▪️دوره طولانی کودکی چه کارکردی دارد؟
▫️عبدالحسین وهابزاده: همهی موجودات دورهی کودکی و بزرگسالی دارند، حتی گیاهان؛ آنها در دورهی کودکی آمادگی پیدا میکنند برای اینکه در بزرگسالی به تولید مثل بپردازند، ولی دورهی کودکی در همهی موجودات، در همهی جانوران به یک اندازه نیست؛ موجودات خاصی هستند که نیاز به دورهی طولانی کودکی دارند. اینها چه موجوداتی هستند؟ موجوداتی که عمر طولانی دارند؛ موجوداتی که نسلهای متوالی با هم زندگی میکنند؛ یعنی فرزند، والد، پدر و مادربزرگ، و جد ممکن است با هم در یک فضا زندگی کنند. موجوداتی که مغز بزرگ دارند، صاحب مغز پیچیدهاند و قدرت یادگیری از طریق تجربه کردن را دارند و اینها باعث میشود که آنها بتوانند در دورهی کودکیشون چیزهایی بیاموزند؛ آنچه را که نسلهای قبلی انباشته اند به آنها منتقل بشود و در تعاملشان با محیطشان یاد بگیرند که باید چه بکنند. یکی دیگر از مشخصات موجودی که دورهی کودکی طولانی دارد این است که در یک نظام اکولوژیک پیچیده زندگی میکند، جایی که هر روز ممکن است شرایط زیستی حکمی بکند؛ امروز غذایی فراوون باشه فردا کمیاب؛ امروز میوهای فراوان باشه، فردا نایاب؛ و او مجبور باشد که مکان خودش را عوض کند یا شیوهی زندگی خودش را عوض کند و چنین موجودی بایستی بتواند در کودکیش انواع و اقسام تجربههای برخورد با این شرایط متنوع را به دست بیاورد. ما تنها موجودی نیستیم که کودکی طولانی داریم، خویشاوندان نزدیک ما هم دورهی طولانی کودکی دارند. برخی دیگر از موجودات هم دورهی طولانی کودکی دارند مثلا پرندههای شکاری دورهی کودکیشون طولانیست تا مادر بتواند تکنیکهای مختلف شکار و پرواز را به آنها یاد بدهد. پستانداران گوشتخوار مثل ببر، پلنگ و یا خرسها باید بتوانند تجربیات زیادی به کودکانشان منتقل کنند. بنابراین کودکی در آنها طولانیست ولی طولانیترین دورهی کودکی را ما در انسان سراغ داریم. چرا که این موجود هم زیستگاه طبیعی پیچیدهای دارد و هم زیستگاه اجتماعی پیچیدهای دارد و بنابراین باید بتواند برای هر دوی اینها آماده باشد و چون عمر طولانیای دارد در این عمر طولانی با شرایط متفاوتی روبرو میشود و باید برای همهی آن شرایط متفاوت، در کودکی آمادگی به دست بیاورد. خب حتی ما در جوامع انسانی میبینیم آن جوامعی که زندگی سادهتری دارند دورهی کودکیشون کوتاهتر است و هر چه زندگی پیچیدهتر میشود زندگی شهری مبتنی بر تمدن مبتنی بر زندگی با گروههای بزرگ جمعیت و مشاغل تخصصی، در اینجاست که دوباره دورهی کودکی را ما طولانیتر میبینیم. برونفسکی در کتاب عروج انسان مثالی میزند- اتفاقا از ایران مثال میزند- میگوید که یک کودک ایل بختیاری که پدرش رمهدار هست این کودک در هفت سالگی بالغ است پدر کفنک خودش را دوش او میاندازد، چوب دستی به دست او میدهد و او باید گوسفندان را ببرد و غروب باید گوسفندها را سالم برگرداند. بنابراین اگر سالم برنگرداند و یا اگر گوسفندان کم باشند، تنبیه خواهد شد؛ یعنی دیگر کودکی تمام شده است. او یک موجود بزرگسال شده که مسئولیتها بر عهدهاش قرار گرفته در حالی که در زندگی شهری بچهی یک استاد دانشگاه یا یک کارآفرین یا یک آدمی که شغل پیچیدهای داره در اجتماع- فیلسوف یا هر چیزی از این دست- ممکنه که برای سالیان سال بچههای خودش را در حمایت خودش نگه دارد، از منابع خودش به آنها بدهد و اجازه بدهد که آنها هر اندازه که دلشان میخواهد آزمایشوخطا کنند بدون اینکه پیگردی برای آنها مترتب باشد؛ چرا که عملا او باید برای زندگی کردن در یک جهان متنوع و متغیر آماده شود.
▪️منبع:
مصاحبه با عبدالحسین وهابزاده
طبیعت را به کودکان پس دهید
[روزنامه پیام ما|شماره ۲۸۱۶؛صفحات ۵,۴]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Post #655
1.28K