🔺وقتی آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، چرا صدای اعتراض از بلفاست بلند شد؟
✍️ امیرحسین عسکری
در نگاه نخست، پیوند میان جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا با سیاست داخلی ایرلند شمالی عجیب به نظر میرسد. اما در ماههای اخیر، این فاصله جغرافیایی عملاً فرو ریخته است. شینفین، یکی از مهمترین بازیگران سیاسی ایرلند شمالی، ایران و اسرائیل را به بخشی از مناقشه سیاسی در استورمونت تبدیل کرده و در سوی دیگر، حضور اسرائیلیها در یک رویداد ورزشی در لاندوندری به یک مناقشه سیاسی تبدیل شده است.
این دیگر صرفاً خبر خاورمیانه نیست بلکه بخشی از سیاست ایرلند شمالی است.نقطه عطف، ۱۶ مارس ۲۰۲۶ بود. زمانی که مجلس ایرلند شمالی درباره حملات آمریکا و اسرائیل به ایران بحث کرد. نمایندگان شینفین از طرحی حمایت کردند که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را ناقض منشور ملل متحد و حقوق بینالملل توصیف میکرد. با اینحال شینفین تحت فشار سایر احزاب مجبور به تعدیل متن نهایی شد.
متن نهایی پس از اصلاح، حملات آمریکا و اسرائیل و همچنین واکنشهای نظامی ایران را ناقض حقوق بینالملل دانست و همزمان نقض حقوق بشر در ایران را نیز محکوم کرد. این طرح با ۴۰ رأی موافق در برابر ۲۱ رأی مخالف تصویب شد.اما اهمیت ماجرا فقط در نتیجه رأیگیری نیست. Declan Kearney، رئیس ملی شینفین و نماینده مجلس ایرلند شمالی، در جریان این بحث استدلال کرد که حملات آمریکا و اسرائیل را باید در چارچوب حقوق بینالملل و پیامدهای انسانی آن بررسی کرد و بر توقف درگیری، دیپلماسی و مذاکرات تأکید کرد.
در روایت شینفین، مسئله ایران همزمان دو وجه دارد: مخالفت با حمله خارجی و نگرانی درباره پیامدهای جنگ برای مردم ایران و همچنین مردم ایرلند شمالی که از افزایش قیمت انرژی آسیب میبینند.این بخش دوم اتفاقاً بسیار مهم است. در ۲۲ سپتامبر، کارنی بار دیگر ایران را در سیاست داخلی ایرلند شمالی وارد کرد؛ این بار نه از زاویه ژئوپلیتیک، بلکه از زاویه اقتصاد.
او مدعی شد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باعث افزایش شدید سود شرکتهای نفتی و تشدید فشار هزینه زندگی شده و خواستار مالیات بر سودهای بادآورده شرکتهای انرژی و کاهش مالیات بر سوخت شد.
بنابراین در گفتمان شینفین، جنگ ایران دیگر فقط یک موضوع سیاست خارجی نیست بلکه به مسئله قیمت انرژی و معیشت رأیدهندگان ایرلند شمالی نیز تبدیل شده است.در سوی دیگر، اسرائیل نیز در حال تبدیل شدن به موضوعی ملموستر در جامعه ایرلند شمالی است. نمونه روشن آن دِری است. در سپتامبر، قرار بود چهار ورزشکار اسرائیلی در مسابقات بینالمللی سهگانه اروپا در این شهر شرکت کنند اما پس از اعتراض North West Triathlon Club و گروههای ضدجنگ، اعلام شد که ورزشکاران اسرائیلی در مسابقه شرکت نخواهند کرد.
سازمان برگزارکننده گفت از حضور آنان حمایت نمیکند و این مسئله را به وضعیت فلسطینیان و حضور رسمی اسرائیل در ورزش بینالمللی مرتبط کرد.این اتفاق را نباید به معنای اقدام رسمی اسرائیل در ایرلند شمالی دانست؛ اتفاقاً برعکس، این اسرائیلیها بودند که هدف یک مناقشه سیاسی و اجتماعی قرار گرفتند. اما همین نکته اهمیت بیشتری دارد: مسئله اسرائیل اکنون در برخی نقاط ایرلند شمالی از سطح سیاست خارجی عبور کرده و وارد عرصههای محلی، اجتماعی و حتی ورزشی شده است.چرا چنین اتفاقی در ایرلند شمالی رخ میدهد؟پاسخ را باید در تاریخ سیاسی این منطقه جستوجو کرد. جامعه ایرلند شمالی تجربهای طولانی از مناقشه بر سر هویت، حاکمیت، اشغال، ملیگرایی، حقوق مدنی و استفاده از قدرت نظامی دارد.
برای بخشی از جریان جمهوریخواه ایرلندی، مسئله فلسطین و اسرائیل در قالب مفاهیمی قابل فهم از تجربه تاریخی خودشان تفسیر میشود. شینفین نیز آشکارا این پیوند را در ادبیات سیاسی خود دنبال میکند. برای نمونه، کارنی در اوت ۲۰۲۶ اسرائیل را به تضعیف روند صلح در غزه متهم کرد و خواستار فشار سیاسی و اقتصادی بیشتر بر اسرائیل شد.با این حال، نباید این تصویر را یکدست تصور کرد. مناقشه درباره اسرائیل در ایرلند شمالی خود بخشی از شکاف میان ملیگرایان و اتحادیهگرایان شده است.
همانگونه که برخی جریانهای نزدیک به جمهوریخواهان از تحریم یا اعتراض علیه حضور اسرائیلیها حمایت میکنند، برخی نمایندگان اتحادیهگرا چنین اقداماتی را تبعیضآمیز یا آسیبزننده به اعتبار ایرلند شمالی میدانند.
اختلاف بر سر مسابقات دِری نمونه کوچکی از همین شکاف سیاسی بود.بنابراین، ماجرا را نباید صرفاً چنین خلاصه کرد که شینفین از ایران حمایت میکند یا با اسرائیل مخالف است. تصویر دقیقتر پیچیدهتر است. شینفین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرده، اما در همان قطعنامهای که از آن حمایت کرد، اقدامات ایران و نقض حقوق بشر در ایران نیز محکوم شد.
همزمان، حزب از توقف جنگ، دیپلماسی و حقوق بینالملل سخن گفته است.آنچه در حال شکلگیری است، پدیدهای جالبتر است: خاورمیانه در حال ورود به سیاست داخلی ایرلند شمالی است.برای شینفین، ایران، اسرائیل و فلسطین به موضوعاتی تبدیل شدهاند که میتوان آنها را با تجربه تاریخی جمهوریخواهی ایرلندی، حقوق بینالملل، هزینه زندگی و مسئله قدرت نظامی پیوند زد.
در مقابل، رقبای سیاسی این حزب میتوانند همین مواضع را از زاویه دیگری تفسیر کنند و درباره امنیت، ایران، حماس، اسرائیل و روابط بریتانیا با آمریکا بحث کنند.به همین دلیل، شاید پرسش اصلی امروزمان این نباشد که چرا شینفین درباره ایران موضع میگیرد.پرسش مهمتر این است که اگر جنگهای خاورمیانه بتوانند وارد بحثهای استورمونت، قیمت سوخت، ورزش در دِری و رقابتهای حزبی ایرلند شمالی شوند، آیا واقعاً میتوان سیاست خارجی و سیاست داخلی را از یکدیگر جدا کرد؟
ایرلند شمالی بار دیگر نشان میدهد که سیاست بینالملل همیشه در فاصلهای دور از زندگی روزمره مردم اتفاق نمیافتد و گاهی از خلیج فارس آغاز میشود، از اورشلیم عبور میکند و سرانجام در بلفاست و دری به موضوع انتخابات، اقتصاد و هویت سیاسی تبدیل میشود. فراموش نکنیم که شینفین بلافاصله پس از ترور ژنرال قاسم سلیمانی در دولت اول ترامپ، با محکومیت فوری آن به دنبال راهاندازی یک کارزار بینالمللی علیه آمریکا بود.
❤️کانال تلگرامی #مطالعات_اروپا_و_بریتانیا
╭────────────╮
🌐🆑🌐: @Britishstudies 🇪🇺 🇬🇧
╰────────────╯
Post #50277
495
- ❤ 7