غایت تکاملی کودکی فراهم ساختن دورهای ایمن است که در آن تنوع و نوآوری بتوانند رشد کنند. بازی جالبترین تجلی این استراتژی است. بازی دقیقا فعالیتی است بدون هیچ هدف یا غایت یا نتیجه آشکار. در عوض بازی به ما اجازه میدهد در میان شقوق بدیل کاوش کنیم، خواه این شقوق راههای مختلف حرکت یا عمل باشند، یا اندیشیدن و تصور کردن. بازی عصاره یک استراتژی کاوشی است نه یک استراتژی سودجویانه. تصادفی نیست که بازی یکی از مشخصههای کودکی است.
شرکتهایی که نیازمند نوآوری و خلاقیت هستنند، عمدا زمان و فضایی برای بازی در نظرمیگیرند. خط مشی گوگل سالها چنین است که کارمندان هر هفته زمانی را صرف دنبال کردن ایدههایی کنند که به نظرشان جالب است. ساختمان پیکسار راهروهای مخفی و اتاق های بازی دارد.
یکی از جالب ترین نمونههای ارزش بازی، برای بزرگسالان و برای کودکان که تا به حال دیدهام در فیلم صامت بی نظیری به نام "نانوک شمالی" بود. فیلم داستان زندگی یک اسکیموی شکارچی، نانوک، و خانوادهاش را روایت میکند که تلاش میکنند در یکی از سختترین شرایط آب و هوایی کره زمین زنده بمانند، در حالیکه تنها چیزی که برای محافظت از خود دارند مهارتشان در شکار و گردآوری است.
در یکی از صحنه های فیلم، نانوک یک سورتمه اسباببازی کوچک برای پسر نوپای دوست داشتنیاش می سازد. پدر و فرزند به زیبایی در برف، بازی و جست وخیز می کنند، که برای هر پدر و مادر کانادایی همچون من صحنهی آشنایی است. ممکن است پیش پاافتاده به نظر برسد، اما لحظهای به این مسئله فکر کنید. تصور کنید که چه میزان از تولید ناخالص داخلی آن خانواده، که هم از نظر زمانی و هم از نظر مواد اولیه در مضیقه بود ،صرف ساختن و بازی کردن با آن سورتمه شد. آنچه نانوک میدانست این بود که هیچ سرمایهگذاری بهتری برای آینده، بهتر از کند وکاو بازیگوشانه در برف و یخ نیست. ما در ثروتمند ترین کشور جهان هنوز این درس را نیاموختهایم.{علیه تربیت فرزند/ آلیسون گوپنیک / ترجمهی مینا قاجرگر، ترجمان}
Post #220
2.83K