TGViewer
Channel Public Channel
لیبراسیون/لیبرالیسم

لیبراسیون/لیبرالیسم

@cafe_andishe95

🕊 گسترش گفتمان لیبرالیسم-محوریت آزادی فردی و اجتماعی-فردگرایی و شهروندی-اندیشۀ انتقادی و خردگرایی-حاکمیت قانون سکولار-دموکراسی-مدرنیتۀ سیاسی-جامعه مدنی-مالکیت خصوصی 🌌
#پادشاهی_مشروطه
#ملی_گرایی
#لیبرالیسم_محافظه‌کار
#ناسیونالیسم_لیبرال
Subscribers
18.6K
Photos
3.3K
Videos
1.2K
Links
743
Recent Posts 20 shown
Post #20056 246
🌋مبانی فلسفی فاشیسم
 

 
"استبداد" واژه ای عام و در برگیرنده انواع حکومت های غیردموکراتیک است که می توانند موروثی باشند یا با توسل به زور به وجود آمده باشند که به آن ها "دیکتاتوری" می گوییم و اگر این استبداد و دیکتاتوری فردی باشد، موصوف به "خودکامگی" هم می شود.
اما اگر حکومتی درصدد کنترل تمام شئون شخصی و سبک زندگی مردم باشد، به حکومت های "توتالیتر یا تمامیت خواه" تبدیل می شود. در واقع نخستین بار موسولینی برای توصیف ایده خود از این واژه استفاده کرد.
 
⚔"جووانی جنتیله" فیلسوف طرفدار موسولینی و فاشیسم، متاثر از تئوری دولت هگل است که به دولت در مقابل فرد اصالت می دهد. هگل دولت را سایه خدا روی زمین می دانست. آرزوی غلبه روح ژرمنی آریایی بر جهان داشت و جنگ را خیری می دانست که باعث پالایش اخلاقی جامعه می شود.
 
 موسولینی از سوسیالیسم آغاز کرد ولی به فاشیسم رسید. او معتقد بود فرد باید فدای جمع شود. دولت کالبد روح ملت است و یک ملت همبسته یک ملت سرفراز و زنده است. چنین ملتی از جنگ زنده تر می شود و جنگ از یک مرد یک آفریننده می سازد چنان که زایمان از زن. این جمله از اوست که خون چرخ های تاریخ را به حرکت درمی آورد. او خود را متاثر از افکار ماریتنّی، (بنیانگزار فوتوریسم) می دانست ماریتنّی هم مدافع سرسخت فاشیسم شد.
 
بین الملل سوم، فاشیسم را وحشیانه و عریان ترین شکل سرمایه داری مالی تعریف می کرد، در حالی که فاشیسم بر پوپولیسم و خرده بورژوازی تکیه داشت. کمونیستها پس از این تحلیل، به غالب مخالفان خود انگ فاشیسم می چسباندند.
اما وبری ها (پیروان ماکس وبر نه خود او) فاشیسم را برآمدِ فئودالیسم و نظام اشرافی در مقابل سرمایه داری می دانستند.
 
به هر حال فاشیسم، ضدتجدد نبود. نهضتی پوپولیستی و جمع گرا بود که با فردانیت و دموکراسی و بازار آزاد مشکل داشت ولی از ابزارهای مدرن استفاده می کرد.
 فاشیسم نهضتی ایدئولوژیک بر مبنای ناسیونالیسمی افراطی بود و از این نظر بیشترین شباهت را با نازیسم داشت که رهبری کاریزماتیک (در ایتالیا با عنوان "دوچه" و در آلمان با نام "فوهرر") هدایتش می کرد. فاشیسم و نازیسم با بسیج ملی توانستند پیشرفت های مهمی در کشور ایجاد کنند
اما خشونت و خونریزی ابزار کارشان
بود و نباید کارنامه شان را به حساب فلاسفه بزرگی چون هگل و نیچه گذاشت. هگل و نیچه روحیات متفاوتی داشتند. در عین حال بعضی ایده هایشان پتانسیل تبدیل شدن به توتالیتریسم را داشت هیتلر خود را ابرمرد نیچه می دانست و موسولینی خود را نوک پیکان تکامل تلقی می کرد.
 
چنین نهضت هایی معمولاً در بستر هرج و مرج و ناتوانی حکومت ها از اداره کشور به وجود می آیند. در چنین شرایطی مردم امنیت را بر آزادی فردی ترجیح می دهند و راه را برای توتالیتاریانیسم باز می کنند.
 
📕منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی
محمدامین مروتی

@cafe_andishe95
  • 👏 5
  • ❤ 1
Post #20055 512
🦠"معجون تهوع‌آور"!!

"اگر در ایران تبلیغات کمونیستی بشود، مسلمانان به عنوان آنکه مسلمان می‌باشند، از گرویدن به آن خودداری نخواهند کرد. ولی با این عقاید درهمی که در مغزهای خود آگنده‌اند، اگر مبادی کمونیستی را هم فرا بگیرند، اینها را با آنها درهم آمیخته یک معجون تهوع‌آوری پدید خواهند آورد".

احمد کسروی
کتاب: سرنوشت ایران چه خواهد بود.


نکته:
آن دسته از مردمان مورد اشاره کسروی، چندین دهه است که جامعه ایرانی را، دچار "بلیه‌"ی این "معجون تهوع‌آور اسلامی کمونیستی" کرده‌اند!
و
نسل‌های کنونی، که بیش از همه، از "اثرات مُخرب این بلیه ترکیبی" در عذاب‌اند
اما
بیش از هر زمانی دیگر و حتی بیش از نسل‌های دیگرِ پیش از خود؛ این روزها، سخت در تکاپویِ یافتن "راه حلِ عملی" هستند برای "گریز نهایی" از شرِ این بلای ترکیبیِ همه‌جانبه‌ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگیِ این معجون تهوع‌آور دامن‌‌گستر.
و
بویژه تلاش برای رهایی از اثرات مُخرب و ویرانگر مزمنی، که بر "فرهنگ‌ سیاسی" جامعه ایرانی، از خود بجا گذاشته است؛ و فرهنگ سیاسی را، "گروگانِ معجونی خود" کرده است!


یک پرسشِ مرتبط:
در این سال‌ها، بارها و بارها دیده‌ام که نیروهای سیاسی چپ در نوشته‌های‌شان، خود را "نیروی سیاسی مترقی" می‌نامند و بدین نام، می‌خوانند خود را؛ چرا ؟!
و
چنین نیروهایی با این "پیشینه فعالیت‌های ایدئولوژیکی متصلبِ" خود، که کاملا "ضدتوسعه‌ای" نیز بوده است؛ در عالم واقع، آن وقت، چه نسبت واقعی با ترقی و "امر ترقی" دارند! که خود را، نیروی سیاسی مترقی نیز، می‌خوانند هم‌چنان؟!

نبشته‌ی: اسفنداد ایرانیاد
@cafe_andishe95
  • ❤ 7
  • 👏 4
Post #20054 293

Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی

To the people of Israel: I stand with you in grief, remembrance and solidarity on the third anniversary of October 7. We will never forget those murdered or the suffering of their families and the survivors.

The Islamic Republic that armed and supported Hamas is the same regime that keeps Iranians in chains. When Iran is free, we will hold all those involved in these crimes accountable. Both our peoples deserve freedom and security.

The bond between Iranians and Jews stretches back 2,500 years to Cyrus the Great. A free Iran will be a friend and partner to Israel. Lasting peace and stability for both our peoples will only come with the fall of the Islamic Republic.

Reza Pahlavi

@OfficialRezaPahlavi
  • ❤ 17
  • 👍 4
  • 👏 1
Post #20050 793
🛡 برخی دیکتاتوری‌ها، ایدئولوژی‌های قابل انعطاف و ساختاری منطقی‌تر دارند. زمانی که انسان آواره است و با بیگانگی دست و پنجه نرم می‌کند، این ایدئولوژی جذاب بنظر می‌آید.

البته این مامن تقریبا مفت و مجانی، بهای گزافی دارد:
🩸باید از عقل و وجدان و مسئولیت دست کشید، چون یکی از جنبه‌های و اصلی آن، وانهادن عقل و وجدان خویش به مقام و مرجعی بالاتر است. اصل این است که صاحب قدرت، صاحب حقیقت است [قانون جنگل]

قدرت بی قدرتان - نشر نو -

🩻 تصویر پوستری را نشان می‌دهد مربوط به اتحاد جماهیر شوروی؛ با این مضمون:
Партия сказала: надо! Комсомол ответил: есть!»
حزب گفت باید انجام شود؛ کومسومول پاسخ داد: اطاعت می‌شود.

نمونه‌ای از سرسپردگی بی حد و مرز و بی توجه به خواسته مردم، که صرفا به ایدئولوژی‌ای که از بالادستی‌ها یا به عبارتی کله گنده ها آمده‌است، توجه می‌شود.

💡 کومسومول، سازمانی متشکل از جوانان بود که کارهای ایدئولوژیک و ... انجام می‌دادند و آموزش‌های نظامی هم می‌دیدند.
@cafe_andishe95
  • ❤ 9
  • 👍 3
Post #20049 1.08K
📽 اصغر فرهادی، کارگردان ناقلا!


اصغر فرهادی از آن آدم‌های زرنگی‌ است که تا نفعی برای خودشان نبینند به هیچ قیمتی نم پس نمی‌دهند. خب اشکالی هم ندارد. زرنگی که بد نیست. ولی از یک جایی که بگذرد دیگر اسمش می‌شود یک چیز دیگر.

🎬کسانی که با فرهادی کار کرده‌اند و تجربهٔ معامله با او را دارند (منظورم صدالبته کیف‌کش‌ها و واسطه‌های رسانه‌ای نیست، آدم‌های صاحب وزن و اعتبار را می‌گویم) می‌دانند که اصغر آقا یک‌کمی شبیه کارگردان‌های ناقلاست. حالا کارگردان ناقلا کیست؟

کارگردان ناقلا کسی‌ است که می‌تواند هنگام تحقیق و فیلم‌برداری در زندان‌های ایران هیچ نکتهٔ منفی و تاریکی نبیند و زندان را شبیه خوابگاه دانشجویی نشان دهد، ولی ناگهان در سانفرانسیسکو نشانه‌های فقدان دموکراسی و بدرفتاری با زندانیان سیاه‌پوست چنان حالش را خراب کند که طاقت نیاورد و در ریودوژانیرو هرچه فریاد دارد بر سر آمریکا بکشد!

کارگردان ناقلا یادش می‌رود که تا وقتی تحویلش می‌گرفتند برای آکادمی اسکار پاپیون شیک‌وپیک می‌بست و بازو به بازوی نسوان یانکی می‌داد و با فرنگی‌ها میانهٔ خوبی داشت و فقدان دموکراسی هم زیاد اذیتش نمی‌کرد. ولی حالا که فیلم‌های اخیرش با ماتحت زمین خورده‌اند و کسی حوصلهٔ کپی‌های اروپایی دست دوم را ندارد کجا بهتر از وطن خود آدم؟ مگر اصغر آقا از ناقلاهای دیگری که تاریخ مصرف‌شان تمام شده و دست‌ازپا درازتر به آغوش وطن برگشته‌اند چیزی کم دارد؟ یعنی وسط این‌همه بریز و بپاش یک لقمه بودجه برای کارگردانی که در قلب آمریکای جنوبی به آمریکای جهان‌خوار بد و بیراه گفته پیدا نمی‌شود؟

