چرخه قیمتگذاری دستوری؛ شرح یک نمونه عینی
✍ مسعود نیلی، عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف
من از یک شانس برخوردار بودم؛ اینکه این امکان را پیدا کردم یافتههای علم اقتصاد را در عرصه سیاستگذاری با چشم ببینم. نمیدانید این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است.
یک مثال واقعی میزنم. فرض کنید یک نفر وزیر نیرو شده است. رئیسجمهور از ابتدا با او شرط کرده که قیمت برق نباید تغییر کند. میگوید شما بروید بهرهوری را بالا ببرید. انگار بهرهوری چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهرهوری بالا میرود!
وزیر نیرو هم خودش مخالف افزایش قیمت برق بوده است. مدتی میگذرد و میبیند نیروگاه را با این قیمت برق نمیشود اداره کرد. نزد رئیسجمهور میرود و میگوید باید فکری بکنید؛ به سازمان برنامه بگویید به من پول بدهد. نهتنها نمیتوانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایهگذاری جدید انجام دهم. این پول را از کجا بیاورم؟ پاسخ این است که قیمت را نمیشود زیاد کرد.
وزیر میگوید من اشتباه کردم که به شما قول دادم. الان حسابوکتاب را میگویم تا ببینید مسئله چیست.
یک راهحل پیدا میشود: به شرکت گاز میگوییم گاز را مجانی به وزارت نیرو بدهد. مگر مهمترین نهاده نیروگاه گاز نیست؟ پس گاز را مجانی بدهیم و مسئله حل میشود.
وزارت نیرو گاز را مجانی میگیرد و برق تولید میکند. اما حالا شرکت گاز میگوید من چه کار کنم؟ وقتی گاز را مجانی میدهم، خودم را چگونه اداره کنم؟
برای این هم راهی پیدا میشود. چون شرکت گاز، گاز را از شرکت نفت میگیرد، به شرکت نفت میگوییم گاز را مجانی به شرکت گاز بدهد و شرکت گاز هم مجانی به نیروگاه بدهد. حل شد!
اما حالا شرکت نفت میگوید من چه کار کنم؟ دیگر برای شرکت نفت راهی نداریم. نتیجه این است که بدهکارترین بنگاه اقتصادی ایران، بزرگترین و مهمترین بنگاه اقتصادی، یعنی شرکت ملی نفت است. شرکت نفت رفته از بانک ملت وام گرفته تا در پارس جنوبی سرمایهگذاری کند. بعد پول برنمیگردد و مدیر عامل بانک ملت به دلیل دادن این تسهیلات، بازداشت میشود. از مدیرعامل بانک میپرسند چرا برای این موضوع وام دادید؟
بعد به وزیر نفت میگویند اینقدر بدهکار هستید. پاسخ این است که این کف دست ماست؛ اگر پول پیدا کردید، بیایید بگیرید.
چرا چنین اتفاقی میافتد؟ چون اصلاً یک کسبوکاری است که زیان را به زیان منتقل میکند.
مسئله وزارت نیرو را حل نکردهایم؛ زیان آن را به شرکت گاز منتقل کردهایم. مسئله شرکت گاز را هم حل نکردهایم؛ آن را به شرکت نفت منتقل کردهایم. به انتهای زنجیره که میرسیم، دیگر کسی نیست که زیان را به او منتقل کنیم.
وزیر نیرو در نهایت میگوید من نمیتوانم با این وضعیت اداره کنم؛ استعفای من را قبول کنید و بگذارید بروم. آنوقت میگویند بسیار خب، جلسه بگذاریم و قیمت برق را افزایش دهیم.
{تا اسم افزایش قیمت میآید، عدهای میگویند}: آهان! شد «تعدیل ساختاری»! میگویند که این همان سیاستی است که کسانی که برنامه مینویسند از پشت صحنه هدایت کردهاند. {کارکسانی است که برنامه توسعه را نوشتهاند و سیاستهای تعدیل ساختاری را پیشنهاد کردهاند.} در حالی که وزیر نیرو میگوید هیچکس به من تقلب نرسانده است؛ من خودم ناچار شدم این کار را بکنم.
اما حتی با حل این مسئله {افزایش قیمت برق}، هنوز یک مشکل دیگر باقی مانده است. وزارت نیرو {به عنوان مثال} سالی ۴۰۰۰ مگاوات سرمایهگذاری جدید لازم دارد. این سرمایهگذاری از کجا باید تأمین شود؟
{سیاستگذار میگوید}: برای آن هم راهی پیدا میکنیم. به سرمایهگذاری که میخواهد نیروگاه بسازد، یک کاغذ میدهیم و میگوییم وقتی نیروگاه شما به بهرهبرداری رسید، برق را با قیمت خوبی از شما میخریم. سرمایهگذار این کاغذ را میگیرد، به بانک میرود، وام میگیرد و نیروگاه را میسازد.
تا چشم به هم بزنیم، نیروگاه به بهرهبرداری رسیده است. حالا سرمایهگذار میگوید «الوعده وفا». شما تعهد کردید برق را با آن قیمت از من بخرید.
اما این بار پاسخ میشنود که الان مصلحت در این نیست که قیمت برق افزایش پیدا کند. {سرمایهگذار میگوید:} بسیار خب؛ پس لطفاً به مدیرعامل بانکی که به من وام داده است تلفن کنید و بگویید مشکل چیست {و من چرا نمیتوانم اقساط خود را بپردازم.}
حالا بانک میپرسد من چه کار کنم؟ {معلوم است} هیچی دیگر؛ تبدیل به بدهی بانک به بانک مرکزی شده و آن هم تورم میشود.
متن کامل این مطلب را در اقتصادنامه بخوانید:
https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104332
https://t.me/eqtesadnameh
https://ble.ir/eghtesadnameh
https://chat.whatsapp.com/Ec8K10gc3tB7qsBJAOrLtQ
اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد ایران
Post #45542
66
Forwarded from اقتصادنامه
- 👎 1