🧠 تفاهمنامه افتخارآمیز است
نوشتم: «متنِ تفاهمِ تحقیرآمیزی که رئیسجمهور آمریکا در خلال جنگ با ایران مجبور به امضا شده (MoU) حتماً یک سندِ افتخارِ تاریخیه.»
دانشجوی علوم سیاسی (!) نوشته:
«راحت که زد زیرش، چه تحقیری؟ باز اگر اجرایی میشد یه حرفی!»
حرفِ عوامانهی پرتکرارِ این روزها.
چطوره که یک دانشجوی علوم سیاسی نمیفهمه نقض شدنِ یک توافق در آینده، هیچ چیزی رو درباره «شرایط امضای اون توافق» ثابت نمیکنه؟
مثال تاریخیِ روشنتر:
روسیه در ۱۹۱۸، وسط جنگ جهانی اول و در شرایط بسیار بد نظامی، پیمان برست-لیتوفسک رو با آلمان امضا کرد و امتیازات تحقیرآمیزی به آلمان داد؛ منجمله اینکه بخش بزرگی از سرزمینهای تحت کنترلِ سابقش رو واگذار کرد. چند ماه بعد که شرایطِ جنگ عوض شد و آلمان شکست خورد، این پیمان هم عملاً کنار گذاشته شد و آلمان در آتشبس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ از حقوق ناشی از اون توافق صرفنظر کرد.
حالا طبق منطق شما باید بگیم:
«چون چند ماه بعد توافق از بین رفت، پس روسیه موقع امضای تفاهم اصلاً تحت فشار نبوده، امتیازی هم نداده، تاریخ هم ضعفِ روسیه در لحظهی امضا رو قضاوت نمیکنه!»
خب معلومه که این استدلال غلطه.
«اجرایی شدن یا نشدنِ یک توافق»، یک بحثه؛ «شرایطی» که طرفین در اون مجبور به امضا شدن، یک بحث دیگه.
ممکنه یک طرف امروز تحت فشار امتیاز بده، فردا موازنه قدرت عوض بشه و بزنه زیرش یا توافق رو پس بگیره. اتفاق دوم، اتفاق اول و علل و شرایطش رو که از تاریخ حذف نمیکنه.
پس اگر بحث ما اینه که «رئیسجمهور آمریکا در چه شرایطی حاضر شده چنین متنی رو امضا کنه»، جملهی «ولی بعداً زد زیرش» اصلاً پاسخِ اون سؤال نیست؛ باید درباره شرایط امضا، میزان فشار و مفاد خود توافق بحث کرد، نه اینکه صرفاً بگیم بعداً اجرا شد یا نشد.
Post #15929
2.3K
- ❤ 38