حافظهٔ انتخابی کارگردان‌های ناقلا جوری عمل می‌کند که مثلاً همین حرف‌ها را در فصل جوایز جشنوارهٔ کن که از قضا وسط جنگ بود نمی‌توانست بگوید، چون آن زمان‌ها هنوز احتمال دریافت جایزه وجود داشت و فیلمش هم اکران خارجی داشت و هیچ ناقلایی نمی‌آید بی‌موقع دهنش را باز کند که نان خودش آجر شود. ولی الان که فیلم نفروخته و خارجی‌ها هم تحویلش نمی‌گیرند بهترین کار این است که یکهو بی‌دلیل و بی‌وقت دوتا تشر سر ترامپ بزند و وسط ذوق‌زدگی رسانه‌های حکومتی به داخلی‌ها گرا بدهد که «آقا ما در دسترسیم، مظنه بدهید که برویم پای معامله» و خب هیچ‌جا هم که خانهٔ خود آدم نمی‌شود.

نوش جان‌تان، بخورید و بیاشامید ولی انصافاً این‌قدر وسط‌بازی و دوسره بار زدن حال خودتان را بد نمی‌کند؟ مثل شترمرغ ضرب‌المثل که وقتی می‌گویی از وضعیت مردم خودت بگو جواب می‌دهد «من آدم سیاسی نیستم»، ولی به وقتش، در مورد غزه و‌ زندان‌های آمریکا ناگهان دماسنج سیاسی‌اش داغ می‌کند و یادش می‌آید که دموکراسی آمریکایی دروغ است! ای ناقلا...
شاهین شجری

@cafe_andishe95
  • 👏 37
  • 👍 8
  • ❤ 2
Post #20048 838
لیبراسیون/لیبرالیسم 🧰جعبه ابزار اخلاق پیروز میدان مبارزه با اخلاق ستیزی نیچه🧨 برای مثال دان مک‌نیون (Don MacNiven) در کتاب اخلاق خلاق: درآمدی بر اخلاق نظری و عملی (Creative Morality)، با نقد نگاه‌های تک‌بعدی و جزم‌گرایانه به نظریه‌های اخلاقی، رویکردی تلفیقی و تکثرگرایانه (Pluralistic)…
🗡تجاوز از نظر کانت گرایان خطاست.

حکومت وظیفه دارد مراقب حفظ حقوق اخلاقی شهروندانش باشد و هنگام نیاز برای حفاظت شهروندانش در برابر خشونت از زور استفاده کند.

از نگاه کانت گرا اگر جان به بیل در مسیر نقض حقوق دیگران کمک کند خطا کرده، و دوستی جان و بیل هم به لحاظ اخلاقی تغییری درمتقابل
ماجرا ایجاد نمی کند.دوستی کانت گرایانه بر خلاف دوستی فایده گرایانه بر مبنای احترام متقابل است نه منفعت دو طرفه، در دوستی کانت گرایانه وظیفهٔ اول دغدغه نسبت به سعادت اخلاقی فرد دیگر است.

شایسته نیست هر کمکی دیگران خواستند به آن‌ها کنیم. بنابراین از نگاه کانت گرا کمک به دوست برای انجام دادن کاری که به باور کانت گرایان اخلاقاً خطاست، نادرست است.

دوستان همچنین وظیفه دارند به رشد خودمختاری اخلاقی یکدیگر کمک کنند و به آن احترام بگذارند. از یک طرف جان وظیفه دارد مخالفتش را با عمل تروریستی مورد نظر بیل اعلام کند‌ از طرف دیگر اگر بیل به جان برای کمک کردن به او پافشاری کند عملش غیر اخلاقی است، زیرا با این کار به خود مختاری اخلاقی جان بی احترامی کرده است.

دوستی کانت گرایانه به جان اجازه نمی دهد بیل را در انجام دادن عمل تروریستی یاری کند. جان نباید با زدن زنگ هشدار موافقت کند.


📖دان مک نیون
■ کتاب.اخلاقِ خلاق؛ ص ۱۷۱_۱۷۲
@cafe_andishe95
  • ❤ 6
  • 👍 3
Post #20047 940
🧰جعبه ابزار اخلاق پیروز میدان مبارزه با اخلاق ستیزی نیچه🧨


برای مثال دان مک‌نیون (Don MacNiven) در کتاب اخلاق خلاق: درآمدی بر اخلاق نظری و عملی (Creative Morality)، با نقد نگاه‌های تک‌بعدی و جزم‌گرایانه به نظریه‌های اخلاقی، رویکردی تلفیقی و تکثرگرایانه (Pluralistic) را پیشنهاد می‌کند. در دیدگاه او، سیستم‌های اخلاقی سنتی مانند فایده‌گرایی (Utilitarianism - تمرکز بر پیامدها و پیامدگرایی) و اخلاق وظیفه‌گرا (Kantianism/Deontology - تمرکز بر اصول، حقوق و تکالیف مطلق) هرکدام به تنهایی ناتوان از حل تمام بزنگاه‌ها و دوراهی‌های پیچیدهٔ جهان مدرن هستند.

نگاه «جعبه‌ابزاری» به نظریه‌های اخلاقی به این معناست که نظریه‌های گوناگون نباید به عنوان آیین‌های جزم‌اندیش و متعصبانه در رقابت با یکدیگر دیده شوند، بلکه باید به عنوان ابزارهای تحلیل و تصمیم‌گیری در یک جعبه‌ابزار جامع اخلاقی تلقی گردند.

