⭕️ آذربایجانچیلیق و تورکائلیچیلیک در حرکت ملی تورک
در حرکت ملی تورک در ایران، طیفهای گوناگونی وجود دارند که آذربایجانچیلیق و تورکائلیچیلیک دو نمونه از آنها هستند. این طیفها در مخالفت با قومگرایی فارسی اشتراک نظر دارند، اما در برخی مسائل نظری و سیاسی اختلافهایی نیز میان آنها وجود دارد. بااینحال، گاهی این اختلاف چنان بزرگنمایی میشود که گویی این دو جریان دشمن یکدیگرند. هدف این نوشته بررسی تفاوتها و نسبت میان این دو رویکرد است.
▫️برای این منظور، سه نکته مهم است. نخست، از منظر نظریۀ ناسیونالیسم میتوان میان دو صورت کلی ناسیونالیسم فرهنگی و سرزمینی تمایز گذاشت. ناسیونالیسم فرهنگی، که ناسیونالیسم آلمانی معمولاً نمونهای کلاسیک از آن دانسته میشود، بر عناصر مشترک هویتی مانند زبان، فرهنگ، ادبیات، تاریخ، حافظۀ جمعی و احساس تعلق تأکید میکند و اجتماع ملی را بر اساس آنها تعریف میکند. قلمرو ملی نیز میتواند بر مبنای پراکندگی این جمعیت تصور شود. در مقابل، ناسیونالیسم سرزمینی، که ناسیونالیسم فرانسوی نمونهای کلاسیک از آن است، تعریف ملت را با یک واحد سرزمینی پیوند میدهد و ساکنان آن قلمرو را اعضای یک ملت سیاسی تلقی میکند. به بیان ساده، در ناسیونالیسم فرهنگی ملت مقدم بر قلمرو است؛ در ناسیونالیسم سرزمینی، قلمرو مقدم بر ملت است. البته این دوگانگی مطلق نیست و ناسیونالیسمهای واقعی معمولاً این دو عنصر را درهم میآمیزند.
▫️نکتۀ دوم، دستهبندی طیفهای حرکت ملی تورک بر اساس اهداف سیاسی آنهاست. میتوان این طیفها را در سه گروه قرار داد: طرفداران خودگردانی یا فدرالیسم، طرفداران جدایی و تشکیل واحد سیاسی مستقل، و طرفداران ایران دموکراتیک که تورکها را یکی از عناصر سازندۀ جامعۀ سیاسی ایران میدانند و خواهان شناسایی این واقعیت در قانون اساسی و ساختار سیاسی کشور هستند. این تقسیمبندی صرفاً تحلیلی است و مرز میان آنها همیشه ثابت نیست.
▫️نکتۀ سوم به مفهوم تورکائلی مربوط است. در میان باورمندان، تورکائلی معمولاً مجموعۀ مناطق تورکنشین ایران، یعنی جغرافیایی که تورکها در آن اکثریت یا بخش عمدۀ جمعیتاند، تعریف میشود. بر این اساس، آذربایجان بخشی از تورکائلی است، اما تورکائلی محدود به آذربایجان نیست. در این برداشت، رابطۀ آذربایجان و تورکائلی از حیث جزء و کل، مشابه رابطۀ آنادولو و تورکیه است.
▫️با این مقدمات، دو پرسش مطرح میشود: نخست، آذربایجانچی و تورکائلیچی در کدام نوع ناسیونالیسم قرار میگیرند؟ آذربایجانچیلیق، در صورت سیاسی و سرزمینی خود، بر یک واحد جغرافیایی مشخص تکیه دارد؛ ازاینرو عنصر سرزمینی در آن تعیینکننده است. تورکائلیچیلیک، در مقابل، بسته به شرایط سیاسی و نحوۀ صورتبندی آن میتواند هر دو شکل را پیدا کند. در شرایط ثبات، تورکائلی میتواند مفهومی فرهنگی و جغرافیایی برای تعریف جامعۀ تورک باشد؛ در شرایط بیثباتی، همین مفهوم میتواند به پروژهای سیاسی و سرزمینی تبدیل شود.
▫️پرسش دوم، رابطۀ این دو رویکرد با سه موضع سیاسی یادشده است. آذربایجانچیها میتوانند فدرالیست یا طرفدار جدایی باشند، اما در تعریف کلاسیک آذربایجانچیلیق، نمیتوانند ملت تورک را یکی از عناصر سازندۀ ایران بدانند؛ زیرا مبنای سرزمینی آن دگرگون میشود. تورکائلیچیها، برعکس، میتوانند در هر سه طیف قرار گیرند: فدرالیسم، استقلال تورکائلی، یا شناسایی ملت تورک بهعنوان یکی از عناصر سازندۀ ایران.
▫️بنابراین، تبدیل اختلاف این دو جریان به خصومت بنیادین ثمربخش نیست. یک آذربایجانچی فدرالیست و یک تورکائلیچی فدرالیست، با وجود تفاوت در تعریف قلمرو، میتوانند برای حقوق ملی تورکها همکاری کنند. حتی دو جریان طرفدار جدایی نیز الزاماً دشمن نیستند؛ زیرا در منازعۀ واقعی، مرزهای سیاسی نه با شعار و نقشه، بلکه بر اساس عوامل جمعیتی، جغرافیایی، سیاسی، بینالمللی و، در صورت جنگ، موازنۀ قدرت تعیین میشوند.
▫️تنها دربارۀ طرفداران ایران دموکراتیک، اختلاف اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا آذربایجانچیلیق در تعریف کلاسیک خود، «ملت آذربایجان» را واحدی سیاسی ـ ملی میداند و با تعریف تورکها بهعنوان یکی از ملتهای سازندۀ ایران سازگار نیست. بااینحال، این اختلاف نیز ضرورتاً مانع همکاری نیست و آذربایجانچیها میتوانند از مطالبات حقوق ملی در ایران دموکراتیک بهعنوان تاکتیک سیاسی استفاده کنند.
در نهایت، اختلاف آذربایجانچیلیق و تورکائلیچیلیک را باید اختلافی نظری دربارۀ تعریف ملت و قلمرو ملّی دانست، نه دشمنی درونحرکتی. این دو رویکرد تفاوتهای واقعی دارند، اما این تفاوتها لزوماً به نفی همکاری منجر نمیشوند. حرکت ملی تورک میتواند این تکثر را بهعنوان بخشی طبیعی از یک جنبش ملی بپذیرد و به جای بزرگنمایی اختلافات، بر زمینههای مشترک همکاری تمرکز کند.
@Bir1ses
Post #638
178