TGViewer
مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy مطالعات‌کودک‌وطبیعت| cnstudy @cnstudy · 2.07K subscribers
Post #392 1.05K
در پنج‌سالگی من با دوست ۶ ساله‌ام به سرتاسر محله‌ای که زندگی می‌کردیم و حومه شهر سرک می کشیدیم. والدینمان برای ما محدودیتی زمانی‌که کی برگردیم معلوم می‌کردند اما هیچ مرزی برای پیشروی و حرکت مشخص نمی‌کردند.( و البته به این هم توجه کنید که ما هیچ تلفن و ابزار دیگری نداشتیم که اگر گم شویم یا صدمه ببینیم با جایی تماس بگیریم)
از ۶ سالگی به بعد من و همه بچه‌های دیگری که می‌شناختم چاقوی جیبی حمل می‌کردیم و نه‌تنها از این ابزار برای تراشیدن که در بازی‌هایی که شامل پرتاب چاقو می‌شد هم از این چاقوجیبی‌ها استفاده می‌کردیم. البته به سوی یکدیگر پرتاب نمی‌کردیم!
در هشت‌سالگی بیاد می‌آورم در ساعت ناهار و استراحت در شیب ساحل نزدیک مدرسه روی برف یا چمن من و دوستانم با هم کشتی می‌گرفتیم، حتی مسابقات دوره‌ای داشتیم که خودمان ترتیب داده بودیم. معلمان و دیگر بزرگسالان توجهی به کشتی گرفتن ما نداشتن و اگر هم توجهی داشتند مداخله‌ای نمی‌کردند.
وقتی ده،یازده‌ ساله بودم با دوستانم تمام طول روز روی دریاچه‌ای به طول پنج مایل که در همسایگی نواحی شمالی روستای ما در مینه‌سوتا بود اسکیت‌بازی، اسکی و پیاده‌روی می‌کردیم. با خودمان کبریت داشتیم و گاهی اوقات در وسط این جزیره توقف می‌کردیم تا آتشی برپا کنیم و خودمان را گرم کنیم؛ انگار می‌خواستیم وانمود کنیم کاشفان شجاعی هستیم.
در ۱۰ یازده‌سالگی همچنین اجازه داشتم در چاپخانه‌ای که والدینم آن‌جا کار می‌کردند با دستگاه‌های چاپ دستی که بسیار بزرگ و خطرناک بودند مشغول شوم. درواقع پنجشنبه‌ها از مدرسه اجازه می‌گرفتم( وقتی کلاس پنجم و ششم بودم) تا در چاپ نشریه هفتگی شهر کمک کنم. معلمان و مدیر مدرسه هرگز شکایتی از این بابت نداشتند، اگر هم بوده حداقل من خبردار نشدم؛ به گمانم آن‌ها می‌دانستند که من در چاپخانه مشغول آموختن درس‌هایی مهم‌تر و باارزش‌تر از درس‌های مدرسه هستم.
آری چنین رفتارهایی در دهه ۱۹۵۰ عادی بود. ممکن است والدین من بردبارتر و اعتماد‌گرتر از اغلب والدین آن زمان بوده باشند اما میزان این تفاوت زیاد نبوده است. چه میزان از این آزادی‌ها برای اغلب والدین و مقامات عالی این روزها پذیرفتنی است؟ در یک نظرسنجی در انگلستان که اخیراً انجام گرفته است و بیش‌از هزار والد در آن مشارکت داشته‌اند، ۴۳ درصد اعتقاد داشتند که کودکان کم‌تر از ۱۴ سال نباید بدون نظارت و کنترل اجازه حضور در بیرون از خانه را داشته باشند و نیمی از این والدین معتقد بوده‌اند که این اجازه نباید حداقل تا شانزده‌سالگی به کودکان داده شود. حدس می‌زنم اگر این نظرسنجی در ایالات متحده انجام شود نتایج کم‌وبیش یکسانی به دست می‌آید. ماجراجویی‌هایی که پیش‌از این برای کودکان ۶ ساله عادی بود امروز برای بسیاری از نوجوانان غیرمجاز است. چنان‌که پیش‌از این گفتم هم‌زمان با کاهش چشمگیر و آزادی کودکان برای بازی، و به‌خصوص آزادی آن‌ها برای پذیرش ریسک، ما به همان میزان شاهد افزایش چشمگیر انواع اختلالات روانی کودکان هستیم.
