نویسنده: #ماری_واری
مترجم: اریا نوری
لئا شانزدهساله است. او استعدادی بینظیر و رؤیایی برای تحقق دارد. پدرش که درعینحال بهترین دوست اوست مربی و الگوی زندگیاش است. لئا با راهنمایی پدرش بهسمت آیندهای مطمئن و از پیش تعیینشده حرکت میکند.
آنتونی هفدهساله است. او مجبور است جای خالی پدر و برادرش را در خانه پر کند. پدرش آنها را ترک کرده و برادرش در زندان است. او خیلی وقت است که دیگر رؤیاپردازی نمیکند.
آنها یک بار تصادفاً یکدیگر را ملاقات کردهاند و قرار نیست دیگر هیچوقت همدیگر را ببینند.
اما زمانی که زندگی لئا از هم میپاشد، آنتونی تنها کسی است که میتواند به او کمک کند تا از جایش بلند شود..
─ @bookxteria ٬ 🌱
