📌 وقتی نمیفهمیم چه چیزی زندگیمان را میچرخاند
یووال نوح هراری
▪️تصور کنید روبهروی یک گاو بایستید و بخواهید دنیا را برایش توضیح دهید. به او بگویید زندگیات به چیزی به نام «نظام مالی» گره خورده است؛ دنیایی از بورس و سهام و اوراق قرضه و دلار، که بالا و پایین شدنش میتواند سرنوشت یک شرکت بزرگ را عوض کند.
بعد آرام به او بگویید: «شرکتی که تو به آن تعلق داری ورشکسته شده، برای همین قرار است تو را قربانی کنند.»
گاو با چشمان درشت و حیران نگاهتان میکند. اگر زبان داشت، حتماً میپرسید: «سهام دیگر چیست؟ اوراق قرضه کدام است؟ دلار یعنی چه؟ من عمری است به دوروبرم نگاه میکنم؛ انسان دیدهام، سگ و گربه دیدهام، درخت و ابر و آسمان دیدهام، اما هیچوقت چیزی به اسم سهام یا دلار ندیدهام!»
حق هم دارد. آن مفاهیم برای گاو نامرئیاند؛ نه میشود آنها را دید، نه بویید و نه لمس کرد. اما همین چیزهای نامرئی میتوانند دربارهی زنده ماندن یا مردن او تصمیم بگیرند.
حالا برگردیم به خودمان.
ما انسانها خیال میکنیم از گاو داناتریم، چون این بازی را خودمان ساختهایم. پول، شرکت، قانون، بازار؛ همه زادهی ذهن ماست. به قول هراری، ما بر فراز واقعیتهای عینی، یک واقعیت خیالی و مشترک ساختهایم و دستکم فکر میکنیم قواعدش را میفهمیم.
اما پرسش اصلی اینجاست: اگر روزی چیزی بسازیم که خودمان هم از فهمیدنش عاجز شویم چه؟
هوش مصنوعی دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. بعید نیست فردا نظامهای مالی و اقتصادیای خلق کند که آنقدر تند، پیچیده و درهمتنیده باشند که هیچ اقتصاددان و متخصصی نتواند منطق تصمیمهایش را دنبال کند؛ سیستمی که در کسری از ثانیه هزاران تصمیم میگیرد، بیآنکه کسی بداند چرا.
آن روز، جای ما و گاو عوض میشود. ما میشویم همان گاوِ حیرانِ امروز؛ موجودی که زیر سایهی نظمی عظیم زندگی میکند، اثرش را با تمام وجود حس میکند، اما زبانش را نمیفهمد.
و این، هراسانگیزترین پرسش آیندهی ماست:
وقتی دیگر ندانیم چه چیزی زندگی ما را اداره میکند، آیا هنوز میتوان گفت زندگیمان در دست خودمان است؟
✍️🎓🌐 @CE7EN