🔺ایستگاهها و دایرهها
توسعهی مبتنی بر حملونقل همگانی (TOD) شامل هشت قاعدهی کلی (۱) پیادهمداری، (۲) دوچرخهسواری، (۳) ارتباط، (۴) حملونقل همگانی، (۵) اختلاط، (۶) متراکمسازی، (۷) فشردگی و (۸) تغییر است. قاعدهی متراکمسازی (densify) دربارهی تراکم کافی فعالیتها (و نه الزاماً تراکم ساختمانی) مصداق مییابد و هدف آن اطمینان از استفادهی بهینه از حملونقل همگانی است. بهعلاوه، این قاعده بر «بهینهسازی تراکم» (و نه حداکثرسازی) متناسب با ظرفیت حملونقل همگانی تأکید دارد. به بیان دیگر، این نظریه، هیچگاه اشارهای به حداکثرسازی (maximizing) تراکم ساختمانی نداشته و اساساً بر بهینهسازی (optimizing) تراکم فعالیتی تأکید دارد و با ازدحام (overcrowding) متفاوت است.
متأسفانه طرح بلندمرتبهسازی مشهد نیز مانند بسیاری از نقلقولهای غیرتخصصی و عامیانه، برداشتی ناقص و نادرست از TOD ارائه کرده و صرفنظر از ظرفیت ناوگان قطار سبک شهری (LRT) و ویژگیهای خاص بافت پیرامون هر ایستگاه، اقدام به ترسیم پهنههای مدور یکسان بر روی چهل ایستگاه کرده است.
بهنظر میرسد نه تفاوت شرایط زمینهای مشهد با شهرهای خاستگاه نظریهی توسعهی مبتنی بر حملونقل، و نه حتی قواعد هشتگانه و صریح این نظریه، هیچکدام توان مقاومت در برابر سوءاستفادهکنندگان از اصطلاحات تخصصی برای پیشبرد اهداف سوداگرانهی خود را ندارند و ضروری است محتوای نظریهی توسعهی مبتنی بر حملونقل (TOD) توسط نهادهای علمی-تخصصی بهگونهای تبیین شود که بستر سوءاستفاده از واژگان و اصطلاحات تخصصی محدود گردد.
فارغ از این ضرورت میانمدت، آنچه در کوتاهمدت دربارهی طرح بلندمرتبهسازی مشهد شایستهی توجه است، عدمارتباط مستقیم میان توسعهی مبتنی بر حملونقل همگانی و بلندمرتبهسازی است و از مراجع بررسی و تصویب طرح انتظار میرود از بروز این سوءاستفادهی ضدتخصصی پیشگیری نمایند.
@CharTabaqeh