درسگفتار (آفلاین )
دربارهی سیاست استتیک:
۴- گسترش دایرهی ادراک
بههدایت مهسا اسدالهنژاد
۶ جلسه
ژاک رانسیر در سیاست استتیک: بازتوزیع امر محسوس (۲۰۰۴) مینویسد «استتیک» در قلبِ سیاست است و این گزاره در تخالف است با آنچه والتر بنیامین از «استتیکشدنِ سیاست» (زیباشناختیشدنِ سیاست) میگفت. از نظر بنیامین استتیک رهآورد فاشیسم است برای سیاست. رژیم فاشیستی برای آنکه روابط مالکیت دستنخورده باقی بماند، به تودههای پرولتاریزه قسمی بیانگری میبخشد تا از مجرایِ استتیککردنِ سیاست به آنها احساس وجودداشتن بدهد. ژاک رانسیر اما فکر میکرد که استتیک با سیاست یکیست اگر آن را به زبانِ کانتی بفهمیم.
در زبان کانتی، استتیک محدودهزدایی از فضاها و زمانهاست؛ از امر دیدنی و نادیدنی، از سخن و صدایِ نامفهوم. و این همزمان همان چیزیست که مکانِ سیاست و مسائل آن را چون شکلی از تجربه متعین میکند. سیاست حولِ آنچه دیده میشود و آنچه که دربارهی امر دیدنی میتوان گفت میچرخد؛ حولِ اینکه چه کسی قدرتِ دیدن دارد و میتواند سخن بگوید؛ حول مالکیتِ فضاها و امکاناتِ زمان. رانسیر سیاست را «ماشینِ دیدن» (Machine of vision) مینامید.
در این دوره که چهارمین دوره از «دربارهی سیاست استتیک» است، به سراغِ پرسشهایی میرویم که این شیوه از اینهمانانگاریِ سیاست و استتیک پیشِ روی ما میگذارد. درواقع آرایِ رانسیر را با تکیه بر این قسم از اینهمانانگاری به بحث میگذاریم: از این گزاره که سیاست با اقتصادِ دیدن یا صدا گره خورده است، دقیقاً چه میفهمیم و این گزاره چه دلالتهایی دارد؟ به چه معنا ادراک یا حسپذیریْ قلمرویی برای قدرت یا عاملیت میسازد؟
جلسهی اول: آنچه ادراک میشود (The Perceptible) و امر زیبا
جلسهی دوم: آنچه باید ادراک بشود (The Percipiendum) و امر والا
جلسهی سوم: فرارویِ تخیل: تَرکانداختن در بازتوزیع غالب امر محسوس
جلسهی چهارم: از استتیک به سیاست: برابری در ادراک، برابری در نقطهی آغاز
جلسهی پنجم: عدم توافق و امکان سیاست چون انفجار پُرزور امر محسوس
جلسهی ششم: برابریِ فعال دربرابر برابریِ منفعل یا چارچوبی هنجاری
برای سیاستِ دموکراتیک
مهسا اسدالهنژاد، متولد ۱۳۶۹، دانشآموختهی دکتریِ جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس است. عنوان پایاننامهی ارشد او «تخیل و امکان نقد واقعیت عینی؛ مطالعهی موردی هانری کربن و استلزامات سیاسی و اجتماعی عالم مثال» نام داشت. او در این پایاننامه به دنبال آن بود تا نشان دهد که چگونه تخیل فعال در سنتِ فلسفهی اسلامی (عالم مثال) به واقعیتگریزی اجتماعی و سیاسی منتهی میشود و در ازایِ این واقعیتگریزی چه جهان سیاسی-اجتماعیِِ باطنیگرایی خلق میکند. او در پایاننامهی دکتری به مطالعهی تاریخ شکلگیری دولت جمهوری اسلامی، از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸، پرداخته است. در دورهی کلیای که در موسسهی بیدار قرار است برگزار شود، بازگشتی به بحث تخیل صورت میگیرد. این بار اما مسئله این است که تخیل فعالِ انتقادی چگونه میتواند به سیاستی انتقادی، و نه سیاستی باطنیگرا، منجر شود. در واقع تخیل که نقش بسیار مهمی در ساختِ استتیکی جامعه ایفا میکند، چطور میتواند سیاستی انتقادی پیش بکشد. حوزهی مطالعاتی و نوشتاری او اندیشهی سیاسی، اندیشهی انتقادی و تاریخ معاصر ایران است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
www.bidar.school
institutebidar@gmail.com
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
Post #754
4.44K