شبکهٔ تماشا برای nمین بار دارد سریال پزشک دهکده را پخش میکند. در قسمت دیشب، دولت مقرر کرده بود سرخپوستان قبیلهٔ شایان اجازه ندارند در جستوجوی شکار، محل زندگی خود را ترک کنند، چون بیخود و بیجهت سفیدها را با تیر میزنند! در عوض دولت خودش غذا و مایحتاج آنها را تامین میکند. این وسط سالی، همسر دکتر مایک هم که نمایندهٔ تام الاختیار وزیر کشور در امور شایانها شده بود یک گزارش ملالآور و خستهکننده اما کامل از وضعیت آنها نوشت و به نمایندهٔ دولت داد. اما وقتی کمکهای دولت رسید، معلوم شد نمایندهٔ دولت تمامش را به سفیدها فروخته و خبری از غذا بین آنها نیست.
سالی به نمایندهٔ دولت اعتراض کرد، اما پاسخ شنید: تو کارتو بکن، به باقیش کاری نداشته باش. زیادم مداقه نکن. پولتو بگیر. چون دولت علاقهای به زنده موندن شایانها نداره. منو تو هم نمیتونیم این وضعو تغییر بدیم.
سالی گفت: خب اینجوری که شایانها مجبور میشن دنبال غذا و شکار از اردوگاهشون خارج شن! نمایندهٔ دولت هم با خونسردی گفت: دقیقا، اون وقت ارتش به دلیل زیر پا گذاشتن قانون و خروج از اردوگاه، نسلشونو میکنه.
این فیلم، روایت بسیار سادهشده و باصطلاح پاپیولایز سیاستی است که مهاجران به آمریکا با اتخاذ آن، نسل سرخپوستان بومی این کشور را آرام و بهتدریج طی چندین سال کندند: ابتدا بیش از چهارصد معاهدهٔ منع تعرض با آنها، و بعد نقض تمام آنها بدون استثنا.
نسخهٔ بروزشدهٔ این سیاست تکراری همچنان عینا از سوی اسرائیل و آمریکا و اروپا پیاده میشود. آنها انگشت در جهان کرده و تروریست میجویند، برای تروریستها قانون غیر قابل اجرا و محال مینویسند و بعد به بهانهٔ عدم اجرای قانون نسل آنها را میکنند.
به زندان روباز غزه نگاه کنید، به یمن، به جنوب لبنان، به معاهدهٔ منع گسترش و رفتار آژانس با ایران.
خب. اتخاذ این سیاست از سوی غرب عجیب نیست: آنها همه چیز را از آن خود میخواهند. اما عجیب رفتار سران کشورهای استعمارزده است: آنها همه نسخهٔ کپی هم هستند: درسخواندگان یک مدرسه. از محمود عباس در فلسطین بگیر تا نواف سلام و جوزف عون در لبنان و فواد حسین و علی الزیدی در عراق، و بگیر بیا تا ایران خودمان.
آنها همواره خودشان را متعهد میبینند؛ متعهد به رعایت خط قرمزهای استعمارگر. آنها همگی صلحطلب و اهل مذاکرهاند تا نکند متهم به بیقانونی شوند. اهرمها و فرصتهای پیش رو برایشان کالای فروشی است. دستاورد میفروشند تا یک کم، فقط یک کم زمان بخرند. و اگر دستشان برسد، ابایی ندارند در ازای گرفتن وعدهٔ شفاهی یا مکتوبی از طرف مقابل، ولو پنج هزار بار زیر وعدهاش زده باشد، فرصتها را تعمدا خراب و فرصتطلبان را به استعمارگران لو بدهند یا دستوپایشان را ببندند.آنها همواره متعهدند؛ متعهد به رعایت قانون. اما قانونی که استعمارگر بنویسد. حتی اگر هیچ غذایی طبق معاهده در ازایش دریافت نکنند.
در فیلم جانگوی آزادشده جانگو سیاهپوستی بود که شدیدا تحت آزار و شکنجهٔ اربابان سفید قرار داشت، اما عمل هیچ ارباب سفیدی به اندازهٔ خدمتکار سیاه همان ارباب که همنژادانش را به ارباب سفیدپوستش لو میداد چندشآور و بیشرمانه نبود. دم جانگو گرم که اول زانوهایش را با تیر زد، و بعد خانه را روی سر او و ارباب سفیدپوستش آتش زد و خراب کرد.
من که کارهای نیستم، اما اگر بودم قبل از اینکه دیر شود، کاری میکردم که نسل بعدی بگویند زمانی در این صحرای سوزان که آن طرف تنگه هست جایی بود به اسم امارات.
@chaos1351
Post #23
4.05K
- 👌 9
- ❤ 3
- 👎 3
- 👍 2
- 👏 1