مطالعات انجام شده در آزمایشگاه تحقیقاتی انسان - محیطِ دانشگاه ایلینویز بر روی کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) نشان داده است که فضاهای بیرونی سبز نه تنها باعث برانگیختن بازیِ خلاق و بهبود تعامل با بزرگسالان میشود، بلکه علائم این اختلال را نیز تسکین میدهد. اگرچه تحقیقات درباره اهمیت تعامل با طبیعت در دوران کودکی هنوز مراحل ابتدایی خود را طی میکند، اما محققان درباره عمق ارتباط کودکان و محیط متقاعد شدهاند و ادعا میکنند که تماس با طبیعت ممکن است به اندازه تغذیه خوب و خواب کافی برای کودکان مهم باشد.
نکته مهم درخصوص بسیاری از مکانهای طبیعی این است که آنها محیطهای مطلوب و بینظیری برای کاوش کودکان هستند و به آنها فرصت میدهد افقهای خود را گسترش و اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و در عین حال با خطرات مواجه شوند و شیوه مدیریت مخاطرات را از طریق تجربه یاد بگیرند. این مکانها غیرقابل پیشبینی و دائماً در حال تغییر هستند. وقوع تغییرات در طبیعت و آبوهوا، غیرمترقبه و دارای ابهام است. اما این ماجرا نه تنها مشکلی ایجاد نمیکند بلکه عدم قطعیت و تنوع ذاتی در محیطهای طبیعی، بخشی از چیزی است که در وهله اول ما را به سمت آنها جذب میکند. در واقع از نظر تکاملی، این توانایی بینظیر انسانهای خردمند برای سازگاری با تغییرات زیستگاهی باعث شده است تا-متاسفانه یا خوشبختانه- ما به گونهای مسلط روی زمین بدل کند.
این بدان معناست که اندکی مخاطره و عدم اطمینان در واقع برای ما خوب است. معمار دانمارکی منظره حله نبلونگ - خالق برخی از فضاهای عمومی طبیعی شگفتانگیز در کپنهاگ – دلیل بازگرداندن مخاطره و عدم اطمینان به بازی کودکان را، اینگونه بیان میکند:
« من متقاعد شدهام که استاندارد کردن وسایل و تجهیزات بازی امری بسیار خطرناک است. وقتی فاصله بین تمام پلههای تورهای مشبک یا نردبانی که کودکان با آنها بازی میکنند دقیقاً یکسان باشد، کودک نیازی به تمرکز روی جایی که پاهایش را میگذارد ندارد. تسلط بر عمل در محیطها و کار با وسایلی که متقارن هستند چه کمکی میتواند به ما بکند وقتی با شکلهای نامتقارن در طول زندگی مواجه میشویم.»
اما بازی در فضای باز چیزی بیشتر از یادگیری و سلامتی است. لانهسازی، شکار حشرات و غوطهور شدن در برکه، شورمندی رابطه کودکان با طبیعت را نمایان میکند. این فعالیتهای اولیه نه تنها نشان میدهند که حواس ما چقدر با عملکرد جهان طبیعی هماهنگ است، بلکه از پیوند معنوی عمیقتری با چشماندازها و موجودات زنده سخن میگوید؛ به همین دلیل کسانی که (چه با انتخاب یا اجبار) بیشتر زمان زندگی خود را در داخل خانه میگذرانند، دچار بینوایی میشوند . ریچارد لوو ، روزنامهنگار و متخصص امریکایی در حوزه رشد و پرورش کودک، در کتاب اخیرش «آخرین کودک جنگل: نجات بچههایمان از اختلال کمبود طبیعت» استدلال میکند که بیواسطگی، عمق و بیکرانی بازی بدون ساختار در فضای باز است که بیشترین معنا را درتعامل طبیعت با کودک مهیا میکند در حالیکه فعالیتهای آموزشی بزرگسال محور در بهترین حالت در رتبه بسیار پائینی به لحاظ کیفیت از آن فعالیتهای ساختار نیافته در بستر طبیعت قرار میگیرند. نشستن پای تلویزیون و بازیهای اینترنتی با کیفت نازلتری رتبه های بعدتر جا میگیرند.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
Post #430
2.28K