🔺نقطهی صفر
شهر تنها از خیابانها، ساختمانها و عملکردهای هر روزه ساخته نمیشود، بلکه از لایههای انباشتهی تاریخ، خاطره، تنوع و زیست مشترک شکل میگیرد. تخریب هر بنای تاریخی، بهویژه بناهای دارای وجوه فرهنگی، دینی و خاطرهانگیزی، چیزی بیش از حذف یک کالبد شهری است و در تداوم زمانی شهر، گسست ایجاد میکند. از این منظر، تخریب کلیسای تاریخی انجیلی نهتنها باید محکوم شود، بلکه دستاندرکاران آن باید مورد پیگرد قرار گیرند تا از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود.
در مبانی نظری طراحی شهری، متیو کرمونا در معرفی ابعاد ششگانهی طراحی شهری، از «بُعد زمانی» سخن میگوید. این بعد نشان میدهد که فضاهای شهری فقط در لحظهی اکنون معنا ندارند، بلکه در پیوند با گذشته، حال و آینده ادراک میشوند. زمان در شهر هم در ریتمهای روزمره، فصلی و آیینی حضور دارد و هم در حافظهی تاریخی، رویدادهای مهم، تداوم معنا و تغییرات تدریجی کالبد و زندگی شهری. بنابراین هنگامی که یک بنای تاریخی از میان میرود، مسأله فقط از دست رفتن یک اثر معماری نیست؛ بلکه بخشی از حافظهی جمعی و لایهی زمانی شهر آسیب میبیند، بهخصوص اگر چیزی جایگزین آن شود که هیچگونه ارجاعی به گذشته ندهد.
نمونهی روشن این نگاه را میتوان در بازسازی محدودهی برجهای دوقلوی نیویورک پس از ۱۱ سپتامبر دید. آن واقعه، یک لحظهی تاریخی در ابعاد بینالمللی بهوجود آورد و سؤال همگان از طراحان شهری این بود که چه چیزی از آوار آن برجها، سربرآورد؟
شاید ساختن دو برج، بسیار بلندتر از قبلیها، میتوانست نشانگر قدرت شهر باشد؛ اما در آن پروژه، طراحان شهری کوشیدند بهجای بازسازی کالبدی و حذف یک خاطرهی تلخ جهانی، نماد آن خاطره را برای همیشه در شهر جاودان کنند.
در پروژهی نقطهی صفر (ground zero)، ردپای برجهای پیشین، به عنصر اصلی طراحی فضا تبدیل شد. حوضچههای یادمانی در همان نقطهای که روزی برجها سر به فلک کشیده بودند، به عمق زمین رفتند. درج نام قربانیان، ساخت موزه و برگزاری آیینهای سالانهی یادبود، همگی تلاشهایی هستند که نشان میدهد شهر میتواند گذشتهی دردناک خود را حذف نکند، بلکه آن را به شکلی معنادار در زندگی آیندهی خود ادغام کند. نقطهی صفر نیویورک، هم خاطرهی فاجعه و هم نشانهی تابآوری است.
در بازگشت از نیویورک به مشهد، اگرچه تخریب کلیسای تاریخی انجیلی، اقدامی جبرانناپذیر و غیرقابلگذشت است، اما مواجههی آیندهنگرانه نباید تنها در سوگواری متوقف بماند. پیشنهاد ارزندهی ساخت مکانی برای گفتوگوی ادیان میتواند راهی برای تبدیل فقدان به امکان باشد؛ مشروط بر آنکه صادقانه، مصرانه، دقیق و با احترام به حافظهی مکان دنبال شود.
چنین مکانی نباید صرفاً یک ساختمان نمادین تازه باشد که گذشته را پاک میکند؛ بلکه باید بهصورت آگاهانه به تاریخ کلیسای تخریبشده، تکثر دینی و فرهنگی و خاطرهی همزیستی ادیان در مشهد ارجاع دهد.
در طراحی چنین پروژهای، کاربست نظریهی کرمونا و شناخت درست بُعد زمانی شهر، باعث میشود که شهر آینده، گذشته را حذف نکند. آیندهی این مکان، زمانی معنادار است که گذشته را به رسمیت بشناسد، خطا را انکار نکند، خاطره را حفظ کند و از دل فقدان، مکانی برای گفتوگو، همزیستی و مسئولیتپذیری جمعی بسازد.
صالح شریفی، دانشآموختهی شهرسازی
@CharTabaqeh
Post #3774
1.06K