ادما رو مجبور نکنین مرگ رو دوس داشته باشن؛
بعدِ مرگ کسایی که دوسِت دارن، تازه یادشون میفته دوس داشتنشونو ابراز کنن، ادمایی که حتی نمیشناسیشون واسه خداحافظی باهات به دیدنت میان و برات اشک میریزن و ازینکه از دستت دادن ناراحتن و تو حتی نمیدونستی اونا تو رو دارن. بعدِ مرگ، همش بودنتو ارزو میکنن، دلشون میخواد همه عمرشونو بدن ولی فقط یبار دیگه تو سالم رویِ مبل نشسته باشی. سعی میکنن توو هر چیزی یه نشونی از خاطراتِ حضورِت رو پیدا کنن، بعد یهو هق هق بزنن زیر گریه و فقدان و نبودنت خیلی براشون غیر قابل تحمل بنظر برسه. زندگی بدون تو برا ادما خیلی سخت و دردناکه پس چرا زندگی با تو واسشون خیلی شگفت انگیر و دوست داشتنی نیست؟ چرا هر روز بهمدیگه یاد اوری نمیکنین که همدیگرو تا سر حد مرگ دوس دارین؟ چرا از لبخندِ همدیگه عکس نمیگیرین؟ چرا اعتراف نمیکنین که بدون همدیگه خیلی براتون سخته و بودنتون واسه هم بزرگترین معجزه زندگیتونه؟ چرا به ادم حس دوست داشتنی نبودن میدین در حالی که واقعا بودنش براتون مهمه؟ چرا فک میکنین واسه کنارِ هم بودن خیلی فرصت هست؟ چرا لحظه های کوچیکِ کنار هم بودن رو جشن نمیگیرین؟ چرا به اندازه کافی همدیگرو بغل نمیکنین؟ چرا روزی یه ساعت واسه همدیگه وقت گذاشتنو روزها و ماه ها به تعویق میندازین؟ چرا واسه سر زدن به رفته ها همیشه بیشتر از زنده ها فرصت دارین؟ چرا زندگی براتون هرچیزی هست جز خودِ زندگی؟
ادمارو مجبور نکنین مرگ رو دوس داشته باشن.
- کدعین