یادداشت روز دوشنبه شرق
اخبار عجیب
در حالی که قطع ارتباط بخشهای علمی و دانشگاهی کشور با بینالملل طب، بیتردید عمیقترین زخم در دانش پزشکی ما به شمار میرود، هیچ چیز عجیبتر از آن نبود که خبر آمد پیشنهاد شده این ارتباط محدود هم تحت نظارت و محدودیتهای امنیتی قرار بگیرد تا آخرین منافذ تنفس علمی کشور هم مسدود گردد.
واقعیت آن است که برخلاف تصور عموم، علیرغم تمام پیشرفتهای اخیر در دانش طب و سهولت دسترسی به منابع علمی، به هیچ وجه نمیتوان نتیجه گرفت که عامل انسانی و مهارتهایی که باید حضوری فراگرفته شوند دیگر ضرورتی ندارند و همه چیز با اطلاعات خام حلشدنی است! برعکس، این پیشرفتها ضرورت مهارت در کسب شرح حال و معاینه و تصمیمگیری درباره نحوه استفاده از این تکنولوژی پیچیده را بیشتر و بیشتر کردهاند.
بسیاری از مشکلات سلامت در کشور ما اساساً به دلیل نگاه عادتشده و بیمارگونهای است که تکثیر PDFهای متعدد در رشتههای بالینی و درخواست برای از بر کردن آنها و گرفتن امتحان از آنها به شکل امتحان حافظه را برای کاربرد دانش طب مدرن و ارتقای سلامت مردم کافی میداند. بازتاب این روحیه را در افزایش ظرفیتها و بیاعتنایی نسبت به تعداد و کیفیت هیئت علمی مشاهده میکنیم.
مهمتر از همه آنکه با قطع ارتباط بینالمللی، مدیریت روزآمد سلامت هم امکانپذیر نیست. مدیران سیستم سلامت در کشور ما عمدتاً پزشکان متخصصی هستند که نهتنها هیچ دوره مدیریتی ندیدهاند، در عین حال هیچگاه نحوه مدیریت سلامت در طب مدرن را در هیچ کشور خارجی از نزدیک تجربه نکردهاند.
از ابتدا اینطور نبود. در سالهای دور، در کشور ما استاد و پزشک خارجی، هم به صورت استخدامی و هم به صورت میهمان، حضور داشت. بسیاری از پزشکان بلافاصله بعد از دوره عمومی برای تخصص به اروپا یا آمریکا میرفتند؛ عمدتاً با این هدف که بتوانند در ایران در یکی از دانشگاهها استخدام شوند.
بعد از انقلاب هنوز بقایای این سیستم وجود داشت. مسئولین آن زمان با درک اهمیت ارتباطات بینالمللی، دورههایی با عنوان «فرصت مطالعاتی» تعریف کردند که هیئت علمی برای دورهای مشخص به یک بخش دانشگاهی در خارج از کشور میرفت. علاوه بر این، سالها برای شرکت هیئت علمی در کنگرههای بینالمللی تسهیلاتی به شکل ارز دولتی برای ثبتنام کنگره و مبلغی برای سایر هزینههای سفر پرداخت میشد. حتی معرفی به وزارت امور خارجه برای دریافت ویزا وجود داشت که متأسفانه رفتهرفته همه رو به تعطیلی گذاشتند.
هر سفر علمی به شکل یک مهاجرت اجتماعی درآمد. دانش پزشکی در کشور ما در انزوای کامل از بینالملل طب و تنها بر پایه PDFهای رایگان رشد کرد و هر جا که مهارت و هماهنگی انسانی، اخلاقیات و بومیسازی ضرورت بیشتری داشت، بیش از پیش لنگ زد.
گذاشتن یک پروتز در زانو مثل راهاندازی یک دستگاه خانگی از طریق PDF و احیاناً راهنمایی فروشنده دستگاه مقدور است؛ اما نحوه انتخاب بیمار و فرهنگ استفاده از زانوی مصنوعی چیزی است که به این سادگی به دست نمیآید. کل این درمان مکانیکی و تکنولوژیک در کشور ما، نسبت به درمان سکته مغزی حاد که بیش از هر چیز بر مهارت انسانی، آگاهی و هماهنگی اجتماعی، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت متکی است ــ چیزهایی که تنها در ارتباط تنگاتنگ بینالمللی میتوان فرا گرفت ــ پیشرفت بیشتری داشته است.
حالا که به دلیل جنگ و بحران اجتماعی حتی پروازهای خارجی هم دشوار و اندک میشوند، تأثیرات این قطع ارتباط بر دانش طب و در نتیجه سلامت مردم از نظرها دور میماند؛ و نهتنها این، بلکه زمزمه امنیتی دیدن این ارتباط میرود تا آخرین منافذ را هم ببندد. اساتیدی که شرکت در کنگرههای بینالمللی و روزآمد کردن اطلاعات خود را با هزینهها و دشواریهای سفر، وظیفه تعطیلناپذیر اخلاقی خود میدانند، از اینکه کسی به این موضوع از زاویه امنیتی بنگرد، شاخ درمیآورند.
نکته عجیب و بسیار عجیبتر در کشور ما آن است که کسانی که در پی محدود کردن هرچه بیشتر فضا به بهانههای امنیتی هستند، نهتنها آزادی عمل بیشتری دارند، بلکه پایداری و پیگیری بیشتری هم در آمال و اهداف خود به عمل میآورند و از هر روشی برای نیل به آن استفاده میکنند. تردید نباید کرد که در هر موقعیتی، با کوتاه آمدن دولت، مجدداً آن را علم میکنند در مقابل، اکثریتی که درک میکنند عدم وجود ارتباطات آشکار بینالمللی در زمینههای علمی یک خطر امنیتی است، تنها به تذکر و نصیحت اکتفا میکنند کار را به دولت میسپارند وبعد از اولین مقابله دولت با این طرح به سرعت، بعد از انجام «وظیفه خود»، یعنی همین پند و اندرز، سر به کار خود میگیرند . حال آنکه چاره کار، تداوم در مطالبه مدنی است؛ نه فقط دفاع برای حفظ روزنههای باقیمانده، بلکه حمله برای به دست آوردن فضای بیشتر و ارتباطات گستردهتر.
Post #1918
1.21K