درختی در دستانم ریشه دوانده است شیره اش از بازوانم بالا می رود در اعماق سینه ام رشد می کند شاخه هایش همانند دستی از من بیرون می زنند تو,آن درخت هستی مشک هستی بنفشه ی کوچکی هستی که باد مخلوقش بی نهایت تکانش می دهد وتمام اینها جنونی در جهان بیش نیست...
چشمان این زن مرده با من سخن میگویند، چرا که در آنها عشق بود؛ عشقی که نمیبایست نابود گردد. در آنها هوس بود، هوسی که نمیبایست بمیرد. چشمان این زن مرده با من سخن میگویند. این مرد، این نقاش، در جادههای مرموز عشق گام برداشته بود. چرا که اگر جز این میبود، تصویر را این چنین زیبا نقش نمیتوانست کرد. و اکنون، آن مرد رفته است. و زن نیز - که «ونوس» نقاش بود - همچنان، رفته است. و تو - ای تصویر - در این جائی و تو از برای من به جزایر دور دست یونان مانندهئی - ای تصویر! و این تصویر، چیزی است که دوامی جاودانه دارد. چشمان این زن مرده با من سخن میگویند...
ازرا لومیس Ezra Loomis متخلص به ازرا پاوند Ezra Pound در سال 1885 میلادی در ایالت ایداهو ، آمریکا متولد شد. پاوند دو سال در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد و سپس به کالج همیلتون رفت و بعد فارغ التحصیل شد. پس از دو سال تدریس در کالج Wabash در ایندیانا Indiana به اسپانیا و ایتالیا سفر کرد و زبان چینی و ژاپنی را فرا گرفت.او در سال 1915 با دوروتی شکسپیر ازدواج کرد و سالهای زیادی را به اتفاق همسرش در ایتالیا و در دامنه کوههای آلپ گذراند. ازرا پاوند در سال 1941 تحت حمایت رژیم موسولینی یک سری برنامه های ضد آمریکایی در زمان جنگ در رادیو اجرا کرد که منجر به دستگیری وی شد ولی به جای آنکه محاکمه گردد وی را به عنوان بیمار روانی به بیمارستان سنت الیزابت واشنگتن منتقل کردند و پاوند مدت دوازده سال از عمرش را در آنجا سپری کرد تا اینکه با نامه نگاری و درخواست های فراوان دوستانش از جمله رابرت فراست از بیمارستان رهایی یافت و به ونیز رفت. او از مهمترین شاعران و بنیان گذاران شعر نو بود که شیوه نوینی در شعر و شاعری بنیان نهاد. پاوند ترجمه های زیادی از اشعار چینی و ژاپنی به زبان انگلیسی دارد . این شاعر و مترجم ارزشمند در سال 1972 میلادی در انزوا دیده از جهان فرو بست.
(به انگلیسی:Minimalism) یا کمینهگرایی یا هنر کمینه یا هنر موجز یک مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشتهاست. از نامهای دیگر این جنبش abc art و هنر تحتاللفظی (literalist art) میباشد.
کمینهگرایی را میتوان زاییده هنرمندان روس دورهٔ پس از انقلاب اکتبر روسیه دانست که ساختارگرا بودند و به خلاصهنمایی و اشکال هندسی گرایش داشتند. مانند مالویچ با اثر «سفید روی سفید» ش. تجربیات هنرمندان روسیه در دهه ۱۹۵۰ و ۶۰ بر هنرمندان اروپا و امریکا مانند مجموعه تابلوهای تماماً سفید رابرت راشنبرگ جوان و کارهای تکرنگ ایو کلین، و سری آکروم پیرو مانتزونی اثر گذاشت و به نوع دیگری بر کارهای میناکاری روی مس رابرت ریمن و آثار اگنس مارتین که ترکیب شیارهای نامحسوس روی زمینه تکرنگ بود، تاثیر گذاشت.
مینیمالیسم در ایالات متحده به سرعت تبدیل به یک جنبش هنری تازه شد که بیشتر با خلق آثار سه بعدی (به جای دو بعدی) همراه بود. آثار حجمی ریچارد سرا مرحلهای سنتی از سادهگرایی در آمریکا بود و به کارهای دیوید اسمیت نزدیک بود. قطعات حجمی او حالتی پویا و ناپایدار داشتند. حجمهایی که برای فضای بیرون ساخت به ویژه «طاق نوسان» تاثیر حسی و روانی تهدید کنندهای داشت و برای مدتها باعث بحثهای فراوان شد.
جریان اصلی جنبش مینیمالیسم آمریکایی را میتوان در آثار تونی اسمیت، دانالد جاد، کارل آندره، دان فلاوین، رابرت موریس، سول لوویت،جان مک کراکن دانست.
مینیمالیسم در شکلهای مختلفی از طراحی و هنر، به ویژه در هنرهای تجسمی و موسیقی استفاده میشود. مینیمالیسم پس از جنگ جهانی دوم، در هنر غرب به وجود آمد و بیشتر از سوی هنرمندان هنرهای تجسمی آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، گسترش پیدا کرد. مینیمالیستها بر این باورند که با زدودن حضور فریبنده ترکیببندی و کاربرد موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند، میتوان به کیفیت ناب رنگ، فرم، فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک میتوان به دیوید اسمیت، دونالد جاد، ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد.
آثار هنرمندان مینیمالیست گاه کاملاً تصادفی پدید میآمد و گاه زادهٔ شکلهای هندسی ساده و مکرر بود. سادهگرایی نمونهای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: Less is more کمتر غنیتر است.