◼️در ستایش آماتور بودن / بخش اول
پیتر گری | سایکولوژیتودی
▫️ بخش اول | 1
▪️در حالی که حرفهایها از این راه زندگی میکنند، آماتورها زندگی میکنند تا این کار را انجام دهند.
بهتازگی بعد از خواندن مقالهای از «ناتالیا بیرد» (۲۰۲۲) با همین عنوانی که برای این مطلب انتخاب کردهام، به موضوع آماتور بودن فکر کردم. بیرد که شغلش روزنامهنگاری است، در مقاله خود تجربهاش از کشف دوباره عشق به پیانو در ۳۱ سالگی را توصیف میکند؛ آن هم بعد از ده سال دوری از موسیقی و دنبال کردن آن به عنوان یک آماتور. او درباره تفاوت میان آماتور بودن و حرفهای بودن مینویسد:
«مشکل دستهبندی رایج برای هنرمندان — یعنی تقسیم آنها به دو گروه حرفهای یا آماتور — فقط این نیست که یک نگاه تقلیلگرایانه و تکبعدی است، بلکه ما را مجبور به مقایسه میکند. در این نگاه، آماتور همیشه پایینتر از حرفهای قرار میگیرد و آماتور بودن به مقصد نهچندان رضایتبخشِ مسیری تبدیل میشود که زودتر از موعد رها شده است. چقدر این جمله را شنیدهایم که: "میدانستم هیچوقت یک نوازنده حرفهای نمیشوم" و همین دلیلی شده برای رها کردن یک کار دوستداشتنی در دوران جوانی، کاری که بعدها حسرتش را میخورند. وقتی به آماتورها به دیده تحقیر نگاه میکنیم، این واقعیت را نادیده میگیریم که ریشه واژه "آماتور" (Amateur) به فعل لاتین "آماره" (Amare) یعنی "عشق ورزیدن" برمیگردد. اشتیاق و علاقههای ما همان چیزی هستند که دنیای درونی ما را میسازند؛ فضایی آرامشبخش که چیزهای باارزش در آن ذخیره و حفظ میشوند تا هر زمان که خواستیم یا نیاز داشتیم، به سراغشان برویم. این علاقهها را باید به هر قیمتی پرورش داد.»
من در مطلب قبلیام اشاره کردم که ما خیلی وقتها خودمان را با شغل اصلیمان (کار موظف) تعریف میکنیم و خیلی کم به سراغ کارهای دلی و سرگرمیهایمان (کار غیرموظف) میرویم. حالا باید ناتالیا بیرد را یک روزنامهنگار بنامیم یا یک پیانیست؟ حدس میزنم خودش از هر دو عنوان راضی باشد، اما اگر مجبور باشم فقط یکی را انتخاب کنم، شرط میبندم که او پیانیست است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
Post #805
352