TGViewer
Blue vision Blue vision @bluevisionq · 116 subscribers
Post #7618 25
در اغاز روزِ بدترین آخرین روز کاری هفته قاصدکی روی زمین هنگام انتظار من می‌رقصید.
خورشید هنوز از پشت برف‌های سفید بیرون نزده بود که آن سفیدک کوچک کمی نزدیک آمد، و دور شد.
بازهم نزدکی تر آمد، نزدیک و نزدیک‌تر. آخر آنقدر نزدیک شد که توانستم دستم را دراز کنم و آن را بردارم.
تازه شکفته می‌ماند.
خواستم آرزویم را بگویم موعود فرا رسید، آن را در مشتم قفس کردم و تا مقصد انتظار کشیدم.
همین که رسیدم بی درنگ دستانم که عرق کرده بودند را از هم گشودم، هنوز آنجا بود، بی قرار ولی همچنان رقصان.
قاصدک وظیفه شناسم که آرزویش را شنید پرید، گویی که تا قبلش به پایش زنجیری وصل بود و تا آرزو را نمی‌شنید نمی‌توانست پستش را ترک کند.
آرزو آنقدر عمیق بود که قاصدک فقط تحمل شنیدن همان یکی را داشت.
More from @bluevisionq
  1. Oct 16, 2026photo post
  2. Oct 16, 2026video post
  3. Oct 16, 2026نمی‌توانم بنویسم. انگار نوشتن کار باطلی است. یک کار غیراصلی است. دیگر می‌خواهم گوشۀ اطاق ب…
  4. Oct 16, 2026photo post
  5. Oct 16, 2026document post
  6. Oct 16, 2026photo post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →