Post #9645
12
هست وقتی توی هوای سرد یا برفی قرار میگیری، حس میکنی تا یه عمق عجیبی از بدنت گرمه ولی سرد میشه و نمیتونی جلوی لرزشش رو بگیری و همزمان انگار دلت هم میلرزه و قلقلک گرفتی و همش خندهت میاد و دلت میخواد جیغ بزنی تا لرزت تموم بشه. یه خندهی عجیب که داری از اون سرما و لرزش لذت میبری و خندهت کنترل نمیشه که از همون هم بیشتر خنده میکنی، با این وجود هیچچیز ناخوشایندی اون لحظه وجود نداره. احساساتم گاهی اینجورین و از بعضی تصورا همچین حسی میگیرم. مثلا یکیشون، همین یکی! با اینکه چندان دل خوشی از مهاجرت و اینا ندارم، حس میکنم ولی اگر تو همچین موقعیتی قرار بگیرم ماهیچههای لپم جیغ بکشن از دست لبخندم. وقتی میگم چیزی بهم حس خنکی میده، منظورم دقیقا همین حس هستش.