ازم نپرس خوبی؟
چون نمیتونم با یه کلمه "آره" یا "نه" یا مثلا عبارتایی مث "بد نیستم" یا "خداروشکر" جوابتو بدم.
اگه بخوام از حالم بگم، باید برات بگم از شبی که با فکر و اشک صب شد.
بگم از چن ساعت قبل که دعوام شد.
از نگرانیام بگم و ازینکه چقد دلواپس اینم که کسایی که دوسشون دارم بهشون آسیب نرسه.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بهت بگم که بودنت چقد قشنگه و چقد میدونم همیشگی نیست و این غمگینم میکنه.
بگم از وقتایی که استرس جواب پس دادن، نمیزاره بهم خوش بگذره.
از خنده های فیکم بگم، از غصه های دلم که کسی نمیدونه چه حالی دارم و قضاوت میشم فقط، نه درک.
از فکرای زیادی باید بگم که مغزمو توو خودش حل کرده و قدرت و توان تصمیمگیری ازم سلب شده.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بگم از شبایی که فکنمیکردم صب شه ولی شد،
از روزایی که فک نمیکردم بگذره ولی گذشت،
از لحظه هایی که فقط خودم بودم ولی تونستم ادامه بدم،
از خستگیایی که میدونستم به نتیجه نمیرسه، ولی کشیدم تا بگم من میتونم.
اگه حوصله داری بشینیم و یه استکان چایی بریزم و کلی حرف بزنیم ازم بپرس "خوبی".
وگرنه که "تا خوب چی باشه".
بعدشم بحثو عوض میکنم و هیچوقت هیچکس نمیفهمه واقعا "خوبم" یا چی.
- کدعین
Post #2878
8
Forwarded from چنلِ کُدی :»