ما جامه نمازی به سر خم کردیم / از خاک خرابات تیمم کردیم
باشد که در این میکده ها دریابیم / آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم
امروز ما با دو نگاه به کودک روبروییم یکی نگاه غالب،که چه آگاهانه باشد یا نه کودک را موجودی می بیند مثل ما بزرگسالان منتها با جثه ای کوچکتر همه به یکسان و با استعدادهای یکنواخت همچون لوحی محفوظ آموزش پذیر، شکل گیرنده، منعطف و چکش خوار آماده برای اینکه هر چه بخواهی بر این لوح بنویسی دورانی از بطالت و بی خبری می گذراند که باید هر چه زودتر به پایان رساند و وارد زندگی جدیش کرد او خود آگاه به مصلحت خویش نیست و باید برایش برنامه ریخت نیاز آینده هاش به پیشرفت را در نظر گرفت و هر آنچه در این رهگذر و برای میل به پیشرفت مورد نیاز اوست برآورد و او را بر آن وا داشت در این راه هر چه بیشتر به علوم و فنون مختلف مجهز شود و هر چه زودتر بهتر است . او را باید همچون انباری از اطلاعات آکند .اینکه او خود این شیوه بارآمدن را علاقه دارد به آن انگیزه دارد آمادگی روانی برایش هست یا نه با شادمانی آن را می پذیرد و یا تحت فشار کمترین اهمیتی ندارد چرا که او به مصلحت خویش آگاه نیست. اگر برداشت من از نگاه غالب جامعه ،قانون ،خانواده و نظام آموزش آنطور که در عمل می آید نه در کلام نادرست است به من یادآوری کنید . ممکن است این نگاه به غیر از این مدعی باشد و حرفهای زیبا در مورد کودک بسیار بگویند اما آنچه اهمیت دارد شیوه عمل است نه اظهارات . آیا شیوه عمل با کودک در خانه و مدرسه جز این حکایت دارد؟خانواده، مدرسه ، رسانه و جامعه با او جز این برخورد می کنند؟ مثالی بزنیم : در زمره اولین تعالیم تربیت معلم و مربی آنست که شرط اول یادگیری وجود علاقه و انگیزه است کودک تا نسبت به چیزی علاقه و انگیزه نداشته باشد نسبت به آن توجه نشان نخواهد داد حال از شما می پرسم اگر یک روز کودک را به طبیعت ببریم و آزادش بگذاریم تا هر آنچه خواهد کند و روز دوم او را درکلاسی در هر کلاسی بنشانیم و چیزی را به او بیاموزیم روز سوم او را بین این دو گزینه مخیر کنیم کدام را برخواهد گزید؟ و ما اکنون کدام را به او عرضه می داریم ؟ مسلم است که او بخواهد آزادانه و سرخوشانه زندگی کند اما این که مصلحت او نیست ، بازی لهو است و باید هر چه زودتر به کناری نهاده شود. اما نگاه دیگری نیز به کودک وجود دارد. رو به رشد و اقبال روز افزون که هر کودک را هدیه یگانه ای می داند خلاق با خرد ذاتی برای شناخت جهان پیرامون هر یک با علایق و استعدادهای خاص خود با گرایشاتی از پیش تا حدودی سوگیری شده و ذاتی که آن را برای شناخت جهان به گونه ای خاص آماده ساخته اند کودکی را دورانی طلایی و تکرار ناپذیر می بیند که همه چیز فرد را برای همه عمر به خوب یا بد رقم خواهد زد نگاهی که کودک را بزرگترین سرمایه می داند و اعتقاد دارد که اگر قرار است او در فردای بزرگسالی اش موجودی باشد شادمان، خلاق، توانا ، مقاوم و دل بسته به سرزمین و مدافع آن اکنون باید به او فرصت شادمانی ، سرخوشی و
Post #185
4.51K