توو یه گفتگویِ صادقانه و واقعی دو طرفه، هم حرف میزنی، هم گوش میکنی، هم شنیده میشی و هم میشنوی.وقتی همه اینا وجود نداشته باشن، اون گفتگو به ظاهر یه گفتگویِ دو طرفست. وقتی دو طرف واقعا علاقه دارن رویاها، امیدها، ارزوها و ایده هاشون رو باهم درمیون بزارن و به همدیگه گوش کنن، اون ارتباط واقعیه و حقیقتا دو طرف داره. وقتی گوش میکنیم که لزوما حرف بزنیم، درواقه داریم گوش نمیکنیم، داریم اماده میشیم که خودمونو بهتر و بزرگتر و درست تر از طرف مقابل جلوه بدیم و توجهِ حقیقی در این گفتگو به چشم نمیخوره. یه گفتگویِ دو طرفه واقعی، محق دونستن خود توو همه جنبه ها و تلاش بی وقفه واسه مخالفت با طرف مقابل نداره؛ انسان در یه گفتگویِ واقعی احساسِ "ما"بودن و ازادیِ کلام میکنه. گوش کردنِ واقعی، همون چیزی بود که موریِ کتاب سه شنبه ها با موری رو واسه همه محبوب و دوست داشتنی تر کرده بود و دلیلی بود که محبت رو، توو دل همه ادمهایِ اطراف موری و خودش نسبت به همدیگه کاشته بود.
-
برداشت از کتابِ برایِ شاد بودن هیچوقت دیر نیست.