older than #2074 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2073 131
"بخاطرِ تو" خیلی قوت قلبه واسه ادم؛ اینکه یکاری رو خودت راضی نباشی به انجامش، ولی بخاطر یکی که برات عزیزه انجامش بدی. "بخاطرِ تو" لازمم.
Post #2072 131
چنلِ کُدی :» https://t.me/codeinesbook
به کتاب صوتیای تولید شده توسط چنل، توجه خرج کنین یکوچولو. بووسَم بهِتانه 🤍.
Post #2070 128
ایده های تنهایی خوب زندگی کردنی که اینستا پیشنهاد میکنه، فقط بدرد کسایی میخوره که خونه مجردی دارن :(
Post #2069 133
من قبول کردم عشق قرار نیس برام اتفاق بیفته، ولی بعضی وقتا بغضم میگیره و واسه کنار اومدن باهاش گریه لازمم.
Post #2068 225
«بی تو هنوز ایستاده‌ام» «شاید امروز بیایی.»
اینجا چنلِ یه منتظره؛ ادمی که میتونه تا ابد منتظر بمونه و اون ذره امیدشو از دست نده و هرروز و هر لحظه یادِ کسی باشه که منتظرِ اومدنشه. همچین ادمی جدا ستودنی نیست؟ صبرش، امیدش و انتظارش همه و همه الحق ستودنیه ...
Post #2066 121

Forwarded from شهرِ یار (D O N Y A)

«دنیا تا همیشه مدیون زنانی می ماند که سعی کرده اند با کار های کوچک حال خودشان را خوب کنند تا محیط اطرافشان آرام بماند»
Post #2065 118
چنلِ کُدی :» | By X9 Converter – Barnemigardi- Codeine
بنظرم بعدِ مدتها "برنمیگردی" شنیدنش خالی از لطف نیست. امشب حس و حالشو بغل کنیم باهم.
Post #2064 118
چنلِ کُدی :» بعد از شنیدن اپیزودِ پایانیِ کتابِ "دلایلی برای زنده ماندن" مشتاق شدم بدونم هرکدوم از شما چه دلیلی برای زنده موندن و زندگی کردن دارین؟ با پادکستایِ کدعین به اشتراک بزارین، میزارم اینجا تا باهمدیگه بخونیمشون 🤍.
دلیلِ من واسه زنده موندن یکی دو تا نیس ولی محرکِ همه اون دلایل این حقیقت سادست که دوس دارم زندگی کنم؛ همه وجود من زندگی کردنو میطلبه و نمیخوام و نمیتونم به خواسته وجودیِ خودم بی اعتنا باشم. هرکسی شانس زندگی کردنو پیدا نمیکنه و من با همه مشکلات و سختیا و ناکامیایی که تجربه کردم و میکنم، خیلی خوشبختم. زندگیِ من همه چیزو توو خودش داره و من حال بدیا رو تحمل میکنم چون میدونم یه حالِ خوبیَم هست و ارزششو داره صبر کنم. بعد از تجربه حال خوب، دوباره حالِ بَده و این پروسه تکرار شونده ولی هربار متفاوتِ زندگیه که زندگی رو از یه نواختی درمیاره و شوقِ زیستن رو دوباره و دوباره درونم زنده میکنه و من با همه وجودم زندگی کردن رو دوست دارم. حتی اگه یه روزایی خیلی سخت بگذره، ولی میَرزه.
Post #2063 96
پیام ناشناس شورهای بزرگی که تحقق نمی‌یابند سریع‌تر از شکست‌های بزرگ راه به مرگ می‌برند. شکست‌های بزرگ رنج و عذابی کندپایند اما شورهای بزرگی که چوب لای چرخشان رود چون آذرخش می‌کشند. من فقط دو نوع آدم را شایستۀ ستایش می‌دانم: آنانکه بالقوه دیوانه‌اند و آنانکه بالقوه خودکشی…
این متن زیبا از امیل چورانه بچها
Post #2062 105
پیام ناشناس شورهای بزرگی که تحقق نمی‌یابند سریع‌تر از شکست‌های بزرگ راه به مرگ می‌برند. شکست‌های بزرگ رنج و عذابی کندپایند اما شورهای بزرگی که چوب لای چرخشان رود چون آذرخش می‌کشند. من فقط دو نوع آدم را شایستۀ ستایش می‌دانم: آنانکه بالقوه دیوانه‌اند و آنانکه بالقوه خودکشی…
خیلی خاص و بینظیر بود این جواب. بنظرم هممون دست کم توو یه برهه ای از زمان، دچار همچین حس دوگانگی بین مرگ و زندگی دست و پا زدن شدیم؛ و این پارادوکسی که تو میگی که خود ظلمت درونت نور می افشانه یه حس عجیب ولی قابل درکیه و حس میکنم میفهممت. ممنون از قلمی که داری و ممنون از نکته ای که بهش اشاره کردی.
Post #2061 111

