پاسخ من بار دیگر این است: از عقل سلیم خود استفاده کنید و گرفتار هجمههای تبلیغاتی نشوید. ایمنی نازیوار و فرهنگ جبران خسارت، اگر کاملاً افسانه نباشند، قطعا ببرهای کاغذی هستند. در اینجا یک نقل قول وجود دارد: «یک بخش اساسی از فرآیند بزرگسالی کودک، نیاز و تمایل به کشف محدودیتها و آزمایش تجربیات جدید است.» این نقل قول را دوباره بخوانید و درباره آن فکر کنید. منبع آن ممکن است شما را شگفتزده کند. این از شاخه جوانان باشگاه ورزشهای مخاطرهآمیز نیست. این برگرفته از آژانس استانداردهای ایمنی پیشرو در اروپا است.
به عنوان بیانیهای درباره آنچه کودکان شایسته آن هستند، نمیتوانید چیزی واضحتر آرزو کنید. چیزی که بیشتر از آنکه به والدین کمک کند تا خود را از اضطراب خطر کردن کودکانشان برهاند، به آنها پیامهای اطمینانبخش و حمایتی منتقل میکنند؛ صداهای بیشتری که میگویند: « شما میتوانید پدر و مادر خوبی باشید و همچنان فرزندانتان را از طعم آزادی بهرهمند کنید.»
با مراجعه به احکام صادره در دادگاهها، واقعیت این است که آنها امروز بیشتر از ده، بیست یا صد سال پیش، احکام بدی صادر نمیکنند. به عنوان مثال، در حکمی که اخیرا صادر شده است، شرکت سهامی لندن مجبور شده است به شناگران اجازه دسترسی به برکههای هایگیت را حتی زمانی که نجات غریقها در آنجا حضور ندارند، بدهد. جانت پاراسکوا، مدیر اجرایی انجمن حقوق، میگوید: «در سالهای اخیر، شکایتهای مربوط به تصادفات، نه تنها افزایش نداشته است که ثابت ماندند؛ حتی در سال گذشته 9.5 درصد کاهش یافته است.» تاکید میکنم، وظیفه هر یک از ما این است که این افسانه «فرهنگ جبران خسارت» را به چالش بکشیم و قدری تعادل را احیا کنیم.
بسیاری از کودکان زمان زیادی از اوقات خود را جلوی صفحه نمایش میگذرانند، زمانی بیشتر از مقداری که زندانیان روی کاناپه مینشینند. بسیاری از خیابانهایی که کودکان در آن زندگی میکنند قلمرو اختصاصی خودروها شده است. برای مدت طولانی عرصههای بازی کودکان در فضای باز تحت تاثیر شبح همجنسگرایان یغماگر و دیدگاههای متعصبانه سلامت و ایمنی، خالی از سکنه بوده است. بسیاری از والدین دوران کودکی خود را فراموش میکنند و به ندای عقل سلیم خود گوش نمیکنند؛ زیرا از یک سو تحت تأثیر پوشش خبری رسانههای اغراقآمیز و از سوی دیگر تبلیغات اغواکننده هستند.
همچنین این احتمال وجود دارد کودکان «یکجور رشد یافته » وقتی بزرگ شدند اعتماد به نفس نداشته باشند و در برابر قلدری آسیبپذیرتر باشند. محققان اعتقاد دارند بین کودکانی که قربانی قلدری میشوند و حمایت والدینشان ارتباطی پیدا کردهاند. سال 1999، در گزارش آیندههای روشن: ارتقای سلامت روانی کودکان و نوجوانان از بنیاد سلامت روان درباره خطرات محافظت بیش از حد از کودکان و جلوگیری از ایجاد مکانیسمهای مقابلهای توسط خود آنها هشدار داده شده است. همه اینها برای هر کسی که میخواهد آزادی، ماجراجویی و طبیعت را به چرخه روزمره زندگی کودکان بازگرداند، فاجعهبار است. مطمئناً زمان آن فرا رسیده است که همه ما ارزش اجازه دادن به کودکان برای اینکه واقعاً با اشکال پر از برآمدگی و نامتقارن دنیای طبیعی کنار بیایند را درک کنیم؛ همانطور که همه ما در جوانی عمل میکردیم.
راه اندازی کارزار
برای موفقیت در بازگرداندن فضای باز به عنوان قلمرو قانونی دوران کودکی ، جنبش بازی واقعی باید کاری بیش از ایجاد پروژههای روی زمین انجام دهد، هر چند این پروژهها میتوانند الهامبخش باشند. ما به کمپینی پرمخاطب با اهداف روشن و مدافعان قدرتمند که در قلب آن چنین چشماندازی برای کودکان قابل تصور باشد نیاز داریم: مطالبه مجدد جایگاه واقعی کودکان در فضای بیرون و غوطهور بودن در طبیعت.
🔺آنچه ما نیاز داریم:
✔️برنامهای ملی برای ارتقای هزاران پارک و مکانهای بازی عمومی که در غیر این صورت انجمنهای شهرداری بسیاری از آنها را در معرض فرسودگی و انهدام قرارخواهند داد.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
Post #435
2.98K