چگونگی کمک نگاه جعبه‌ابزاری به اخلاقی بودن

⦁ عبور از تعصب نظری و یک‌جانبه‌گرایی:
اگر صرفاً فایده‌گرا باشیم، ممکن است حقوق یک اقلیت کوچک را به خاطر «بیشترین سود برای بیشترین تعداد» فدا کنیم. از سوی دیگر، اگر صرفاً وظیفه‌گرای مطلق باشیم، ممکن است با پایبندی سخت‌گیرانه به یک قاعده (مثلاً راستگویی)، باعث یک فاجعهٔ انسانی شویم. نگاه جعبه‌‌ابزاری اجازه می‌دهد از نقاط قوت هر دو رویکرد بهره ببریم و نقاط ضعف آن‌ها را پوشش دهیم.
⦁ پرورش خلاقیت اخلاقی (Moral Creativity):
مک‌نیون معتقد است مسائل اخلاقی معاصر (مانند زیست‌اخلاق، محیط‌زیست، و فناوری) ابعاد چندوجهی دارند. «خلاقیت» در اخلاق یعنی فرد به جای حفظ و اجرای کلمه‌به‌کلمهٔ فرمول‌های قدیمی، توانایی ترکیب، جابه‌جایی و به‌کارگیری ابزارهای مناسب را متناسب با مختصات هر مسأله داشته باشد.
⦁ موقعیت‌سنجی و انعطاف‌پذیری هوشمندانه:
همان‌طور که یک مکانیک برای باز کردن هر پیچ از آچار مخصوص خودش استفاده می‌کند، عامل اخلاقی نیز باید تشخیص دهد که در یک وضعیت خاص:
⦁ آیا ارزیابی پیامدها و سود/زیان (ابزار فایده‌گرایی) اولویت دارد؟
⦁ یا احترام به کرامت انسانی و رعایت حقوق اساسی (ابزار وظیفه‌گرایی) خطر قرمز است؟
⦁ ارائهٔ مدلِ سنتر (مفهوم سنتز و تعادل):
🧲این دیدگاه اخلاق را از یک مجموعه «دستورالعمل‌های صلب و ایستا» به یک «فرایند پویای حل مسئله» تبدیل می‌کند. در این چارچوب، وظیفه‌گرایی چارچوب و اصول اخلاقی (حدود و مرزها) را تعیین می‌کند و فایده‌گرایی به ارزیابی نتایج عملی عملیات در داخل آن چارچوب می‌پردازد.
@cafe_andishe95
  • 👍 5
  • 👎 1
Post #20046 986
📃اغلب گفته میشود که لیبرالیسم نگرشی منفی نسبت به دولت دارد و این دیدگاه را در مقابل برخی نظریه های قدیم و جدید ارائه میکنند که دولت را به لحاظ اخلاقی «مثبت» تلقی میکنند و آن را دارای نقشی به شدت مداخله جویانه می دانند.

با تأکید باید گفت که دولت لیبرال فقط در یک جامعه لیبرال آرمانی، با اقتصاد لیبرال آرمانی با هیئتی از شهروندانی که رفتارهای شان انتظارات لیبرال ها را برآورده میکند میتواند به صورت منفی وجود داشته باشد.

همه تأکیدهایی که فرضاً بر نگرش منفی نسبت به دولت صورت میگیرد( مانند این که دولت را صرفاً یک نگهبان شب بدانیم)به ایجاد ابهام در یک واقعیت آشکار گرایش دارد:

اینکه لیبرالیسم به عنوان یک برنامه اصلاحی، همواره مجبور است با قدرت دولت تعامل داشته باشد. لیبرالیسم همواره کوشیده با قدرت دولت ارتباط برقرار کند، چون به هر حال همین قدرت دولتی کارگزار طرحهای لیبرالیسم برای ایجاد تحول و تغییر شکل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه است.

☀️نباید مغازله های دیرپای روشنگری را با مستبدین منورالفکر از یاد برد. هر نوع برنامه اصلاحی که امیدش به موفقیت واقعی باشد، برنامه تقویت دولت را تقریباً در صدر دستور کار سیاسی خود قرار می‌دهد:

قدرت دولت معادل قابلیت تغییر جهان است.

📖تاریخ اندیشه سیاسی غرب - جلد دوم، از روشنگری تا افول لیبرالیسم
✍️جان مکللند

@cafe_andishe95
  • 👍 5
  • ❤ 2
  • 👏 1
Post #20045 1.05K
🎈چپ هرگز نفهمید
از کجا امد؟


کامبیز افلاکی
@cafe_andishe95
  • 👍 19
  • 👏 4
  • 👎 3
Post #20044 1.11K
⛓‍💥رمانتی‌سیزم روستایی و ستیز با تجدد
صدای جیرجیرک این نوستالژی تهوع‌آور روستایی، برای من که روستا آمده‌ام واقعاً حال به هم‌زن است؛ وانگهی، جماعتی نشسته در کافه‌های تهران، قهوه فرانسه‌‌شان را نوش جان می‌کنند و برای «رنجِ عمیق و اصیل چوپانان کویر» های‌و‌هوی راه می‌اندازند.

شاهکار این فضاحت فکری هم کسی نیست جز محمود دولت‌آبادی که برایش قسم می‌خورند و کلاه از سر برمی‌دارند. پدیده‌ای به نام دولت‌آبادی یعنی گواه زنده و مجسم امتناع از تفکر در ایران و البته ستیز با تجدد است؛ نویسنده‌ای که تمام عمرش را صرف مالیدنِ روغنِ داغِ رمانتی‌سیزمِ عقب‌مانده‌ی روستایی روی زخمِ چرکینِ سنت کرده است.

برای این جریان، شهر، تجدد، سرمایه‌داری و فردگرایی مدرن حکمِ ابلیس را دارند و در عوض، گم شدن در لجن‌زار ایل و تبار، پدرسالاری، کودک همسری و تجاوز و بدبختی توأم با عطر پهنِ روستا همان «اصالتِ ازدست‌‌رفته» است که به خلق می‌اندازند.

وانگهی، که این مرثیه‌سرایان جهل، دقیقاً همان پاتوق‌نشینان اصلاح‌طلبی هستند که با یک عمر ماله‌کشی و توجیه‌‌گریِ ابتذال موجود، دست در دست همین سنت ضدتجدد گذاشته‌اند تا نگذارند این مملکت یک قدم به سمت عقلانیت مدرن بردارد. دولت‌آبادی در آثار خود این را ترویج می‌دهد که چطور با زبانی پرزرق‌وبرق و آهنگین، زانو بزنیم و پیشگاه جهل، تقدیرگرایی و نکبت حیات روستایی را ستایش کنیم؛ غافل از اینکه این شیفتگی مفرط به توده‌ی سنتی و کور، دقیقاً همان نقطه‌ی وصل این روشنفکران با تمام ارتجاع حاکم در ایران است.
بروید کلیدر و جای خالی سلوچتان را قاب بگیرید و روی پیشانی این اصلاح‌طلبان شیفته‌ی توجیه بچسبانید؛ تا وقتی این مملکت پر از این شیفتگان بدبختی و دشمنانِ تجدد است، نیازی به دشمن خارجی نداریم، خودِ همین ادبیات روستازده‌ توهمی برای بر باد دادن آینده‌ی چند نسل کافی‌ست.
آنچه ایران را در آینده می‌سازد زدودن فرهنگ تجدد ستیز از آن است و گرنه تا اطلاع ثانوی محمود دولت آبادی‌ها در پاچه مبارک ملت فرو رفته است.

اشکان زارع
@cafe_andishe95
  • 👏 17
  • ❤ 5
  • 👍 5
  • 👎 3
Post #20043 954
مغالطه‌ی برون‌سپاری: چرا نباید مسئولیت اندیشیدن را به دیگران واگذار کنیم؟

The Fallacy of Outsourcing



مغالطه‌ی برون‌سپاری زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌جای اینکه خودش درباره‌ی یک موضوع یا یک مسئله بیندیشد، قضاوت کند و تصمیم بگیرد؛ مسئولیت تفکر، قضاوت و تصمیم‌گیری را به شخص، گروه یا مرجعی دیگر واگذار کند و نتیجه را بدون بررسی کافی بپذیرد.

ساختار منطقی مغالطه‌ی برون‌سپاری:

«من نمی‌دانم. او می‌داند. پس لازم نیست خودم بررسی کنم.» برای مثال: «چون استاد گفته است، حتماً درست است.» یا «چون فلان سیاستمدار یا سلبریتی گفته است، پس باید درست باشد.»

نکته‌ی مهم این است که استفاده از تخصص دیگران ذاتاً مغالطه نیست. ما ناگزیریم بسیاری از مسائل و مشکلاتمان را به کمک دیگران حل کنیم. مغالطه زمانی روی می‌دهد که اعتماد بیش‌ازحد به دیگران جایگزین مسئولیت شخصی برای ارزیابی شواهد و استدلال شود.

✅ تفاوت مغالطه‌ی برون‌سپاری و مغالطه‌ی توسل به مرجع¹

«مغالطه‌ی توسل به مرجع شکلی از استدلال است که در آن نظر یک مرجع را درباره‌ی موضوعی خاص به‌عنوان شاهدی در دفاع از ادعایمان به کار می‌گیریم. درواقع، این مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد که شخص ادعایش را براساس مرجعی که آن را تأیید می‌کند ارائه می‌کند. مثال: خواهرشوهرم که معلم است می‌گوید: این مدرسه جایی نیست که بخواهم فرزندم را برای تحصیل بفرستم.»²

مغالطه‌ی برون‌سپاری دامنه‌ی وسیع‌تری دارد. در این مغالطه فرد می‌گوید: «من مسئولیت فکر کردن درباره‌ی این موضوع یا مسئله را به فلان شخص واگذار می‌کنم.» بنابراین، این مغالطه می‌تواند شامل برون‌سپاری فرایند تفکر، قضاوت، تصمیم‌گیری و حتی مسئولیت اخلاقی باشد.

مغالطه‌ی توسل به مرجع درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از جایگاه یا تخصص یک مرجع به‌جای دلیل است؛ اما مغالطه‌ی برون‌سپاری تفکر درباره‌ی تفویض فرایند قضاوت و تصمیم‌گیری‌ست.

خلاصه، در مغالطه‌ی توسل به مرجع فرد استدلال می‌کند: «چون فلانی گفته است، پس ادعا درست است.» اما در مغالطه‌ی برون‌سپاری فرد ادعا می‌کند: «چون فلانی می‌داند، دیگر لازم نیست خودم درباره‌ی موضوع بیندیشم.»

❓چگونه مغالطه‌ی برون‌سپاری را مدیریت کنیم؟

هدف مدیریت مغالطه‌ی برون‌سپاری این نیست که به دیگران اعتماد نکنیم و از تخصصشان استفاده نکنیم؛ هدف این است که مسئولیت تفکر را به آنها واگذار نکنیم. برای مدیریت این مغالطه این مراحل را طی کنید‌.

۱. مکث کنید. وقتی شما می‌گویید: «فلانی گفته، پس حتماً درست است.»‌، توقف کنید و میان «شنیدن» و «پذیرفتن» فاصله‌ای کوتاه ایجاد کنید.

۲. شخص را از ادعایش جدا کنید. به‌جای اینکه فقط سؤال کنید: «چه کسی این را گفته است؟» بپرسید: «چه دلیلی برای درست بودن این ادعا وجود دارد؟» اعتبار گوینده و اعتبار ادعا یکسان نیستند.

۳. مسئولیت را از مرجع جدا کنید.
از خودتان سوال کنید: «این شخص می‌تواند به من کمک کند؛ اما آیا می‌تواند به‌جای من بیندیشد؟» متخصص می‌تواند منبع اطلاعات و راهنمای تصمیم باشد، نه لزوماً جایگزین قضاوت شخصی.

۴. دامنه‌ی تخصص فرد را بررسی کنید.
متخصص بودن در یک حوزه به معنای متخصص بودن در همه‌ی حوزه‌ها نیست.
پزشک ممکن است در رشته‌ی خاصی از پزشکی متخصص باشد؛ این تخصص به‌خودی‌خود او را در اقتصاد، تاریخ، سیاست، فلسفه یا هر موضوع دیگری متخصص نمی‌کند.

۵. شواهد مستقل پیدا کنید. در موضوعات مهم به یک منبع اکتفا نکنید. شواهد، دیدگاه‌های تخصصی و منابع مستقل را با یکدیگر مقایسه کنید؛ به‌خصوص زمانی که تصمیم پیامدهای جدی دارد.

۶. عدم قطعیت را تحمل کنید. بعد از شنیدن نظر متخصص، لازم نیست فوراً به قطعیت برسید. گاهی واکنش نقادانه این است: «فعلاً شواهد به نفع این دیدگاه است، اما هنوز نمی‌توانم با قطعیت درباره‌ی آن داوری کنم.» توانایی تحمل ابهام و عدم قطعیت یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های تفکر نقادانه است.

۷. خودتان مالک تصمیم نهایی شوید.
حتی اگر از متخصص کمک گرفته‌اید، در نهایت بپرسید: «آیا خودم فهمیده‌ام چرا باید این نتیجه را بپذیرم؟» البته، این بدین معنا نیست که خیال کنید می‌توانید شخصاً به‌جای متخصص تصمیم بگیرید.

تفکر نقادانه به ما می‌آموزد از عقل دیگران استفاده کنیم، اما مسئولیت اندیشیدن را به آنها واگذار نکنیم. به‌عبارت‌دیگر، از متخصصان کمک بگیریم؛ اما مسئولیت فرایند فکر کردن را به آنها واگذار نکنیم. بنابراین، تفکر نقادانه نمی‌گوید: «به هیچ‌کس اعتماد نکنید.»؛ تفکر نقادانه می‌گوید: «مسئولیت تفکر خودتان را به هیچ‌کس واگذار نکنید‌.»

1. Appeal to Authority

۲. خانواده‌ی خردمند: چگونه در خانواده نقادانه بیندیشیم (ص. ۲۶۲)

آموزش تفکر نقادانه
📝 محمدرضا سلیمی

@cafe_andishe95
  • 👍 10
Post #20041 698

Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی

جشن مهرگان، جشن مهر و روشنایی و یادگار کهن نیاکان ما، با پیروزی فریدون بر ضحاک و چیرگی نیکی بر بدی پیوند خورده است.

در روزگار ضحاک، خِرَد و هنر خوار می‌شود و جادو و نیرنگ ارج می‌یابد، دست دیوان به بدی دراز می‌شود و مغز جوانان، خوراک ماران ضحاک می‌گردد. تصویری از تاریکی و بیدادی که امروز در سیمای پلید جمهوری اسلامی نیز نمایان است.

در شاهنامه، ضحاک کشته نمی‌شود، بلکه در دماوندکوه به بند کشیده می‌شود. اما در روزگار ما، ضحاک زمانه، علی خامنه‌ای، سرانجام به زیر خاک کشیده شد.

این نخستین جشن مهرگان پس از هلاکت اوست که در دی‌ماه، ده‌ها هزار فرزند دلیر ایران را از ما گرفت. امسال، مهرگان را به یاد جاویدنامانی گرامی می‌داریم که در نبرد با ضحاک، جان خود را فدای ایران کردند، و در پاسداشت فرهنگ و هویت ملی ما که در سخت‌ترین روزهای تاریخ ایران، چراغ امید را روشن نگه داشته و نویدیخش پیروزی نور بر تاریکی بوده است.

از همه هم‌میهنان می‌خواهم در این آیین ملی، به دیدار خانواده‌های جاویدنامان میهن بروند و مهر، همدلی و قدردانی ملت را به آنان نشان دهند، خانواده‌هایی که عزیزترین‌های خود را در راه آزادی ایران از دست داده‌اند و یاد فرزندان‌شان، مشعل درخشان فردای ایران است.

پاینده ایران
رضا پهلوی
  • ❤ 50
  • 👍 6
  • 🤬 3
  • 👎 2
Post #20040 1.09K
🎯آین رند درباره نیچه



با تدوین فلسفهٔ آبجکتیویسم، رند خط‌‌مشی خود را کاملاً از نیچه جدا کرد و او را متفکری زیان‌بار دانست. نقدهای اصلی او به نیچه شامل موارد زیر است:

⦁ عقل‌گرایی در برابر اراده‌گرایی (Rationalism vs. Voluntarism):
  ⦁ رند عقل (Reason) و منطق را تنها ابزار انسان برای شناخت واقعیت و تنها راهنمای اخلاقی می‌دانست.
  ⦁ نیچه عقل را فرعی می‌دید و بر «ارادهٔ معطوف به قدرت»، غرایز و امیال غیرعقلانی تأکید می‌کرد. رند نیچه را به خاطر بی‌اعتنایی به عقل و پناه بردن به احساسات و غریزه نقد می‌کرد.
⦁ واقع‌گرایی در برابر ذهن‌گرایی و نسبی‌گرایی:
  ⦁ رند به واقعیت عینی و مطلق اعتقاد داشت (واقعیت، واقعیت است؛ فارغ از ذهن ما).
  ⦁ نیچه به «چشم‌اندازباوری» (Perspectivism) و نسبی‌گرایی اعتقاد داشت و حقیقت مطلق را نفی می‌کرد. رند این دیدگاه نیچه را نوعی «پوچ‌گرایی» (Nihilism) و ضدیت با واقعیت می‌دانست.
⦁ اخلاق و مفهوم قدرت:
  ⦁ رند قدرت واقعی انسان را در «تولید»، «عقلانیت» و «استقلال فکری» می‌دید. از نظر او، انسان برتر کسی است که بر پایهٔ مبادلهٔ پایاپای و احترام به حقوق دیگران زندگی می‌کند و نیازی به تسلط بر دیگران ندارد.
  ⦁ رند نیچه را متهم می‌کرد که قدرت را در «تسلط بر دیگران» و زورگویی می‌بیند. او نیچه را مروج نوعی «کودک‌صفت بودن ذهن‌گرایانه» می‌دانست که به جای تولید، به دنبال فرادستی است.
📚 جمع‌بندی
آین رند در مقدمهٔ چاپ دوم رمان سرچشمه (The Fountainhead) رسماً هرگونه وابستگی فلسفی به نیچه را تکذیب کرد و نوشتن یکی از سرلوحه‌های نیچه‌ای در نسخهٔ اولیه کتابش را یک اشتباه جوانانه خواند.

از نظر رند، نیچه شور و شوق درستی برای «عظمت انسان» و «فردگرایی» داشت، اما چون عقل، منطق و واقعیت عینی را نفی کرد، پیروزی فردگرایی را غیرممکن ساخت و نتوانست جایگزین درستی برای اخلاق جمع‌‌گرایانه ارائه دهد.

@cafe_andishe95
  • 👏 6
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 👎 1
Post #20039 943
🗽لیبرالیسم می کوشد رابطهٔ میان صاحب منصب با شهروند را آفت زدایی کند.
طبعا برای این کار از آن جماعت رمانتیک پیروی نمی کند که از رفتار ضد اجتماعیِ پایمال کنندگان قانون دفاع می کنند و قاضیان و پلیس ها و کلا نفس نظم اجتماعی را محکوم کنند.

لیبرالیسم نمی خواهد و نمی تواند انکار کند که زور حکومت و مجازات گناهکاران نهادهایی است که جامعه تحت هیچ شرایطی دیگر نخواهد توانست از وجود آن ها محروم باشد.

اما در نظر لیبرالیسم هدف مجازات تنها در این نهفته است که رفتار خطرناک برای جامعه را تا حد امکان ناممکن کند.
مجازات نه باید انتقام باشد و نه تلافی. مجرم باید به قانون سپرده شود، نه به نفرت و سادیسم قاضیان، پلیس ها و توده ای که همیشه تشنۀ اعدام خیابانی است.


لودویگ فون میزس
■لیبرالیسم؛ ص ۱۰۵

@cafe_andishe95
  • 👏 8
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 👎 1
Post #20038 964
💽دیوید هیوم؛ به باورهایت تردید کن

🎙گوینده : امید اطهری نژاد

@cafe_andishe95
  • ❤ 14
Post #20037 1.25K
⏳تنها فلسفه‌ای که حاکمان توتالیتر می‌پسندد، فلسفه همیشه بر حق بودن است.
زیرا در آن هر شکستی را پیروزی تعبیر می‌کنند.

📚توتالیتاریسم | هانا آرنت

@cafe_andishe95
  • 👍 25
  • ❤ 4
  • 👎 2
  • 🔥 1
Post #20036 1.27K
🧨چپ پوپولیست، آمریکای لاتین را عقب نگه داشته است
بخش دوم

🎯سرانۀ تولید ناخالص داخلی از میزان ناامید کننده به صفر کاهش یافته است. برزیل به لطف رونق اقتصادی بخش کشاورزی از دیگر کشورهای گرفتار موج صورتی رشد سریع‌تری دارد اما چشم‌انداز روشنی پیش رویش نیست. لولا که قول ایجاد ثبات در بودجه را داده بود، در عوض برنامه‌های اجتماعی را احیا کرد که حین دورۀ ریاست‌جمهوری‌اش در دهۀ 2000 معرفی کرده بود تا به خریداران خانه، خانواده‌های دارای فرزند، بدهکاران و غیره کمک کند. در حالی که ظاهراً لولا هر روز خواهان بذل و بخشش‌های جدیدی است، کسری بودجه دارد به 10 درصد از تولید ناخالص داخلی نزدیک می‌شود و تردیدهایی را دربارۀ این مسئله به وجود می‌آورد که آیا برزیل در بلند مدت می‌تواند بدهی‌هایش را مدیریت کند یا خیر.

ممکن است لازم باشد آمریکای لاتین پیش از متعهد شدن به اصلاحات مؤثر با بحران حتی شدیدتری هم مواجه شود. از بین این همه کشور، شاید آرژانتین فانوس دریایی نشان دهندۀ راه درست باشد. سال گذشته، این کشور از لحاظ افول بسیار جلوتر از همتایانش در منطقه بود. وضعیتش در قیاس با صد سال پیش خودش نسبت به ایالات متحده صرفاً راکد نبود، بلکه بسیار فقیرتر شده بود. آرژانتینی‌ها که دیگر خسته شده بودند به تغییرات رادیکال رأی دادند و رئیس‌جمهور خاویر میلی «آنارکوکاپیتالیست» را به قدرت رساندند.

