ضرورت نقددینی در روزگار حاضر
آنچه بر سر فیلم اصحاب الخیر رفت
مسعود طاهری
یکی از مذبوحین حوادث دی ماه فیلم اصحاب الخیر بود. حاصل سه سال زحمت در اثر مسئولیتناپذیر و البته در پارهای موارد بیکفایتی چند اداره و فرد و مسئول در تأخیر پاسخ دادن بهموقع باعث شد، شب رونمایی این فیلم دقیقاً متقارن با وقایع غمبار دی ماه 1404 شود. آنچنان شد که مدتها است هم به خاطر وقایعی که همه از سر گذراندهایم، و هم آنچه به صورت مضاعف به خاطر این فیلم بر سر من آمد چندان دل و دماغی برای نوشتن نداشتم.
نوشته زیر گزارش و تحلیلی است از این یک ماه گذشته:
فیلم اصحاب الخیر، که روایتی است از دوره ای که جامعه اعتقادی شیعه در حال شکلگیری است، به خاطر موضوعش در دوره حاضر نه فقط مورد بیتوجهی که حتی مورد بغض یک طرف ماجرا که اساساً دیگر نوعی مبارزه با مذهب را عَلَم خود کرده و نیز به خاطر مطالبی که در بطن خود دارد، مورد طرد یا ملامت طرف دیگر ماجرا، یعنی سوپر انقلابیها قرار میگیرد که بعد از تماشایش حداقل غرولند کنند.
هیچگاه مشی وسط بازی کردن نداشتم، و چون اینگونه نبوده روایتی از زمان شکلگیری جامعه اعتقادی شیعه ارائه دادم که با روایتهای رایج همسان نیست، در حالی من همیشه بر روش پدیدارشناسیام تأکید داشته و دارم و با همین روش هم این اثر را مانند آثار پیشین ساختهام.
امروز بسیاری از نیروی معارض و مخالف نظام جمهوری اسلامی، فارغ از سطح سواد و فهمشان که در میانشان گاهی افراد نخبه هم هستند، تصور میکنند که اشکال اساساً نه از این نظام بلکه در بنیان تفکر شیعی است که نتایج غلبه و حکومتش می شود همینی که امروز ما شاهد آن هستیم و به نام شیعه در حال اجرا است.
فارغ از این نگاه مطلقگرا که امروز به صورت عجیبی بر همه و از جمله بر دو طرف درگیر ماجرا و حتی بر قشر خاکستری تماشاکننده مستولی شده، در حال حاضر جامعه ایرانی از عدم یک نگاه نسبیگرا هم به کارکردهای مثبت و منفی نظام حاکم بر ایران و هم به نکات و مطالبات معترضان و مخالفانش رنج عمیقی میبرد. این حاصل عدم نقد درون گفتمانی و درون سازمانی در همه عرصهها و نیز در هر دو ماجرا است. بگذریم که نقد که باعث بهبود درون سیستمی میشود، در حال حاضر برای هیچکدام از دو طرف جذابیت چندانی نداشته و گوش شنوایی برای آن وجود ندارد. این نقصان و این حفره در عرصه مذهب در جامعه ایرانی چند برابر است. همین چندی پیش بود که در چند هیئت مذهبی که حتی خود را غیرحکومتی هم در نظر می گرفتند وقتی با سخنان متفاوت و منتقدانه ولو غلط یک روحانی شیعی روبهرو شدند او را حرامزاده خواندند و سبش کردند و از قضا همین روحانی محبوبیت عجیبی میان مخالفان نظام در خارج از ایران پیدا کرد، چون سخنانی میگفت که گاه با بنیادهای تشیع در تعارض بود و نیز با روایت رسمی متفاوت بود. در بدنه نیروهای معارض و حتی معترض که بیشتر از نیروهای جوان برخوردار است، در شرایط حاضر خیلی تمایلی یا گوش شنوایی بر نقد و آسیبشناسی حتی درونیشان وجود ندارد، در سمت نظام هم که خود را برآمده از آموزههای شیعی میداند برای نقد و آسیبشناسی در عرصه دین و مذهب و به ویژه سنجش اصول مذهبی این نظام با سنجههای اصیل شیعی رغبت چندانی وجود ندارد. بازنگری مجدد اینکه همه، چه سران انقلاب و چه حتی مخالفان دیدگاههایشان در کارها و اقداماتی که در این عرصه مطرح کرده و به آن عمل کردند صورت گیرد که: " کجا اشتباه کردند؟ " و "کجای راه را اشتباه رفتهاند؟ " که امروز دیگر یکی از ضرورت های نه حتی مذهبی که حتی سیاسی و عملگرایانه است که باید در کرسیهای نظریه پردازی بررسی، و به صورت شفاف مطرح شود که هم جامعه و هم نظام از وضعیت سکون و رکودی که به ویژه در این عرصه دچارش هست نجات پیدا کند. در همین نظریهپردازی هم، در سطوح مختلف نظام خیلی آغوشی برای آن گشاده نیست، بلکه دیدگاه کلی این است که چندان ضرورتی برای آن وجود ندارد و سخن انتهایی این است که: "همین که هست و اگر نمیپذیرید مشکل از خود شما است". در حال حاضر اگر نخبگانی هم به نتایجی در این زمینه رسیدهاند خیلی مجالی برای ارائه و مطرح کردن آن ندارند، چون گاه بنیادیترین آموزههای نظام زیر سؤال میرود و بسیاری دچار مشکل میشوند.
Post #524
1.03K
- ❤ 7
- 🥰 1