« مقایسه مغزهای ما با مغز پرندگان یا دلفینها قیاسی معالفارق است. زیرا مغزهای ما عملا مانند سیستم شناختی واحدی به هم متصلاند. مغزهای ما به وسیلهی نوعی ابداع- که خاص مغز ماست و نه هیچ گونه دیگری- به هم پیوند میخورند: زبان»
یادگیرندگان خودراهبر، با اشتیاق و به طور طبیعی خودشان را به آن سیستم شناختی قلاب میکنند. امروزه به خاطر اینترنت، آن سیستم شناختی خیلی بزرگتر از همیشه است. افراد جوان با اتصال به اینترنت در حقیقت به جهانی از ایدهها، اطلاعات و نظریهها دسترسی دارند.
دوراندیشی:
ما بیشتر از هر گونه دیگر، ظرفیت اندیشیدن درباره آینده را دارا هستیم. درحقیقت به این سمت سوق یافتهایم. ما تنها به وضعیتهای فوری واکنش نشان نمیدهیم، بلکه موقعیتهای آینده را نیز پیشبینی میکنیم، برای آنها برنامه طراحی میکنیم و این برنامهها را پیگیری میکنیم. این در حقیقت آگاهانهترین و اساسیترین سائق یادگیری شناختی ما است که بسیار آهستهتر از بقیه تکوین مییابد و با بزرگتر شدن بچهها، آنها به طور فزایندهای برای برنامهریزی پیشرو و حتی آینده تواناتر و با انگیزهتر میشوند. این سائقی است که یادگیرندگان خودراهبر را سوق میدهد به تفکر درباره اهداف خرد و بزرگ زندگیشان، و آنها را وادار میکند تا دانش و مهارتهای لازم برای رسیدن به آن اهداف را جستجو نمایند.
دانشمندان شناختی این ظرفیت (برنامهریزی و پیگیری اهداف) را به عنوان عملکرد اجرایی خودگردان میشناسند. تحقیقات توسط این دانشمندان نشان داده است کودکانی که زمان آزاد و فراوانی برای بازی و اکتشاف بر اساس میل خودشان و مستقل از بزرگسالان با دیگر بچهها داشتهاند، این ظرفیت را کاملتر نسبت به آن کودکانی که وقت بیشتری را در فعالیتهای بزرگسال- ساختاریافته سپری نمودهاند، در خود پرورش دادهاند.
البته عجیب نیست وقتی بچهها خودشان بدون کنترل بزرگسالان فعالیتهایشان را خلق کنند ، آنها توانایی برنامهریزی و پیگیری آن برنامهها را مداوماً تمرین کنند. آنها اشتباه میکنند ولی از آن اشتباهات چیزهای زیادی میآموزند.
پینوشت:
{{پیتر گِری (Peter Gray) متولد 1944 - روانشناس آمریکایی است که در حال حاضر به عنوان استاد تحقیقات روانشناسی در کالج بوستون مشغول به کار است. او نویسنده یک درسنامه بسیار پر مخاطب به نام «روانشناسی» میباشد که تا کنون شش ویرایش از این کتاب به بازار عرضه شده است. او در این کتاب از دیدگاه تکاملی به تمام زمینهها نگریسته است. او همچنین نویسنده کتاب « یادگیری آزاد : چرا با آزاد گذاشتن غریزه بازی، کودکان ما شادمانتر، خودبسندهتر و یادگیرندگان بهتری در همه عمر میشوند» میباشد. گِری همچنین یک منتقد سرشناس درباره نظامهای آموزشی استاندارد است. او مداوما برای خانوادهها، آموزشگران و پژوهشگران درباره نیاز بنیادی کودکان به بازی آزادانه و آسیبهای روانشناختی به کودکان به سبب شیوههای مدارس کنونی به ایراد سخنرانی مشغول است. او معتقد است اصل انتخاب طبیعی، کودکان را به گونهای طراحی کرده است که خودشان مسئولیت آموزش خود را بر دوش کشند.}}
References
[1] Lancy, D. F., Bock, J., & Gaskins, S. (2010). Putting learning into context. In D. F. Lancy, J. Bock, & S. Gaskins (Eds.), The anthropology of learning in childhood, 3–10. Lanham, MD: AltaMira Press.
[2] Dennett, D. C. (1994). Language and intelligence. In J. Khalfa (Ed.), What is intelligence? Cambridge: Cambridge University Press.
[3] Barker, J. et al (2014). Less-structured time in children’s lives predicts self-directed executive functioning. Frontiers in Pssychology, 5, 1-16.
Post #375
1.18K