Post #15935
1.15K
صاحبِپوتینهایبزرگ اونی که خوابِ شبت رو فدا کردی که باهاش حرف بزنی و صبحش توی مسیرِ دانشگاه و کار چشمات دراومد کو؟ کجاست؟ اونطور که نگاهش میکردی هنوز میبینیش؟
انتظار داشتم ذیلِ این پیام، به سیاقِ گذشتهها به ناله تبدیل بشه. ولی میبینم که جنگ و نبودِ اینترنت همهتونو به ازدواج انداخته و به جای ناله کردن زیرِ پستای نوید دارید آلبومِ نامزدیتونو آپلود میکنید. چشمَم روشن.
- ❤ 35