▫️تنهایی خطرناک
نویسنده: استیون کلرت
آیا مردم بیدلبستگی عاطفی قوی به طبیعت به اندازه کافی برای حفاظت جهان طبیعی تلاش میکنند؟ مراقبت موثر از محیط زیست بیشتر نیازمند درک و تعهد عاطفی است تا درک عقلانی. برای حفاظت از زمین عقل و عاطفه باید یکدیگر را کامل کنند، همانطور که برای عملکرد پایه سلامت جسمی و روانی ما نیز چنین چیزی ضرورت دارد.
ما زمانی گونههای دیگر، مناظر طبیعی و حتی ساختمانها را واجد ارزش حفاظت میدانیم که به آنها دلبستگی عاطفی داشته باشیم و دریابیم که چقدر وضعیتشان بر سلامت و رفاه ما تاثیر دارد. مراقبت و عشق به طبیعت انگیزه ما برای حفظ این موجودات و مکانها را نه فقط در حکم عمل خیر و نیکوکارانه، بلکه به عنوان حس نوعدوستی، با فهم عمیق از منافع شخصی خود ما افزایش میدهد.
هنگامیکه ارتباط عاطفی را با جهان طبیعی انکار یا تحقیر میکنیم، ناخواسته ظرفیت جسمی و روانی خود را کاهش دادهایم. آن هنگام که بشر از نظر عاطفی از طبیعت دور شود، نابودی خود را فراخوانده است. این آن چیزی است که انسانشناس ریچارد نیلسون آن را «تنهایی خطرناک» مینامد. نلسون دربارهی این قطع ارتباط با طبیعت بهعنوان مصیبتی درحال رشد در زندگی مدرن چنین اظهارنظر میکند:
" احتمالا تا کنون هیچ جامعهای مانند جامعهی ما تا این حد با طبیعت بیگانه نبود و طبیعت را از چنین فاصله دوری مشاهده نکرده و تصور تیره از حفاظت محیطزیست نداشته است... با این حال، علاقه و هیجان برای زندگی مثل نیاز به آب، غذا و هوا حیاتی است. این علاقه ممکن است در ما آنقدر عمیق باشد که فقط با یک قرن دوری بیمارگونه از آنچنان دستخوش پیامدهایی شده باشیم که ما را به نقطهی بازاندیشی دربارهی آن بازگردانید باشد... ادوارد اُ ویلسون میپرسد: « آیا ممکن است که بشریت زندگی را بهقدری دوست داشته باشد که آن را حفظ کند؟» مسلماً هیچ پرسش مهمتری وجود ندارد...، اما بهنظر میرسد تقریباً همیشه در طول تاریخ، انسان، عاشق حیات بودهاست"
عشق به طبیعت اغلب با علاقه خاصی به یک جانور گیاه یا چشمانداز خاص که به موضوع دلبستگی عاطفی ما بدل شدهاست، شروع میشود. این وضعیت اغلب زمانی رخ میدهد که با یک قطعه زمین یا یک موجود احساس صمیمیت کنیم. در ابتدای آشنایی، حس راحتی نداریم. با این حال در طول زمان و با صبر، ارتباطات قوی عاطفی و فکری با مکانها و موجودات خاص تشکیل میدهیم. هنگامیکه این اتفاق بیفتد، این مکانها و گونهها را بخشی از وجود هویت و حتی روح خود کردهایم. ما اختیار جسمی و ذهنی این ویژگیهای طبیعی از آن خود میکنیم و آنها اختیار ما را به دست میگیرند. در جهان مشترکمان بدل به همکار میشویم و در فرایندهای محیطزیستی که اساس پایداری ما میشوند، با هم شریک میشویم. ما به اعضای اجتماعی از روابط بدل میشویم و بیشتر احساس زنده بودن میکنیم، آنهم در صلح و آرامش و عشق زمینی که بخشی از وجود ماست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
▪️منبع:
[حق مادرزاد: انسان و طبیعت در دنیای امروز | استیون کلرت | ترجمه عبدالحسین وهابزاده، سید مصطفی چشمی و روشنک شهریاری| نشر نو،چاپ اول، تهران:1400 ]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Post #662
4.84K