Forwarded from پیام ناشناس

شورهای بزرگی که تحقق نمی‌یابند سریع‌تر از شکست‌های بزرگ راه به مرگ می‌برند. شکست‌های بزرگ رنج و عذابی کندپایند اما شورهای بزرگی که چوب لای چرخشان رود چون آذرخش می‌کشند. من فقط دو نوع آدم را شایستۀ ستایش می‌دانم: آنانکه بالقوه دیوانه‌اند و آنانکه بالقوه خودکشی کرده‌اند ـــ یعنی کسانی که عاقلند ولی هر آن ممکن است دیوانه شوند و کسانی که زنده‌اند ولی هر آن ممکن است دست به خودکشی بزنند. فقط این دو گروهند که در من ترسی آمیخته به احترام برمی‌انگیزند زیرا در این دو گروه ظرفیت شورهای عظیم و شکوفایی‌های عظیم روحی هست. آنانکه مثبت زندگی می‌کنند، پر از اعتماد به نفس، راضی از گذشته و حال و آیندۀ خویش، به اینجور آدم‌ها فقط احترام می‌گذارم، فقط همین.

چرا من خودکشی نمی‌کنم؟ چون همانقدر حالم از مرگ به هم می‌خورد که از زندگی. باید مرا بیندازند درون دیگی جوشان! آخر چرا روی این زمین ایستاده‌ام؟ احساس می‌کنم نیاز دارم داد بکشم، جیغ بکشم، جیغی چنان وحشی و افسارگسیخته که عالم و آدم را از وحشت بلرزاند. به آذرخشی می‌مانم که آماده است آتش اندر خرمن عالم اندازد و هرچه را هست به کام شراره‌های نیستی من فرو برد. من مخوف‌ترین موجود تاریخم، همان وحشِ آخرزمانم که از هاویه برآمده، سرشار از نار و ظلمت، سرشار از آرزو و یأس. همان وحش آخرزمانم با نیشِ باز، منقبض تا سرحدّ وهم و منبسط تا نامتناهی، هم می‌بالم و هم می‌میرم، سرخوشانه آویزان میان امیدِ به هیچ و نومیدی از همه‌چیز، بارآمده در دل عطرها و زهرها، سوخته در آتش نفرت و عشق، کشته به دست سایه‌ها و نورها. نماد هستی من مرگ نور است و شرارِ مرگ. جرقه‌ها در ضمیرم فرو می‌میرند تا باز چون تندر و آذرخش بزایند. خودِ ظلمت است که در من نور می‌افشاند.
Post #2060 220
لُُپـالــوو شاید لبخند و امید هر روز به امید این بیدار میشم که بتونم خودمو راضی کنم که لبخند واقعی داشته باشم
لبخند زدن واقعا دلیلیه که میرزه بخاطرش زندگی کنی. از وقتی یاد گرفتم لبخند بزنم حس بهتری نسبت به خودم دارم. و چقد دلیلت ساده و بی الایش و واقعی بود.
Post #2059 228

Forwarded from لُُپـالــوو

شاید لبخند و امید
هر روز به امید این بیدار میشم که بتونم خودمو راضی کنم که لبخند واقعی داشته باشم
Post #2058 98
ḃlu chat | ربات ناشناس ‎ مُردن هنره، دلم نیست بیهوده بمیرم. مثل آدم عادی مُردن و دفن‌شدن ایده‌آل من نیست.
این حقیقت که عادی بودن بعضیا مِن جمله خودم رو اذیت میکنه، اذیتم میکرد. خوشحالم تنها نیستم. ادم باید یه کاری بکنه، حتی اگه اون کار خیلی موفقیت امیز نباشه یا به همه نشناسوندش. فقط باید یه کاری کرد، هرچند کوچیک، و بیهوده نبود.
Post #2057 106

Forwarded from ḃlu chat | ربات ناشناس

‎
مُردن هنره، دلم نیست بیهوده بمیرم. مثل آدم عادی مُردن و دفن‌شدن ایده‌آل من نیست.
Post #2056 137
Hidden Chat در پاسخ این پیام نوشت: شب است و دل ز طوف جنون خسته است هنوز ولی چراغ کوچکی در من نشسته است هنوز اگرچه باد، هزاران‌بار خواستش خاموش نفس کشیدم و گفتم: بمان، خسته است هنوز...
بمان خسته است هنوز ... خسته ایم ولی قرار نیس ادامه ندیم. مگه نه؟
Post #2055 146

Forwarded from Hidden Chat

در پاسخ این پیام نوشت:

شب است و دل ز طوف جنون خسته است هنوز
ولی چراغ کوچکی در من نشسته است هنوز
اگرچه باد، هزاران‌بار خواستش خاموش
نفس کشیدم و گفتم: بمان، خسته است هنوز...
Post #2054 139

Forwarded from نُـهـا

بقیه شادیاتو میپسندن ولی من دوست دارم غمگین ترین بخش از وجودت رو بغل کنم .چون غم هات مقدار بیشتری از تو رو تو خودت دارن .
Post #2053
چنلِ کُدی :» pinned «بعد از شنیدن اپیزودِ پایانیِ کتابِ "دلایلی برای زنده ماندن" مشتاق شدم بدونم هرکدوم از شما چه دلیلی برای زنده موندن و زندگی کردن دارین؟ با پادکستایِ کدعین به اشتراک بزارین، میزارم اینجا تا باهمدیگه بخونیمشون 🤍.»
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →