پشت پرده انتشار خبرهای منفی علیه بنگاههای معدنی و صنعتی
✍ بیرونیت
چرا برخی بنگاههای معدنی و صنعتی و مدیران عامل آنها ناگهان به سوژه ثابت اخبار منفی تبدیل میشوند؟ آیا این حجم از انتقاد، نتیجه عملکرد بنگاه و مدیران آن است، با یک موج رسانهای هدفمند مواجهایم، یا پای منافع اقتصادی و فشار برای دریافت پول، قرارداد و امتیاز در میان است؟ و مهمتر از همه، بنگاهها، مدیران عامل و روابطعمومیها چگونه میتوانند مرز میان نقد حرفهای، تخریب رسانهای و فشار برای کسب منفعت را تشخیص دهند و در برابر هرکدام چه رفتاری داشته باشند؟
با این حال، باید میان نقد رسانهای و فشار رسانهای مرز روشنی قائل شد. انتشار خبر منفی درباره یک مدیرعامل یا بنگاه اقتصادی، به خودی خود نشانه تخریب یا باجخواهی نیست. رسانه وظیفه پرسشگری و نقد عملکرد مدیران را دارد. مسئله زمانی آغاز میشود که خبر از کارکرد اطلاعرسانی خود فاصله گرفته و به ابزاری برای دستیابی به منافع دیگر تبدیل شود.
یکی از مناسبترین چارچوبها برای تحلیل این وضعیت، «اقتصاد سیاسی رسانه» است؛ رویکردی که میپرسد مالک رسانه کیست، منابع درآمد آن از کجا تأمین میشود، چه منافع اقتصادی پیرامون آن وجود دارد و این منافع چگونه میتواند بر انتخاب و انتشار محتوا اثر بگذارد. این موضوع در صنایع معدنی و صنعتی، با توجه به گردش مالی بالا و بودجههای تبلیغاتی قابل توجه شرکتها، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
رسانه در عین حال از قدرت جلب توجه عمومی برخوردار است. تکرار مستمر اخبار منفی درباره یک شرکت یا مدیر میتواند یک موضوع را در ذهن مخاطبان برجسته کند.
در نظریه «برجستهسازی»، رسانه الزاماً به مخاطب نمیگوید چگونه فکر کند، اما میتواند بر اینکه درباره چه موضوعی بیشتر فکر کند اثر بگذارد. بنابراین انباشت اخبار منفی، حتی اگر هرکدام بهتنهایی محدود باشند، ممکن است در نهایت تصویری کلی از یک بنگاه یا مدیر در افکار عمومی ایجاد کند.
در کنار آن، «چارچوببندی» نیز اهمیت دارد. انتخاب تیتر، واژگان، تصویر، منابع و اطلاعاتی که برجسته یا حذف میشوند، بر برداشت مخاطب اثر میگذارد. به همین دلیل، برای ارزیابی عملکرد یک رسانه نباید فقط پرسید «چه چیزی منتشر شده؟»، بلکه باید دید موضوع چگونه روایت شده است.
«دروازهبانی خبر» ضلع دیگر ماجراست. از میان صدها اتفاق یک بنگاه معدنی یا صنعتی، رسانه تصمیم میگیرد کدام موضوع به خبر تبدیل شود و کدام موضوع نادیده گرفته شود. اگر اخبار منفی به شکل مستمر انتخاب و برجسته شوند، در حالی که سایر ابعاد عملکرد مجموعه کمتر مجال انتشار پیدا کنند، بررسی الگوی انتخاب اخبار میتواند به شناخت سیاست رسانهای کمک کند.
اما بخش مهم ماجرا، نحوه مواجهه مدیران و روابطعمومیها است. نخستین اشتباه، واکنش هیجانی، تهدید رسانه، درخواست حذف خبر یا قرار دادن همه منتقدان در جبهه تخریب است. روابطعمومی حرفهای باید میان نقد مستند، خبر نادرست، جهتگیری رسانهای و فشار برای کسب منفعت تفاوت قائل شود.
در برابر نقد مستند باید پاسخگو بود؛ در برابر اطلاعات نادرست باید سریع و مستدل پاسخ داد؛ و در برابر فشار نامتعارف باید به جای معامله، مستندسازی و پیگیری حرفهای و حقوقی را در پیش گرفت. هرگونه ارتباط احتمالی میان مطالبه پول یا قرارداد تبلیغاتی و انتشار یا توقف خبر نیز باید مستند شود.
همچنین بودجه تبلیغاتی شرکت نباید به ابزاری برای خرید سکوت تبدیل شود. این شیوه شاید در کوتاهمدت یک خبر را متوقف کند، اما در بلندمدت میتواند بنگاه را در برابر فشارهای مشابه آسیبپذیرتر کند.
رسانه حق دارد مدیران و بنگاههای قدرتمند را نقد کند و مدیران نیز نباید هر خبر ناخوشایندی را تخریب تلقی کنند. در مقابل، قدرت رسانهای هم نباید به ابزاری برای معامله بر سر اعتبار اشخاص و شرکتها تبدیل شود. هنر مدیریت ارتباطات دقیقاً در همین نقطه است: نه تسلیم فشار شدن، نه جنگیدن با رسانه؛ بلکه پاسخگویی، مستندسازی و مدیریت حرفهای افکار عمومی.
Biroonit.ir
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
▫️ "بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
Post #45375
476