عشق همون دلیلیه که باعث میشه ادم با وجود سخت ترین شرایط و بدترین تجربه ها، بازم به زندگی میل داشته باشه و دلش نخواد بمیره. همون محرکِ درونی و ایمان به روزهای خوب، همون زیباترین و عجیب ترین افریده ای که هیچوقت کامل شناخته نمیشه ولی شناختِ گوشه ای ازش کافیه تا تو رو از زمین جدا کنه و به زندگیت معنی بده :)
Post #2824
209
ادمیزاد کلِ عمرش رو صرفِ ازمون و خطای پیدا کردن "عشقِ واقعی" میکنه. بارها و بارها از عزیرترین چیزهاش و وقت و زمان و احساس و جسم و روحش خرج میکنه، بلکه بتونه عشقی که لایقش هست رو قبل ازینکه عزیمتِ جاودانه به سراغش بیاد، تجربه کنه. چیه این عشق که ادمیزاد رو بارها و بارها وقتی کاملا قطعِ امید کرده بازم به زندگی برش میگردونه، به پاهای خستهش جون میده، به ذهنِ کلافهش ارامش میده و به قلبِ بیقرارش امید؟ من فکر میکنم اونی که زنده نگهمون میداره اکسیژن نیست، امید داشتن به تجربه عشقِ واقعیه؛ به اون لحظه رسیدن، به اون شوقِ وصال، به تجربه های دونفره ای که قراره زندگی این دنیا رو واسمون قشنگتر کنه و پله رشدی باشه واسه روحِ لایَتَناهیمون.