📌«آموزش طبیعت» یا «تجربه طبیعت» ؟
کودکان در سنین حدود ۵ تا ۱۲ نسبت به عناصر مختلف تشکیلدهنده طبیعت و بخصوص قسمتهای متحول و متحرک آن، یعنی گیاهان، جانوران، آب جاری، ابر، باد و امثال آن توجه ذاتی دارند. این گرایش گرچه گنگ و مبهم است اما جنبههای منفی و مثبت دارد؛ به این معنی که نسبت به برخی از آنها همچون خزندگان یا ارتفاع، گرایشها منفی و نسبت به برخی، گرایشها مثبت است و بسته به اینکه عناصر مختلف طبیعت در این سنین چگونه تجربه شود بر دیدگاه و تمایلات کودک در آیندهی بزرگسالیاش به طور پایدار تاثیر خواهد گذاشت(کلرت و ویلسون ،1993؛ ویلسون،1986) .این تمایلات از عشق وعلاقهی شدید تا ترس و نفرت میتواند متغیر باشد لذا اهمیت نحوه تجربه شدن طبیعت در این دوره حیاتی بخوبی روشن است و مربیان، والدین و نهادهای عمومی و دولتی در فراهمآوری مناسب این تجربه به گونهای که فرد در آینده شهروند علاقمند و متعهد به حفظ میراثهای طبیعی و محیطزیست خود باشد دارای نقشی سرنوشتساز هستند. از آنجا که تمایلات کودکانه ذاتی است و در تعامل بیواسطه با طبیعتِ پیرامون، تکوین مییابد در واقع طبیعت خود از درون و بیرون آموزگار کودک است و آموزش، به مفهوم متداول آن، نقش ثانوی دارد. بنابراین به جای «آموزشِ طبیعت» نیز عبارت «تجربهِ طبیعت» مناسبت بیشتری خواهد داشت.کودک در سنین ۵ تا ۱۲ بیش از آنکه به آموزش مستقیم مفاهیم محیطزیست نیاز داشته باشد نیازمند تجربه کردن و یادگیری از رهگذر عمل خود در محیط طبیعی پیرامون خویش است.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
Post #460
1.62K