بهترین شاهد برای اثبات این موضوع از تحلیل نتایج مصاحبه‌های ارزیابی بالینی استاندارد بدست می‌آید. این ارزیابی‌ها بی‌آن‌که تغییر کرده باشند در دهه‌های اخیر پیوسته از گروه‌های هنجاری کودکان و نوجوان به‌عمل‌آمده است. تحلیل نشان می‌دهد براساس استانداردهای امروز، افراد جوان، الان ۵ تا ۸ برابر بیشتر از افراد جوان دهه 1950 به سطح بالینی معناداری از اضطراب و افسردگی دچارند. درست همان‌طورکه رهایی کودکان برای پذیرش ریسک پیوسته و تدریجاً کاهش یافته است آسیب‌های روانی کودکان به همان میزان افزایش یافته است.
این داستانی هم کنایه‌آمیز و هم تراژیک است؛ از قرار معلوم ما کودکانمان را برای حفاظت دربرابر خطر از بازی آزاد ریسکی محروم می‌کنیم ولی در عمل موجبیت درهم شکستن آن‌ها را فراهم کرده‌ایم. طبیعت کودکان را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌است تا آن‌ها خودشان با انجام بازی‌های ریسکی که تحریک‌کننده احساسات هستند انعطاف‌پذیری عاطفی- احساسی را بدست‌آورند. در درازمدت وقتی ما مانع بازی‌ ریسکی آن‌ها می‌شویم سلامت آن‌ها را به خطر می‌اندازیم ؛ حال‌آنکه باید برای این نوع بازی به آن‌ها اجازه دهیم و ترغیبشان کنیم. در غیر اینصورت مانع شادکامی آن‌ها نیز می‌شویم.

📍بازی زمانی نتایج اطمینان بخشی خواهد داشت که آزاد باشد نه اجباری،مدیریت شده و ترغیب شده بوسیله بزرگسالان
کودکان انگیزه زیادی برای بازی‌های ریسکی(مخاطره‌آمیز) دارند، اما در شناخت ظرفیت‌های خود و اجتناب از ریسک‌هایی که آمادگی پذیرش آن‌ها را ندارند، چه از نظر فیزیکی و چه از لحاظ احساسی، بسیار خوب هستند. فرزندان ما خیلی بهتر از ما می‌دانند که برای چه کاری آماده هستند. وقتی بزرگسالان به کودکان فشار می‌آورند یا حتی آنها را برای فعالیت‌های ریسکی تشویق می‌کنند که برای آن آماده نیستند، نتیجه ممکن است ضربه روحی باشد، نه هیجان.
More from @cnstudy
  1. Sep 29, 2026«علم به عنوان یک فعالیت، چیز جدیدی نیست و قدمتی به اندازه تاریخ خود بشریت دارد. هر کودکی ی…
  2. Sep 28, 2026اگر در پی تامین تجربه طبیعت و بازی آزاد برای کودکان خود(رده سنی ۴ تا ۱۲ سال ) در روزهای پن…
  3. Sep 26, 2026▪️نظر پیتر گری درباره کتاب اخیرش: اگر جسارت آن را داشته باشم که اثری را شاهکار خود بنامم،…
  4. Sep 26, 2026▪️کتاب جدید پیتر گری؛ نویسنده کتاب یادگیری‌آزاد اگر پاسخ بحران سلامت روان جوانان «کمتر کرد…
  5. Sep 26, 2026▪️کتاب جدید پیتر گری Publisher ‏ : ‎ Thesis Publication date ‏ : ‎ Septemb…
  6. Sep 23, 2026‌ [ ۴ از۴] ▪️اهمیت گروه‌های ناهمسال در رشد و یادگیری کودکان اگر مرتبط با این پست‌ها👆 اطلا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →