نگاهی به انیمیشن «سور تول»
نوشتهی کیمیا مرادی
«سور تول» (Suur Tõll)، انیمیشن کوتاهی به کارگردانی رین رامات، بر اساس یکی از مشهورترین افسانههای استونی ساخته شده است: داستان غولی که از جزیرهی سارِما در برابر مهاجمان دفاع میکند. تول در این فیلم فقط یک قهرمان بزرگجثه نیست. بدن او به بخشی از جغرافیای جزیره شباهت دارد؛ گویی هر زخمی که بر پیکرش وارد میشود، زخمی بر خود سرزمین و حافظهی مردمان آن است. طراحیهای خشن و اکسپرسیونیستی یوری آراک، جهان فیلم را به فضایی باستانی و کابوسوار تبدیل کردهاند. خشونت در فیلم بیپرده است، اما نه برای سرگرمی؛ برای نشان دادن بهای جنگ و ویرانی. تول با زندگی پیوند دارد: کار میکند، غذا میخورد، از دریا میگذرد، به مردم کمک میکند و به خانه بازمیگردد. قدرت او از میل به تسخیر طبیعت نمیآید؛ او خود بخشی از زمین، سنگ و دریاست. در برابر او، واناتوهی تجسم فریب، تصاحب و نابودی است. به این ترتیب، فیلم دو نیرو را مقابل هم قرار میدهد: نیرویی که میخواهد زندگی را حفظ کند و نیرویی که تنها از راه سلطه و ویرانی عمل میکند.
تول در پایان شکست میخورد و سرش از تن جدا میشود، اما اسطورهی او باقی میماند. وعده میدهد هرگاه مردم به او نیاز داشته باشند، بازگردد. شاید بتوان گفت «سور تول» بیش از آنکه دربارهی پیروزی باشد، دربارهی مقاومت حافظه در برابر فراموشی است؛ دربارهی اینکه چگونه ممکن است بدن یک قهرمان نابود شود، اما تصویر او در حافظهی جمعی باقی بماند. آنچه «سور تول» را برای بومسو قابلتوجه میکند، تنها حضور زمین، دریا و طبیعت در تصاویر فیلم نیست؛ بلکه رابطهای است که میان بدن، سرزمین، کار، خانه و حافظه برقرار میشود. تول از طبیعت دفاع نمیکند چون آن را دارایی خود میداند؛ او خود بخشی از زمین است و برای حفظ امکان زندگی بر آن میجنگد. در این روایت، ویرانی طبیعت فقط نابودی یک چشمانداز نیست، بلکه از میان رفتن شیوهای از زیستن، رابطهداشتن و بهیادآوردن است.
@boomsoostudio
Post #307
364
- ❤ 7