TGViewer
چنلِ کُدی :» چنلِ کُدی :» @codeinevoice · 452 subscribers
Post #2127 187
نشسته بودم و زل زده بودم به دستاش؛

اون انگشتایِ ظریف و کشیدش، زیر نور ملایمی که خورشید، مصرانه از پشت پرده پنجره به دستاش میتابوند، عجیب میدرخشیدن.
بلخره طاقتش تموم شد و پرسید: چیو داری نگا میکنی این همه وقت؟
به خودم اومدم و لبخند زدم و نگاهمو از رو دستاش اوردم رو چشماش و گفتم: همون دستایی که توو اوجِ سختی دستای سردمو گرم کرد. همونا که وقتی میگیرمشون خداروشکر میکنم که دارمشون. همون دستا که بنظرم خدا با گذاشتنشون توو دستایِ من، خواسته همه بدبختیا و کمبودا و نشدنا رو یجا جبران کنه.
نگاهش مهربون شده بود و حالا اونم لبخند میزد. گفت: از کجا انقد بلدی همه چیزو رومانتیک و شاعرانه جواب بدی؟ زیادی احساساتی بودن سختت نیست؟
نگاهمو ازش گرفتم و یه وینستون از جیبم دراوردم و گذاشتم رو لبم و زیرش فندک زدم. یه پکِ نیمه عمیق بهش زدم و نگامو دوختم به پنجره. گفتم: مشکل اینه این روزا احساساتی بودن عجیبه و گاهی حتی نقص محسوب میشه. با ینفر نبودن و تعهد نداشتن و الکی دوسِت دارم گفتن و یکیو امیدوار کردن و بعد ولش کردن، شخصیت ساخته واسه ادما. چیزایی که قبلنا اوجِ بی شخصیتی به حساب میومدن، حالا شدن معیارای ادما واسه انتخابِ ادمای زندگیشون. این وسط یکی مثلِ من که احساساتیه و عشق واقعی رو میطلبه و سعی میکنه همون عشقو خرجِ ینفر کنه، عجیب غریب بنظر میاد. من بلد نیستم احساساتی نباشم. بلد نیستم الکی بگم دوسِت دارم. بلد نیستم یکی رو روو نیمکتِ ذخیره نشونده باشم که مبادا بعدِ الانیه بیکار بمونم. بلد نیستم جمله های قشنگی که به ذهنم میرسه، به کسی که دوسش دارم نگم. من اینشکلیم و از اینشکلی بودنم پشیمون نیستم. با اینکه ادمایِ اینشکلی همیشه تنها میمونن، رها میشن، گاهی حتی دیده نمیشن و عشقِ واقعی نصیبشون نمیشه، ولی بازم نمیتونم پشیمون باشم از مدل شخصیتم و تن بدم به بی معرفتی و بی وفایی و با یکی نبودن و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه که به اسم مد و ترند، گند زدن به زندگی ادمایی شکلِ من.
انقد غرقِ حرف زدن بودم که نفهمیدم از روبروم پاشده اومده نشسته پیشم. دستمو گرفت. گرمیِ دستاش یه حس گرمِ قشنگی رو تووم زنده کرد و بی اختیار یه بووسه نشوندم رو پیشونیش.
پکِ بعدی رو که به سیگار زدم، دیدم تنهایی نشستم توو اتاق و زل زدم به پنجره و چشمام خیسه. اون رفته بود. درواقه اصلا نبود که بره. وقتایی که توو خیالش غرق میشم، یادم میره کجام، یادم میره چیکار میکنم و یادم میره کی ام. این عشقِ خیالی، عجیب جون به جونام اضافه میکنه. چون حداقل از یه عشق ابکیِ بیهوده منزجر کننده ای که میتونستم تجربش کنم ولی ترجیح دادم تنها بمونم، خیلی بیشتر به دلم میشینه. تنهاییمو دوست دارم ولی گاهی وقتا اذیتم میکنه و یقمو میگیره و منم سعی میکنم با تصور دستایِ گرم یه معشوق واقعی توو دستام و غرق شدن توو حسش و اشک ریختن و سیگار کشیدن، ازون حسِ سخت و فرساینده ام گذر کنم و به تنهاییم ادامه بدم. شاید یه روز واقعی شه. شایدم نشه‌. ولی من میدونم لایقِ تجربه کردنش هستم. ولی توو این دنیا واسه رسیدن به چیزی که لیاقتشو داری باید خیلی پوست کلفت باشی. اخرشم چیزی تضمین نمیکنه که حتما بهش میرسی. پس بشین کنارِ پنجره و سیگارتو بکش و خودت و همه دنیارو بخاطر نشدنا ببخش. همین.

- کدعین
More from @codeinevoice
  1. Oct 12, 2026شبِ همه بخیر، شبِ اونایی که توو هر شرایطی باشن شب بخیر یادشون نمیره، بخیرتر.
  2. Oct 12, 2026-
  3. Oct 12, 2026این پیامو فور کنید و یه پست مشخص کنید تا ازتون فور کنم به چنلتون نمره بدم اگه دوست داشتی ا…
  4. Oct 12, 2026این پیامو‌ فور کن، بذارمت فولدر..🫐 جوین باش؛ تگتو بفرست.. @Maajalbot
  5. Oct 12, 2026- گاهی خیانت به چیزی که هستیم و در درون ماست، موجبِ رنجِ درازیه که سالهاست توو اسیب دیدن ا…
  6. Oct 11, 2026حقیقتا بوی زندگی میدن؛ حق با توعه. ادم حس میکنه داره خونه و خونواده خودشو میبینه.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →