📍طبقهبندی بازیهای چالشی در شش دسته
الن سندستر ، استاد دانشگاه کوئینمود در تروندهایمِ نروژ، شش دسته از چالشها را شناسایی کرده است که به نظر میرسد کودک را در همه جا حین بازی به خود خود جذب میکنند.[1] طبقهبندی او از قرار زیر است:
✔️ارتفاعات بلند : کودکان از درختان و بلندیهای دیگر تا ارتفاع ترسناکی بالا میروند؛ آنقدری که نمای کلی از منظره اطراف را ببینند و احساس شور و نشاط به آنها دست دهد. تجربهاش رو دارم!
✔️سرعتهای بالا : بچهها روی نرمساقهها، بندهای طنابی یا تابهای زمین بازی تاب میخورند؛ با سورتمه، چوب اسکی، اسکیت، یا روی سرسره زمین بازی لیز میخورند و دوچرخه، اسکیتبورد و سایر وسایل را به اندازه کافی سریع میرانند.آنها از انجام همه این فعالیتها با سرعت بالا-تا حدی که اوضاع در کنترلشان باشه- هیجانزده میشوند.
✔️ابزار خطرناک : بسته به فرهنگ، کودکان با چاقو، تیر و کمان، ادوات کشاورزی (ترکیب ابزار کار با با وسایل بازی) یا سایر ابزارهایی که بالقوه خطرناک هستند بازی میکنند. مطمئناً در مورد اعتماد به کار با چنین ابزارهایی رضایت زیادی وجود دارد، اما کنترل آنها نیز هیجانانگیز است، زیرا یک اشتباه میتواند آسیب برساند.
✔️محیط طبیعی خطرناک : کودکان عاشق بازی با آتش، یا بازی داخل آبهای عمیق یا اطراف آن هستند، که هر کدام با خطری همراه است.
✔️خشونت و بینظمی : بچه ها در همه جا همدیگر را تعقیب میکنند و بازیگوشانه میجنگند و معمولاً ترجیح میدهند در آسیبپذیرترین موقعیت قرار بگیرند: موقعیتی که تحت تعقیب قرار میگیرد یا هنگام کشتی که در زیر قرار میگیرد؛ موقعیتهایی که بیشتر احتمال آسیب وجود دارد و برای غلبه بر آن به مهارت بیشتری نیاز است.
ناپدیدشدن/ گمشدن : بچههای کوچک قایم موشک بازی میکنند و هیجان جدایی موقت و ترسناک از همراهان خود را تجربه میکنند. بچههای بزرگتر، به تنهایی و دور از بزرگسالان، به سرزمینهایی میروند که برای آنها جدید است و مملو از خطرات خیالی، از جمله خطر گم شدن.
📍ارزش تکاملی بازی چالشی
سایر پستانداران جوان نیز از بازی پرخطر لذت میبرند.[2] بز کوهی نابالغ در امتداد شیبهای تند شادی میکند و به نحوی عجیب به هوا میپرد چنانکه که فرود دشوار است. میمونهای جوانِ بازیگوش از شاخهای به شاخهای دیگر که فاصلهاش به قدری است که مهارتهای او را به چالش میکشند و بلندی شاخهها آن قدری است که اگر بیفتد آسیب میببیند، تاب میخورند. شامپانزههای جوان از رها کردن خود از شاخههای مرتفع و گرفتن شاخههای پایینی درست قبل از برخورد با زمین لذت میبرند. نه تنها در گونه ما که در اکثر گونهها، پستانداران جوان زمان زیادی را صرف تعقیب و گریز یکدیگر میکنند و وقتی مشغول مبارزه کردن هستند، آنها نیز موقعیتهای صدمهپذیر را ترجیح میدهند.
از منظر تکاملی، سوال مشخص درباره بازی ریسکی( مخاطرهآمیز) این است: چرا وجود دارد؟ این نوع از بازیها میتواند باعث آسیب شود (اگرچه آسیب جدی، نادر است) و حتی (بسیار به ندرت) منجر به مرگ شود، پس چرا در فرایند انتخاب طبیعی حذف نشده است؟ این واقعیت که از بین نرفته است، گواه این است که سودمندی آن باید بیشتر از مضراتش باشد. حال سوال پیش میآید که مزایای آن چیست؟ از مطالعات آزمایشگاهی روی حیوانات سرنخهایی به دست میآید.
محققان روشهایی ابداع کردهاند تا موشهای جوان را در مرحلهای حساس از رشدشان از بازی محروم کنند، بدون اینکه آنها را از سایر تجربیات اجتماعی محروم کنند. موشهایی که به این روش بزرگ شدهاند، از نظر عاطفی عاجز و فلج میشوند. [3، 4] وقتی در یک محیط جدید قرار میگیرند، با ترس بیش از حد رفتار میکنند و مانند یک موش معمولی نمیتوانند چیزها را سبک و سنگین کنند و با وضعیت سازگار شوند. هنگامی که در کنار یک همسال ناآشنا قرار میگیرند، ممکن است رفتارشان متناوباً از میخکوب شدن ناشی از ترس تا تهاجم همراه با پرخاشگری، تغییر کند. در آزمایشهای پیشین نیز یافتههای مشابه برای زمانیکه میمونهای جوان از بازی محروم شده بودنند بدست آمده بود. (اگرچه کنترلها در آن آزمایشها به خوبی آزمایشها روی موشها نبود).
Post #390
1.07K