میلی اصلاحاتی مخالف موج صورتی اجرا کرد: بوروکراسی و یارانه‌ها را شدیداً کاهش داد، کارمندان را اخراج کرد، کسری بودجۀ مزمن را به مازاد تبدیل کرد و کنترل قیمت‌ها و اجاره‌ها را برداشت. تورم ماهانه از 26 درصد به زیر 4 درصد افت کرد و سرمایه‌گذاران هم متوجه این مسئله شده‌اند. از زمان به قدرت رسیدن میلی در ماه دسامبر، بازار سهام آرژانتین رونق داشته است و انتظار می‌رود روزهای بهتری هم در پیش باشد.
🔚
پیش‌بینی‌ها توافق دارند که در پنج سال آینده، آرژانتین از انتهای صف گروه آمریکای لاتین به جلوی آن بیاید -حتی در حالی که این منطقه از لحاظ رشد جهانی عقب مانده است. اگر این سناریو اتفاق بیفتد، آرژانتین شاید به الگویی برای همسایه‌هایش تبدیل شود و بنفش (رنگ حزب میلی) را به صورتیِ جدید تبدیل کند. تا آن موقع، آمریکای لاتین نمونۀ خوبی برای چگونه حکمرانی نکردن باقی خواهد ماند.

@cafe_andishe95
  • 👍 9
  • ❤ 3
Post #20035 1.16K
🧨چپ پوپولیست، آمریکای لاتین را عقب نگه داشته است
روچیر شارما (منتشر شده در فایننشال تایمز)📰
ترجمۀ مسعود یوسف‌حصیرچین (منتشر شده در اکوایران)
بخش اول

📍در حالی که انتظار می‌رود اکثر مناطق اقتصادی نوظهور در سال‌های آینده رشد اقتصادی سریع‌تری داشته باشند، آمریکای لاتین به شکل ناامید کننده‌ای عقب است. درآمدها راکدند، مهاجران ثروتمند و فقیر به سوی پناهگاه‌های شمالی در حرکتند و سرمایه‌گذاران در حال فرارند، مسئله‌ای که تا حدی حاصل یک منبع ناکارآمدی سیاسی جدید است. برای نخستین بار، تمام پنج بازار بزرگ منطقه تحت حکومت چپ پوپولیست قرار دارد. هم‌زمان با این «موج صورتی»، سود سهام آمریکای لاتین در سال جاری بدتر از هر زمان دیگری بوده است.
آمریکای لاتینِ گرفتار یک «دهۀ از دست رفته» دیگر است و سرانۀ تولید ناخالص داخلی‌اش رشد ناچیز چند دهم درصدی را تجربه می‌کند و از همتایان نوظهورش در آسیا و اروپای شرقی و همینطور اقتصادهای توسعه یافته جا مانده است. در کشورهای موج صورتی مکزیک، برزیل، کلمبیا، شیلی و پرو، درآمد متوسط تقریباً یک چهارم ایالات متحده است و طی 10، 50 یا حتی 150 سال اخیر افزایشی نداشته است.

معمولاً وضعیت آمریکای لاتین با افزایش و کاهش قیمت‌های جهانی محصولات صادراتی‌اش مانند نفت و مس بالا و پایین می‌شود. در بلند مدت، قیمت کالاها (تنظیم شده بر اساس تورم) ثابت مانده است و همین مسئله توضیح می‌دهد چرا این منطقه در سطح درآمد متوسط در جا زده است. اما دهۀ جاری با الگوی معمول جور درنمی‌آید و علیرغم افزایش قیمت کالاها، رکود پا برجاست.

این موج صورتی  عامل اصلی این فرصت از دست رفته است. این موج که در سال 2018  در مکزیک و با پیروزی آندرس مانوئل لوپز اوبرادور آغاز شد احزاب چپ‌گرا را به قدرت رساند و در اوایل سال پیش و بازگشت لوییز ایناسیو لولا دا سیلوا  در برزیل به اوج خود رسید. طی پاندمی و پس از آن، بسیاری از مناطق در حال ظهور تا حدی هزینه‌هایشان را مهار کردند. اما آمریکای لاتین دارد تسلیم چیزی می‌شود که اقتصاددان بانک جهانی، ویلیام مالونی، اخیراً آن را «فشار برای تحریک رشد به هر وسیله‌ای» نامیده است.
افزایش کسری بودجه در آمریکای لاتین از اکثر مناطق دیگر بیشتر است. در مکزیک، بیش از 5 درصد افزایش یافته است -بالاترین مقدار از دهۀ 1980 تا کنون. افزایش کسری بودجه به معنی نبردی پیچیده علیه تورم است و بانک‌های مرکزی را مجبور می‌کند نرخ‌ها را برای مدت طولانی‌تری بالا نگه دارد و رشد را متوقف کند.
در همین حال، مداخلۀ دولتی هم بسیار رایج است. آسیب‌های گهگاهی به اصلاحات قضایی در مکزیک، اصلاحات قانون اساسی در شیلی و مداخلات ریاست‌جمهوری در شرکت‌های دولتی برزیل به تردیدهای سرمایه‌گذاران بین المللی افزوده و آنها را ترسانده است.
فرصت از دست رفته احتمالاً در مکزیک شدیدتر از دیگر جاها باشد چرا که این کشور علاوه بر قیمت بالای نفت، عوامل اقتصادی مناسب پرشمار دیگری را هم در طرف خود دارد. اقتصاد قدرتمند ایالات متحده در همسایگی‌اش و تولید محصولات چینی در آنجا باید به مکزیک کمک می‌کرد. اما سر جایش ثابت مانده است.
در دورۀ لوپز اوبراتور، و حالا جانشینش کلودیا شینباوم، دولت خصوصی‌سازی صنعت نفت را متوقف کرده و اولویت هزینه‌هایش را از سرمایه‌گذاری به رفاه اجتماعی تغییر داده است و حداقل دستمزد را 145 درصد، متناسب با تورم، افزایش داده و از رقابتی بودن مکزیک کاسته است.

@cafe_andishe95
  • ❤ 13
Older posts →

About this channel

How can I read @cafe_andishe95 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for لیبراسیون/لیبرالیسم: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does لیبراسیون/لیبرالیسم have?
لیبراسیون/لیبرالیسم (@cafe_andishe95) has 18.6K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does لیبراسیون/لیبرالیسم know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →