📌کلاس درس باز
📍جان هولت
جان هولت، یکی از طرفداران آزادی کودکان و «آموزش و پرورش باز»، نسبت به دیدگاه تربیتی اگزیستانسیالیستی رویکردی عملی در محیط مدرسه دارد. نظریههای تربیتی هولت ازتجارب او در نقش آموزگار دبستان نشئت گرفت. او که از قیود ساختارها و دیوان سالاریهای مدارس سنتی ناراضی بود، از آن گونه اصلاحات تربیتی حمایت میکرد که آزادی یادگیری را برای کودک تأمین کند.
هولت در آزادی و فراسوی آن به دفاع از «یادگیری باز» پرداخت. طبق عقیده هولت، بچهها « باهوش، پرجنب و جوش، کنجکاو، مشتاق یادگیری و مستعد آناند» و برخلاف شیوه معمول مدارس سنتی، نیازی نیست که با اغفال، لطائفالحیل یا زور وادار به یادگیری شوند. تحمیلهای مداوم و غیرضروری، فرصتهای انتخاب آزاد را که برای رشد هوشمندانه و انسانی ضرورت دارند، محدود میکنند. هولت مانند مربیان اگزیستانسیالیست میخواست در متعلمان ایجاد آگاهی کند تا خود را مسئول انتخابهای خویش بدانند. او برای یادگیری، «کلاس درس باز»: را به عنوان محیطی که امکانات فراوانی را برای انتخاب ایجاد میکند، پیشنهاد مینماید، به طوری که بچهها از راه پیگیری علایقشان به یادگیری نایل آیند بیآنکه از جانب معلم یا مدرسه تحت فشار قرار گیرند.
به نظر هولت جای تأسف است که اکثر مدارس عهدهدار نقشهای نهادینی شدهاند که از آزادی، انتخاب، و رشد فردی کودکان پشتیبانی نمیکنند. مدارس با برعهده گرفتن نقش نهادهای اجتماعی حضانتی به عوض آزاد سازی بچهها، به گروه بندی و القای عقیده به آنان پرداختهاند و نقشهای اجتماعی به آنان واگذار میکنند. مدرسه در نقش حضانتی خود، کودکانونوجوانان را از جامعه بزرگتر جدا میسازد. علاوه بر این مدارس بچهها را در گروههای سنی ویژه و ترتیبات آکادمیک طبقهبندی میکنند. آزمونهای استاندارد شده و ترجیحات معلم مبنای برچسبهای صلاحیت و عدم صلاحیت نوباوگان برای انتساب آنان به مقولههای آکادمیک است. مدارس به عنوان نهادهای گزینش کننده با تعیین نقشهای شغلی و اجتماعیای که بچهها در دوران بزرگسالی عهدهدار خواهند شد، اغلب تأثیرات گستردهای بر زندگانی بعدی آنان خواهند گذارد. آموزش رسمی همانند خط مونتاژ کارخانه به صورت فرایندی غیرشخصی در میآید که انسانها را به جای افراد متشخص به محصول تبدیل میکند. یکی دیگر از پیامدهای نقش گزینشی مدرسه که به همین میزان زیانبار است، این است که آموزش پرورش به عرصه مسابقه رقابتآمیزی مبدل میشود که دارای بازندگان فراوان و برندگان معدودی است.انتقاد دیگر هولت این است که وقتی مدارس نقش نهادهای القاگر را بر عهده میگیرند تا با تلقین ارزشهای اخلاقی، اقتصادی، سیاسی، و جنسی انسانهای دنبالهرو، سبکمغز و بیاحساس پرورش دهند، نقش انسانی خویش را نفی می کنند.کلاس درس باز موقعیتی آموزشی است که در حد امکان ضامن وسیعترین شقوق عمل است، به طوری که بچهها میتوانند آنچه را که یاد میگیرند، انتخاب کنند. هولت از یادگیری خودانگیخته و خودسامان که توسط خود دانشآموزان صورت میگیرد، طرفداری میکند. معلمان «کلاسهای باز» باید فرصتهایی را برای یادگیری خودسامان ایجاد و تقویت کنند.
مفهوم هولت از ساختار را میتوان از طریق بررسی رابطه آن با کلاسهای درس سنتی و باز روشن ساخت. باید توجه شود که با آنکه هم کلاس درس سنتی و هم باز دارای ساختارند، ولی ساختارهایشان متفاوت است. به علاوه، کلاس درس اغلب «انعطافناپذیر، خشک و بیتحرکاند» به این لحاظ که دانشآموزان علیرغم تفاوتهای فردیشان، ملزماند وظایف واحدی را انجام دهند. آموزش در کلاسهای درس سنتی ورای علایق و نیازهایدانشآموزان است زیرا به دست مقامات اداری که در بیرون کلاس درس و از مجرای سلسله مراتب دیوانسالاری عمل میکنند، تحمیل میشود. در موقعیتهای کلاس درس سنتی، انتظار میرود که معلمان از راهنمای برنامه درسی پیروی کنند، دستور صادر کنند و به انتقال اطلاعات بپردازند، که دانشآموزان میتوانند یا منفعلانه آن را دریافت کنند و بپذیرند، یا رد کنند. البته پذیرفتن، پاداش و نپذیرفتن، تنبیه در پی خواهد داشت. پاداشها به نمره، و نمره به سابقه تحصیلی و سابقه تحصیلی به ضابطه شغلی و اجتماعی که اغلب در خلال زندگی بزرگسالی پشت سر هر فرد حرکت می کنند، تبدیل میشوند.در برابر تنگناهای کلاس درس سنتی، کلاس درس باز به دلیل داشتن فرصتهای متنوع یادگیری غنی است. این کلاس به تعداد معلمان و شاگردان خود دارای فرصت یادگیری است. یادگیری در کلاس درس باز به دلیل آنکه در آن رغبتهای مختلف دانشآموزان مورد تأیید و انتخابهای شخصی آنان مورد حمایت و احترام قرار میگیرد، لاجرم انعطافپذیر و پویاست. کلاس درس باز که از علایق، نیازها و مسائل اعضای خود سرچشمه میگیرد، ناچار باید از نظر روابط فی مابین دانشآموزان و روابط معلم با شاگردان، ملایم و آزاد باشد.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Post #541
905