TGViewer
Channel Public Channel
𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑

𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑

@bizmasal

𖤐ִֶָ 𝖣𝖺𝗀̆ 𝖠𝗒ı𝗌ı
𝘚𝘵𝘢𝘳𝘵 : 1405/3/5
هـمـه عـالـم ٺـن اسـٺ و ایـران دل✨️
[ t.me/Uldenimbot ]
Subscribers
483
Photos
2K
Videos
765
Links
50
Recent Posts 19 shown
Post #24142 50
' 𝖣𝖺𝗒𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆𝗒 , If the story had gone differently If fadime furtuna /koçari had died...🩶 #Tasacakbudeniz | #Edit
بیاید منم بکشید دیگه خجالت نکشید😭
Post #24140 54
𝓑𝗂𝗓 𝖬𝖺𝗌𝖺𝗅 - 𝖠𝗌𝖺𝗅 https://t.me/bizmasal/24126 هنوز نفرستاده ازت متنفرم
این برای دیشب بود، مرسی عشقم😭🤣💞
Post #24138 54
𝖲𝖺𝗀𝚤𝘴̧ 𝖾𝖽𝗂𝗍 ارغوانـم آنجاست ارغوانم تنهاسـت .. @SagharEdiit
یه طرف هم عسل که هربار با ادیتای ساغر یه‌سر به اون دنیا میزنه برمیگرده🤍
Post #24135 54
𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑 « بیا سمت من باش تو جنگ با درونم، کمک کن کنارت غریبه نمونم. » #Esdil #Edit
مرسی از همتون💞
  • ❤‍🔥 3
Post #24133 108
پیام‌های تعریفتون رو‌ ذخیره می‌کنم فردا جواب میدم، چون الان عین خر خسته‌ام و باید بگم با هرتعریفتون یه جون به جونام اضافه میشه، بوس به لپاتون😭🫶🏻✨️
  • ❤ 6
  • ⚡ 2
  • ❤‍🔥 1
Post #24132 119
𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑 « بیا سمت من باش تو جنگ با درونم، کمک کن کنارت غریبه نمونم. » #Esdil #Edit
بچه‌های خیلی خوبی باشید ریکت بزنید💋✨️
  • ❤‍🔥 3
Post #24129 1.05K
« بیا سمت من باش تو جنگ با درونم،
کمک کن کنارت غریبه نمونم. »
#Esdil #Edit
  • ❤‍🔥 17
  • 😭 16
  • 🍓 1
Post #24049 105

Forwarded from 𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

اسمه به بدن سردش تکان آرامی داد.
ـ نه.. نه.. تکون نخور خوشگلم.. پات رو تکون نده..
نگاهش از پای اسمه به صورتش برگشت و اسمه چشم‌هایش را بست. عادل وحشت‌زده دستش را روی گونه‌ او کشید.
ـ نه! نه! چشماتو نبند!
فریاد زد.
ـ دخترم! خواهش می‌کنم! نگام کن!
اشک‌هایش بی‌وقفه روی صورت اسمه می‌ریخت.
ـ کوچاری‌ام! عادلم.. عادل! نمی‌گفتی من بمیرم؟ هان؟ ببین.. دارم می‌میرم!
نفسش لرزید.
ـ داری من رو می‌کشی..
اشک دیگری از گونه‌اش پایین افتاد.
ـ بذار من بمیرم.. این درد مال من باشه.. هر دردی که داری.. بذار کوچاری به جاش بمیره.
دستش را آرام روی موهای خیس اسمه کشید.
ـ من طاقت ندارم.. تو باید بوزی..
پیشانی‌اش را بوسید.
ـ مثل طوفان بوزی.. عادل پیدات کرده.. رسیدم‌.. می‌شنوی دخترم؟
انگشت شستش را روی گونه‌ سردش کشید.
ـ تنها نیستی.. همه‌چی درست می‌شه.. باشه؟.. می‌ریم دکتر..
دستش را پشت کمر اسمه برد و خودش را کمی جلو کشید. صدایش پایین آمد. دیگر هیچ شباهتی به آن عادل دلخور و خشمگین نداشت.
ـ هیچی نیست.. داریم می‌ریم.
دست دیگرش را با احتیاط زیر زانوهایش برد. اسمه ناگهان ناله‌ کوتاهی کرد.
ـ درد گرفت؟ ببخشید افولیم..
اسمه را کامل به سینه‌اش چسباند و با احتیاط بلند شد. بازویش را محکم‌تر دور کمر اسمه حلقه کرد. صورتش را به موهای خیس او نزدیک کرد و یک بوسه روی سرش زد. قدم اول را برداشت. نگاهش دوباره روی صورت اسمه افتاد.
ـ باهام حرف بزن اسمه‌ام.. فقط صداتو بشنوم..
ـ عادل..
عادل ناگهان ایستاد. اسمه چشم‌هایش را به زحمت باز کرد و به صورت عادل خیره شد. بعد از بیست سال می‌خواست مطمئن شود این بار واقعا خودش است.
ـ فکر کردم.. نمیای..
عادل نفسش بند آمد. سرش را کمی پایین آورد.
ـ نیام؟ مگه می‌تونستم نیام خوشگلم؟
لبخند بی جونی روی لب‌های اسمه نشست و چشم‌هایش را بست.
- فکر نمی‌کردم..
سرش را بیشتر به سینه عادل فشار داد.
ـ گوشیم.. خاموش شده بود..
عادل نفس عمیقی کشید و راه افتاد.
ـ صد بار زنگ زدم.. صد بار..
دستش را آرام پشت اسمه کشید. اسمه انگشت‌هایش را آرام به لباس عادل گرفت. عادل به شیب سنگی رسید و با احتیاط از مسیر خیس بالا رفت. در عقب ماشین را باز کرد و اسمه را داخل برد. نگاهش به لباس‌های خیس اسمه افتاد. کاپشنش را از تنش درآورد و چند بار محکم تکاند تا قطره‌های باران از رویش بریزد. لباسش را در حالی که خودش از سرما شروع به ‌لرزیدن کرده بود به آرامی تا روی شانه‌های اسمه کشید.
ـ گرم بمون..
دست سرد اسمه را گرفت و بین دست‌های خودش گذاشت.
ـ من چیزی‌م نمی‌شه.. تو فقط گرم بمون..
چند لحظه همان‌جا کنار در نشست.
ـ من باید برم پشت فرمون..
یک بوسه روی دستش زد.
ـ اما نترس اسمه‌ام.. عادلت پیشته..
𝖠𝗌𝖣𝗂𝗅 | #𝖮𝗇𝖾𝖲𝗁𝗈𝗈𝗍
  • ❤ 1
Post #24048 98

Forwarded from 𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

نفس اسمه بند آمد. گوشی را با هر دو دست گرفت. واقعا یک کلمه کافی بود تا تمام دیوارهایی که ساخته بود ترک بردارد؟
Koçari ;
ببخش افولیم.. می‌دونی چقدر دوستت دارم.
اسمه گوشی را نزدیک صورتش آورد. دوستش داشت؟ با وجود تمام چیزهایی که فکر می‌کرد اسمه با او کرده هنوز همان‌طور دوستش داشت؟
Koçari ;
الان میام دنبالت، باشه؟!
چشم‌های اسمه گرد شد. نوتیف بالای صفحه ظاهر شد.
Koçari
در حال تماس بود. ناگهان صدا قطع شد و صفحه سیاه شد. اسمه پلک زد. دکمه‌ روشن شدن را فشار داد.
ـ نه.
دوباره فشار داد.
ـ نه. نه. نه..
گوشی را تکان داد.
ـ عادل؟
دستش را به سنگ گرفت و بلند شد. همه چیز دور سرش چرخید. دستش را روی پیشانی‌اش گذاشت. چشم‌هایش را بست و نفس عمیقی کشید.
ـ باید برم بالا..
نگاهش را به پل انداخت.
ـ میاد.. گفت میاد..
قدم اول را برداشت. گل زیر چکمه‌اش سر خورد. تعادلش را از دست داد و روی زمین افتاد. صدای برخورد بدنش با سنگ در میان باران پیچید. به محض این‌ که پایش را تکان داد تا بلند شود درد تیزی از ساق پایش بالا رفت. تکه‌های شیشه‌ داخل پایش فرو رفته بود. دستش را روی زمین گذاشت تا خودش را بالا بکشد. درد بیشتر شد. مشتش را روی سنگ‌ ریزه‌ها کوبید.
ـ عادل!
صدایش لرزید. مشتش را محکم‌تر کوبید.
ـ عادل!
بغضش شکست. مشت دیگری زد و از شدت درد دستش را عقب کشید. هق هقش شدیدتر شد. سرش را پایین انداخت. شانه‌هایش از گریه به سرعت می‌لرزید.
ـ من می‌ترسم..
صدایش دیگر بیشتر از یک زمزمه نبود.
ـ عادل.. خیلی می‌ترسم..
باران روی پوست نرم صورتش می‌کوبید. صدای همان دختر سابق بود. لحظه‌ای که عادل را می‌بردند و پدرش با بی‌رحمی او را تا لبه‌ پرتگاه می‌کشاند. دستش روی شکمش رفت و با تمام توان جیغ کشید.
ـ عادل!
—
باران با شدت به شیشه‌های ماشین می‌خورد. عادل با سرعت می‌راند و هر چند ثانیه شماره‌ اسمه را می‌گرفت.
ـ اسمه..
باز هم خاموش بود. گوشی را روی صندلی انداخت.
ـ نکنه اتفاقی..
سرش را تکان داد. دستش دور دور فرمان محکم‌تر شد. نگاهش به صندلی رفت تا شاید اسمه زنگ زده باشد. نوار کاست هنوز همان‌جا بود. چند لحظه به نوار خیره ماند. همین‌جا نشسته بود و به آن گوش می‌داد که پیام‌های اسمه یکی‌یکی روی گوشی‌اش آمده بود. خودش را به بی‌تفاوتی می‌زد اما از همان پیام اول می‌دانست که دنبالش می‌رود. اسمه برای اولین بار به جای دفاع فقط عذر خواسته بود. می‌دانست که اسمه مدت‌هاست باور کرده عادل از او دلگیر است. حتی خودش هم تمام این سال‌ها همین را به خودش قبولانده بود اما در هرحال قرار بود که برود.
ـ اسمه..
