🏮معمای رابطه ایران و چین؛ پاسخی به مغالطات درباره امکان ارتقای روابط
(خلاصه مقاله)
✍️ مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست
پس از حملات اخیر آمریکا به ایران، بحث درباره امکان ارتقای روابط راهبردی ایران و چین دوباره مورد توجه قرار گرفته است. مخالفان تعمیق این روابط معمولاً به چند استدلال تکراری استناد میکنند. در این یادداشت، مهمترین این ادعاها و پاسخ به آنها بررسی شده است.
۱. چین صرفاً در نظم آمریکایی بازی میکند و قصد مقابله با آمریکا را ندارد
این تصور با تحولات سالهای اخیر چین سازگار نیست. در دوره شی جینپینگ، چین از سیاست محتاطانه دوران گذشته فاصله گرفته و رقابت راهبردی با آمریکا تشدید شده است. اسناد امنیت ملی آمریکا در دولتهای بایدن و ترامپ، چین را مهمترین چالشگر نظم موجود معرفی کردهاند. افزایش توان نظامی، توسعه ظرفیت هستهای و دریایی و هدفگذاری چین برای تبدیل شدن به قدرت برتر جهانی در افق ۲۰۴۹ نیز نشاندهنده بلندپروازی راهبردی پکن است.
بنابراین، این تصور که چین صرفاً برای حفظ روابط با آمریکا از همکاری راهبردی با ایران اجتناب میکند، بیش از آنکه واقعبینانه باشد، متعلق به دورهای از روابط بینالملل است که رقابت چین و آمریکا هنوز به مرحله کنونی نرسیده بود.
۲. چین در منازعات ژئوپلیتیک دخالت نمیکند و از مناطق جنگزده فاصله میگیرد
چین در سیاست اعلامی خود بر صلح، حاکمیت ملی و عدم مداخله تأکید میکند، اما در عمل از فرصتهای ژئوپلیتیک برای افزایش عمق راهبردی خود استفاده میکند.
نمونه روشن آن رابطه با روسیه پس از جنگ اوکراین است. چین ضمن پرهیز از ارسال مستقیم سلاح، با گسترش تجارت، استفاده از سازوکارهای مالی جایگزین و صادرات کالاهای دوکاربردی، مانع فروپاشی اقتصادی روسیه شده است. این رویکرد را میتوان نوعی «موازنه نرم» و «هجینگ» دانست؛ یعنی چین همزمان از درگیری مستقیم با غرب پرهیز میکند و موقعیت خود را در برابر فشار آمریکا تقویت مینماید. از این منظر، بیطرفی اعلامی چین را نباید با بیطرفی واقعی یکی دانست.
۳. روابط ایران و چین به سقف خود رسیده و امکان توسعه آن وجود ندارد
رفتار مقامات چینی خلاف این ادعا را نشان میدهد. پس از جنگ ۱۲ روزه، وانگیی بر آمادگی چین برای «ارتقای سطح مشارکت جامع و راهبردی» با ایران تأکید کرد. این موضع نشان میدهد که پکن روابط فعلی را نقطه پایان همکاری با ایران نمیداند و همچنان ظرفیتهایی برای تعمیق روابط قائل است.
۴. چین هیچ تمایلی برای سرمایهگذاری و همکاری اقتصادی با ایران ندارد
دیدار شی جینپینگ و مسعود پزشکیان در سپتامبر ۲۰۲۵ نمونه مهمی در رد این ادعاست. شی اعلام کرد چین توسعه روابط با ایران را در اولویت دیپلماسی خود در خاورمیانه قرار داده و آماده گسترش همکاری در حوزههای تجارت، سرمایهگذاری، انرژی پاک، اتصال زیرساختی و تبادلات فرهنگی و مردمی است.
بنابراین، مشکل اصلی را نمیتوان صرفاً فقدان تمایل چین دانست؛ بلکه موانع ساختاری، تحریمها، ریسکهای اقتصادی و ضعف در اجرای توافقات نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
۵. چین تمایلی به میانجیگری در منازعات خاورمیانه ندارد
چین در سالهای اخیر نقش فعالتری در مسائل منطقهای پذیرفته است؛ از جمله میانجیگری میان ایران و عربستان و تلاش برای کاهش اختلافات میان گروهها و دولتهای فلسطینی.
طرح چهارمادهای شی جینپینگ درباره خلیج فارس نیز نشاندهنده تلاش پکن برای شکل دادن به یک معماری امنیتی منطقهای است. این طرح بر چهار اصل استوار است: همزیستی مسالمتآمیز؛ احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی؛ رعایت حقوق بینالملل و محوریت سازمان ملل و پیوند میان توسعه و امنیت.
وانگیی نیز در دیدار با عراقچی بر اجرای این رویکرد، حفظ مسیر مذاکره، حمایت از حاکمیت ایران و ایجاد سازوکار امنیت جمعی در خلیج فارس تأکید کرد.
ادامه دارد...
➖➖➖➖➖
🌐 هسته مطالعات چین 🇨🇳
بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام
Post #697
373