✨
همین یک برگ، تمامِ دنیای من است! (راز درخت آرزوهای چکـــاد و بهار)
بزرگترین دانشگاه شرق تهران، امروز میزبان کوچکترین آرزوها بود!
شاید فکر کنید غرفهٔ خیریه، یک میز ساده و چند تراکت است. اما غرفهٔ مشترک
کانون بهار و
گروه دانشجویی چکـــاد چیزی شبیه به یک گالری امید بود. در قلب این غرفه، یک اثر هنری عجیب قرار داشت: «
درخت آرزوها».
این درخت، نه از جنس چوب، بلکه
از جنس امید سبز شده بود. برگهایش؟ کاغذهای رنگی کوچکی که هر کدام، چکیدهٔ تمام نداشتههای یک کودک نیازمند بودند.
آنجا ایستادم. صدای خندههای دانشجویان میآمد؛ اما گوش من درگیر زمزمههای روی این برگهها بود:
«کاش یک روز صبح با کیف و کفش نو به مدرسه بروم.»
«من عروسک نمیخواهم، فقط یک دفتر مشق سفید.»
«لطفاً مادرم دیگر غصه نخورد.» (این یکی قلبم را سوراخ کرد.)
💔
یک دقیقه سکوت در برابر این سادگی...تضاد عجیب و تکاندهندهای است: آرزوهایی به این سادگی، که برای ما شاید در حد یک کلیک باشند؛ اما برای این فرشتههای کوچک، در حد یک رویا ماندهاند. ما در حال تصمیمگیری برای انتخاب واحد یا خرید مدل گوشی بعدی هستیم، و آنها در آرزوی داشتن یک خودکار برای نوشتن آیندهٔشان!
امروز غرفه را ترک کردم؛ اما در واقع، تکهای از قلبم را زیر سایهٔ
درخت آرزوها جا گذاشتم. این درخت، آینه بود؛ آینهای که به ما نشان میدهد چقدر راحت میتوانیم قهرمان زندگی یک نفر شویم.
🚀 دعوتنامه:
قهرمان یک داستان باش!مأموریت شما:
تبدیل کاغذ به واقعیتچطور شروع کنید؟🎁
همین الان اقدام کنید.با حمایت مالی از طریق
ارتباط با ما، برگهٔ آرزوی مورد علاقهٔتان را از درخت بچینید و آن را محقق کنید. (درصورتی که لینک ارتباطی فعال نبود، ابتدا عضو کانال شوید.)
💌
سفیر امید باشید.این پست را برای سه نفر از دوستانتان بفرستید. شما نه تنها محتوا، بلکه امید را منتشر میکنید!
🎈
اگر نزدیک علوم پایه نیستید:
حتما برای یه لحظه حال خوب بیاید و خودتان آرزوهای کوچک را از نزدیک بخوانید. این تجربه، دید شما به زندگی را تغییر میدهد.
🤍
@Chakad_iust