سرعتش را بیشتر کرد.
ـ کجایی؟
باران شدیدتر شد.
ـ عادل..
عادل سرش را بلند کرد. ماشین روی پل سنگی رفت.
ـ اسمه؟
پلک زد و نفسش را بیرون داد.
ـ عادل بس کن.
دستش را روی صورتش کشید.
ـ داری از ترس دیوونه می‌شی.
ـ عادل..
دستش روی فرمان خشک شد. محکم ترمز را گرفت. ماشین روی آسفالت خیس سر خورد و ایستاد. بدون این که در ماشین را درست ببندد، دوید. خودش را به لبه‌ پل رساند. لباس‌های اسمه خیس و کثیف بود. موهای خیسش به صورتش چسبیده بود و خون که از ساق پایش با آب باران روی سنگ‌ها پخش می‌شد. پای عادل روی سنگ خیس لغزید و لحظه‌ای روی زانو افتاد. دستش را روی زمین گذاشت و بدون مکث بلند شد.
ـ اسمه‌ام!
با تمام توان به سمت پایین دوید.
ـ اسمه‌ام!
فریادش در میان باران پیچید. خودش را به او رساند و این بار برای به آغوش کشیدنش با زانو روی زمین نشست.
ـ اسمه.. اسمه‌ام نگام کن!
دست‌هایش با شدت لرزید. صورت خیس اسمه را میان دو دستش گرفت و باران و اشک را از روی گونه‌هایش پاک کرد. چشم‌های اسمه نیمه‌باز بود.
ـ خوشگلم.. منم. عادل اینجاست.. نگام کن..
موهای خیسش را از روی صورتش کنار زد.
ـ چرا اینجایی؟ من مردم از نگرانی اسمه‌ام!
نگاهش روی پای زخمی اسمه رفت. فکش از خشم منقبض شد.
ـ باهات کاری نکرده نه؟!
اشک از گوشه‌ چشم عادل پایین افتاد.
ـ این بار مثل بیست سال پیش نیست اسمه‌ام..
صدایش از گریه لرزید.
ـ بفهمم باهات کاری..
چشم‌هایش را بست و نفس لرزانی کشید.
ـ جوری می‌زنمش که شیرینش یه عزا بشینه.
نگاهش روی صورت سرخ و خیس اسمه چرخید. پیشانی‌اش را بوسید.
ـ الان فقط تو مهمی خوشگلم..
بوسه بعدی گوشه‌ چشمش نشست.
ـ قربون چشمات برم.
گونه‌‌اش را بوسید.
ـ اسمه‌ی من.. چیزی نشده.. تو خوبی..
دست اسمه را با احتیاط برگرداند و با دیدن خراش‌ها سرش را پایین انداخت. انگشت‌های سرد اسمه را یکی‌یکی روی لب‌هایش گذاشت و گریه‌اش شدیدتر شد.
ـ چقدر سردی دخترم..
پشت پلک‌های بسته‌ اسمه را با بوسه‌ای آرام لمس کرد.
ـ چشماتو باز کن برام..
موهایش را نوازش کرد.
ـ من اینجام.
اسمه لب‌هایش را تکان داد.
ـ عادل..
عادل نفسش را بیرون داد.
ـ جان عادل؟
صدای مردانه‌اش دوباره شکست.
ـ جانم اسمه‌ام؟ بگو..
صورت اسمه را نوازش کرد.
ـ چی می‌خوای بگی؟ بگو به من..
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @bizmasal without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑 have?
𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑 (@bizmasal) has 483 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 𝖸𝖾𝗌̧𝗂𝗅 𝓢ı𝗋𝖽𝖺𝗌̧ı𝗆 𖥔 ݁ ˖ 🐑 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →