👁🗨
چاغداش
۲۳/مهر/۱۴۰۵
#چاغداش_کتاب
#چاغداش_نقد_گفتگو
□به بهانه انتشار کتاب «در میان توفان ها، روایتی از زمانه، زندگی و قیام بهمن بهادری قشقایی علیه حکومت پهلوی» دوم، نوشتهی حسین ضامنی
#بابک_نادرپور
دهه چهل دهه توفان هاست.خشکسالی ها، اجرای طرح اصلاحات ارضی ،قتل مهندس ملک عابدی، شورش ایلات کهگیلویه، بویراحمد و ممسنی و کوهمره ، قیام موصلوها در قیر و کارزین و شورش دشتی و مسیح همه در اوایل این دهه اتفاق می افتد. قیام بهمن استمرار این حرکت هاست.
آقای ضامنی نویسنده کتاب که دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه سینماست ، در پیشگفتار کتاب می نویسد که کتاب حاصل یک کار گروهی است که با همکاری حمید رضا جهاندیده و منصور نصیری طیبی انجام گرفته است. (ص ۲۲) داده های گردآوری شده جهت نگارش کتاب حاصل مصاحبه های میدانی (صوتی و نوشتاری) او و همکارانش با اعضای خانواده بهمن ، برخی بزرگان منطقه جنوب و نیز افراد سیاسی و عادی درگیر در ماجرای بهمن و بالاخره اسناد و مدارک موجود شامل اوراق بازجویی بهمن و گزارش ها و روایت های امنیتی و نظامی بوده است. انگیزه نگارش کتاب به تصمیم نویسنده به ساختن فیلمی مستند درباره بهمن قشقایی برمی گردد.
وی مدعیست که کتاب یک پژوهش تاریخی پیرامون مردمان همیشه سرگردان تاریخ است که این سرگردانی معلول بیخبری از تاریخ است. وی اذعان دارد فرم و ساختار کتاب ملهم از ادبیات داستانیست و به یک تعبیر کتاب «ناداستان» است که حاصل رویدادهای عینی تاریخیست صص ۱۵ و ۱۶)
نویسنده همچنین اظهار میدارد که در نگارش کتاب از تمام تکنیکها و روشهای علمی و دقیق بهره برده است. (ص۲۱) در این کتاب جزئیات حرکات بهمن، مکان.هایی که در آنجا اتراق کرده است، زمان وقوع رویدادها، اشخاصی که به وی کمک کردهاند، مورد توجه قرار گرفته است. فراتر از اینها نویسنده به مناطق و محلهای وقوع رویدادها سفر کرده است. همانگونه که نویسنده بیان کرده است، با توجه به گذشت نزدیک به شصت سال از ماجرای بهمن، فراموشی افراد، بیسوادی راویان عادی و فقدان توان تحلیلی آنها، رعایت برخی حریم ها و حرمتها، مشکل جلب اعتماد افراد برای مصاحبه، باعث شده است که راستی.آزمایی روایتهای بعضا متناقض و بیرون کشیدن واقعیت از دل این روایتها کاری به غایت مشکل باشد.
به گمان من با عنایت به آنچه که گفته شد، نویسنده دست به کار سترگی زده است و اقدام وی در خور تحسین و شایسته اعتناست.
با این وجود، انتظار خواننده دایر بر اینکه شاهد یک تحلیل جامع و همه جانبه.ای از سوی نویسنده پیرامون هدف قیام و دلیل ناکامی آن باشد، چندان بیهوده نیست. اما نویسنده معتقد است که «قضاوت کردن کار پژوهش تاریخی را به بیراهه می برد.» (ص ۲۲)
اما در ادامه میگوید که قضاوت شخصی من بر مبنای این پژوهش شکل گرفته است. چنین می نماید که در نبود یک تحلیل جامع، ما فقط شاهد یک روایت کلان از خردهروایتها هستیم.
یک موضوع مهم دیگر، آوردن رویدادهای آغازین دهه چهل که به یک اعتبار پیشدرآمد قیام بهمن به حساب میآید در قسمت.های بعدی کتاب است. از چشمانداز رعایت تقدم و تاخر تاریخی در وقوع رویدادها، احتمالن خوانندگان ناآشنا با قیام بهمن در فهم چند و چون ماجرا دچار ابهام خواهند شد. شاید چون هدف از نگارش کتاب فراهم آوردن دستمایهای برای نگارش فیلمنامه و ساختن فیلم بوده است، نویسنده مبادرت به این کار کرده باشد.
با توجه به عنوان کتاب، شرح مختصری از ایام کودکی بهمن، روحیه و خُلق و خوی او برای خوانندگان ناآشنا، زمینه ذهنی لازم برای شناخت بهتر فراهم میکرد البته جسته گریخته و به تناوب در لابلای روایتها به این امر اشاره شده است.
معمولن در پژوهش.های مستند، به منابع ارجاع داده می شود. البته در موارد اندکی این کار صورت گرفته است. یقین نویسنده از مصاحبههای انجام گرفته از سوی خود و همکاران، آرشیوی در دست داشته است. شاید بهتر می بود در مقابل نقل و قول های فراوانی که در متن آورده شده است به تاریخ و زمان مصاحبه نیز در داخل پرانتز اشاره می شد.
شایان ذکر است که اشاره به موارد بالا در راستای اجابت درخواست نویسنده، دایر بر کمک به تکمیل پژوهش می باشد. این به مفهوم ارج ننهادن به زحمت چندساله ایشان نیست و کار ایشان دستمریزاد دارد.
اگر چه در این کتاب همه آنچه که درباره بهمن وجود داشته است، با جزئیات بیان میشود،اما اشاره به جریان اعدام چند فرزند جوان یک خانواده صفیخانی به عنوان بخشی از حوادث این دهه نیز خالی از لطف نبوده است.
Post #10447
174