خیلی از ما فکر میکنیم مشکل از تنبلی یا بیارادگیه؛ برای همین هر بار که از برنامه عقب میافتیم، یک برنامهی جدید، سختتر و فشردهتر مینویسیم.
اما واقعیت اینه که بیشتر وقتها مشکل، خودِ برنامهست.
برنامهای که از ما انتظار داره هر روز با حداکثر انرژی کار کنیم، خسته نشیم، حواسمون پرت نشه و هیچ اتفاق غیرمنتظرهای هم نیفته؛ بیشتر شبیه یک آرزوئه تا یک برنامه.
یک برنامهی خوب قرار نیست تمام ساعتهای روزت رو پر کنه. قرار نیست برای هر دقیقه تصمیم گرفته باشه. قرار نیست تو رو تحت فشار بذاره که اگر یک بخشش انجام نشد، کل روز رو از دست رفته بدونی.
برنامهی خوب، انعطافپذیره. برای استراحت جا داره. برای روزهای کمانرژی جا داره. و مهمتر از همه، با شرایط واقعی زندگی تو نوشته میشه، نه با نسخهی ایدهآلی که فکر میکنی باید باشی.
شاید به جای اینکه هر شب یک لیست بلند از کارها بنویسی، فقط سه اولویت مهم فردا رو مشخص کنی. شاید به جای تلاش برای کامل بودن، روی «پیوسته بودن» تمرکز کنی.
چون در نهایت، موفقیت نتیجهی یک روز فوقالعاده نیست؛ نتیجهی قدمهای کوچکیه که بارها و بارها تکرار میشن.
cp ☁️🫧
Post #3533
1.64K
☁️ چرا با وجود برنامهریزی، باز هم به برنامههامون نمیرسیم؟