اقتصاددانهای جهان هیچگاه درباره نیاز عمومی به کارِ هدفمند، مسکنِ در دسترس عموم، تحصیلات ارضا کننده، مراقبتهای پزشکی کافی، محیطزیست تمیز، حکومت راستگو و قابل اطمینان، بازسازی فرهنگی و اجتماعی، و عدالت محض صحبت نمیکنند. همه جاهطلبیهای جهانی بر پایه سرعتِ تولید بنا شده است و «زندگی خوب» آنچنان از واقعیت ساده انسانی فاصله گرفته است که من به اشتباه بودن آن اعتقاد پیدا کردهام، و اگر دیگران هم میتوانستند گزینههای دیگر را ببینند با من موافق میشدند. اگر ما دوباره نگرشی را به دست آوریم که معانی را در جایگاه واقعیشان قرار میدهد- در خانوادهها، بین دوستان، در گذر فصلها، در طبیعت، در مراسم و سنتهای ساده، در کنجکاویها، سخاوتها، همدردیها، و کمک به دیگران، در استقلال و خلوتِ به اندازه، در همه چیزهای رایگان و ارزان که بر اساس آنها خانوادههای واقعی، دوستان واقعی و اجتماعهای واقعی ساخته میشوند- آنقدر خودکفا خواهیم شد که دیگر حتی به «ثروت مادی» چیزی که «متخصصان» اصرار دارند دربارهاش نگران باشیم، احتیاج نخواهیم داشت.
خنگمان میکنند؛ نقشه پنهانی مدارس اجباری
جان تیلور گاتو، ترجمه دنیا امیری و دلارام فلاحی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد:1401
Post #291
501