بگزین جهد و مقاسا، که چو دیکم به شرر بر
هله، برجه، هله، برجه، که ز خورشید سفر به
قدم از خانه به در نه، همگان را به سفر بر
سفر راه نهان کن، سفر از جسم به جان کن
ز فرات آب روان کن، بزن آن آب خُضَر بر
دم بلبل چو شنیدی، سوی گلزار دویدی
چو بدان باغ رسیدی، بدو اکنون به شجر بر
گزیدهٔ غزلیات شمس؛ به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران، ۱۳۵۲: ۲۰۹
چِکِل | سفر، کوه، آسمان
