از ارتباطایِ لانگ خستم؛
حس میکنم بینِ یه دنیای دیگه و دنیای واقعی گم شدم و نمیدونم دقیقا الان توو چه زمانی زندگی میکنم. تنهایی آدمو به چه کارایی وا میداره. هیچوقت اون خلا داشتن ادمای واقعی تووم پر نشده. هیچوقت نشده حس کنم واقعا دارم با یه آدم ارتباط میگیرم. زندگی لایِ اکانتا و پروفایلایِ ثابت و تکراریشون، توانِ ارتباط با دنیای واقعی رو ازم سلب کرده. هیچوقت حسِ "موجودیت" نکردم. هیچوقت معنیِ درست ارتباط با آدما رو درک نکردم. هیچوقت حس نکردم تنها نیستم. هیچوقت نتونستم یه آدم واقعی رو از نزدیک لمس کنم و فقط از دور تونستم تایپ کنم "بغل بهت" و چه مضحکه وقتی حتی نمیتونم تصور کنم بغل کردنِ اون آدمِ رندوم چشکلیه.
- کدعین