خشم خدا
مسعود طاهری
چند روز پیش یکی از دوستانم که هرچند وقتی از قول یکی از عالمان شهر قم نقل میکند که از طریقی با روح یکی از علمای درگذشته درارتباط بود، قبلاً چند جمله برایم نقل کرده بود که در خصوص جنگ گذشته بیشتر شکل پیشگویی داشت وتقریباً همه به واقعیت پیوسته بود، این پیشگوییها برای من در این مقال نه مساله و نه مهم بوده و مورد نظرم نیست، اما یک جمله از آن عالم بزرگوار درگذشته برای من مهم شد که اصلاً پیشگویی نبود و آن دلیل نوشتن این نوشته است. جمله این بود که: «مردم ایران اخیراً گناه زیاد میکنند و یکی از دلایل این دو جنگ اخیر هم همین مسئله است» این جمله نگارنده را یاد چند جملهای که عیناً در تاریخ در باب چنین وقایعی چون اشغال که رویداده انداخت که در مقاطع مختلف و توسط افراد مختلف بیانشده و به نظر میرسد نوعی نگرش مسبوق به سابقه و ریشهدار الهیات ابراهیمی در این نوع نگاه مستور است و نگارنده در حد معلومات و مطالعات خود به آن اشاره میکند.
اولین اظهار از سوفرون اسقف وقت اورشلیم است، هنگامیکه در سالهای 634 میلادی پس از فتح این شهر توسط مسلمانان برای مسیحیان این شهر ایراد کرد: او در شب نوئل موعظه خود را بهجای ادا در شهر بیتلحم در شهر اورشلیم قرائت کرد، چراکه بیتلحم به دست مهاجمان چادرنشین ساراسن (همان اعراب) افتاده بود. او در دعای خود از تهاجم و ترس و وحشتی سخن گفت که این چادرنشینان در دل مسیحیان این شهر افکنده بودند «... و اینکه چنین تهاجمی نتیجه مجازات گناهان بیشمار و خطاهای بسیار مسیحیان است. اگرچه خدا نزدیکان خود را با فرستادن چادرنشینان مجازات میکند اما بهمجرداینکه آنان رفتار خود را تصحیح کنند از تهاجم مصون خواهند بود...»
دومین نوع از این نوع سخنان مربوط به دو نفر در هنگام فتح بخارا اولی برای ركنالدّين امامزاده و دومی برای چنگیز است، زمانی که مغولان شهر را فتح کرده... (عین متن را از قول عطاء ملک جوینی نقل میکنم) (... و صناديق مصاحف به ميان صحن مسجد مىآوردند و مصاحف را در دست و پاى مىانداخت و صندوقها را آخر اسبان مىساخت و كاسات نبيذ پياپى كرده و مغنّيات شهرى را حاضر آورده تا سماع و رقص مىكردند؛ و مغولان بر اصول غناى خويش آوازها بركشيده و ائمّه و مشايخ و سادات و علما و مجتهدان عصر بر طويلۀ آخُرسالاران به محافظت ستوران قيام نموده و امتثال حكم آن قوم را التزام كرده ...) (... درين حالت امير امام جلال الدّين علىّ بن الحسن الرّندى روى به امام عالم ركنالدّين امامزاده آورد و گفت مولانا چه حالت است اينكه مىبينم؟ به بيداريست يا رب يا به خواب؟ مولانا امامزاده گفت: خاموش باش! باد بىنيازى خداوند است) که البته بعدها گفته شد گفته: (خاموش باش! باد استغنا خداوند است) "باد بىنيازى" یا "باد استغنای خداوندی" من سالها است به این جمله فکر میکنم و هنوز نفهمیدم که معنی این جمله دقیقاً چه؟ تصور میکنم هر کس این جمله را میخواهد شرح دهد یک نوع توجیه و یا حمل تاریخی بر شرحش سایه انداخته است.
اما نکته عجیب سخنان چنگیز در همین مسجد جامع بخارا خطاب به بزرگان و مردم بخارا است میگوید: (اى قوم! بدانيد كه شما گناههاى بزرگ كردهايد و اين گناهان بزرگ که بزرگانِ شما كردهاند از من بپرسيد كه اين سخن به چه دليل مىگويم، سبب آنك من عذاب خدایم اگر شما گناههاى بزرگ نمیكردید، خداى چون من عذاب را به سر شما نفرستادى)
جمله سوم از آن مارتین لوتر هست که در مورد حمله ترکان به روم شرقی و فتح قسطنطنیه بیان کرده؛ او هم دقیقاً میگوید: (تُرکان «ابزاری در دست خدا» و چوب خدا بودند که ما مسیحیان را با آن مجازات کرد و اگر بخواهیم چنین چوبی را از دست خدا درآوریم باید توبه کنیم و تنها از طریق توبه و بازگشت به ایمان راستین میتوان این مجازات را برطرف کرد.»
عجیب برای من در این میان شباهت سخنان چنگیز به تلقی و سخنان سوفرون و لوتر و این عالم درگذشته خودمان است، چنگیز چرا مانند آن دو یا کلاً این سه فکر کرده و سخن گفته؟ او که الهیاتی ابراهیمی نداشت. بگذریم که من بعد از خواندن سخنان سوفرون و لوتر به نقل عطاء ملک مشکوک شدم و گمانم بر این است که شاید او این سخنان را در دهان چنگیز گذاشته باشد؛ اما فارغ از همه اینها، واکنش مشترک این چهار نفر در چهار مقطع مختلف تاریخی و توسط افرادی از جغرافیاهای متفاوت اما در یک موقعیت مشترک تهاجم بسیار جالب است. عجیب است هنگامیکه چنین اتفاقی برای یک ملت رخ میدهد یکی از تعابیر و یا تفاسیر اینچنین واقعهای اینچنین تعبیری دارد.
اگر واقعاً چنین تفسیر و تعبیری برای تبیین چنین رویدادی صحیح باشد من البته خدا را شکر میکنم که گناهان ما در امروز ایران در حدی نبود که ایرانشهر اشغال شود و ما مانند اهل بخارا شاهد باشیم که صناديق مصاحف را به ميان صحن مسجد آورند و اهل شهر و بزرگان قوم را چنان خوار کنند.
Post #533
1.3K
- ❤ 5
- 👍 3
- 🤔 3
- 🤷 1